- آيا خامنه اي از مدتها پيش راه دور زدن هاشمي،تخريب و كنار گذاشتن او و تثبيت مريدي تمام اعيار را برنامه ريزي كرده بود؟
-
چرا خامنه اي از هاشمي -كسي كه راه رهبري را براي او هموار كرد- هراسان است؟
- آيا هراس از امكان جانشيني رهبري بوسيله هاشمي او را به فعليت اخير در تشويق احمدي نژاد براي تخريب او كشانده است؟ آيا توزيع ميليونها سيدي تخريبي عليه رفسنجاني از كانون سپاه چهارسال پيش و در اين دوره بدون حمايت خامنه اي ممكن بود؟
- آيا توافق بين هاشمي-خامنه اي – سيد احمد جهت تصدي ده ساله رهبري براي خامنه اي، بعد از مرگ مشكوك سيد احمد نفر دوم اين توافق نامه را هدف قرار داده است؟ (رجوع به مقاله انتهاي همين بخش)
- آيا فاطمه رجبي به تحريك و تشويق خامنه اي و آقا مجتبي رسالت لجن پراكني عليه هاشمي ، موسوي و خاتمي را بر عهده گرفت تا زمينه ساز برنامه رهبر شود؟ چگونه است اين فاحشه ادبيات از چنان مصونيت آهنيني همچون انصار ولايت برخوردار شده كه با اين همه توهينهاي سخيف ، مدعي العمومي پيدا نمي شود؟ مسلم است كه چراغ مثبت بالاترين مقام را با خود دارد.
-
چراعزيزترين ياران امام خميني چون فرزند امام (مرحوم احمدآقا) ، نوه او، خاتمي و اكنون موسوي رااينگونه بيرحمانه مورد حمله مستقيم و يا غير مستقيم قرار داده و مي دهد؟
- آيا از زمان 18 تير بعد از خطاب دادن مستقيم خامنه اي توسط دانشجويان- همانطوركه فائزه اشاره مي كند-؛ او احساس خطر كرد و راه حذف كاملا منتقدان خود را در پيش گرفت و طرح تثبيت و سپس مادام العمري را براي رياست احمدي نژاد ارائه كرد؟
- آيا طرح كنار گذاشتن روحانيون با نفوذ از رؤساي سه قوه به منظور ايجاد كانونهاي زيردست و تابعه بود؟
- آيا خامنه اي از اينكه افراد مستقل محبوب جامعه بوجود آيد در هراس است و بر اين مبنا همواره در دوران خاتمي سعي در نااميد كردن مردم از خاتمي به دنبال گرايش جوانان به او بود؟
- آيا مرگ سيداحمد خميني حذف زود هنگام يك مدعي بلقوه قائم مقامي براي رهبري نبود؟
- دستگيري هاي گسترده فعالين سياسي درون حاكميت كه منتقد دولت بوده اند وقبلا سمتهاي اجرايي داشته اند بلافاصله بعد از كودتاي انتخاباتي، اخطار به در نطفه خفه كردن انقلاب مخملي دو روز قبل از انتخابات با مخاطب مستقيم موسوي توسط ارگان سپاه ، طرح برسي امكان انحلال احزابي چون مشاركت، مجاهدين انقلاب و مجمع روحانيون مبارز چه معنايي را دنبال ميكند؟ جز ميدان را براي يك ديكتاتوري تمام عيار به رهبري جنابعالي و نمادي از مجسمه رياست جمهوري؟
جواب اين پرسشها معادله كودتا را رمزگشايي مي كند.
اما در مورد نقش مصباح و معامله احتمالي بين او و احمدي نژاد از يك طرف و مجتبي و خامنه اي از طرف ديگر مي توان به سربرگ مقاله آيا آقا مجتبي پشت پرده كودتاست؟ چرا؟ رجوع كرد و موارد مربوط به نقش مصباح را در زير اشاره كرد:
1. فتواي جايز بودن تقلب براي پيروزي احمدي نژاد توسط مصباح؛
- بعد از ریزش شدید آراء یکی از کاندیداها و نا امیدی یارانش و نیز کاهش درصد آرای مشارالیه در نظر سنجیهای معتبر دولتی دراوایل اردبهشت ماه سال جاری، یکی از آقایان اساتید حوزه و رئیس موسسه آموزشی در قم که اتفاقاً زمانی مباحث فلسفه سیاسی را درنماز جمعه تهران مطرح میکردند، در جلسه محرمانهای با تفسیر به رأی سوره بقره آیه 249 خواهان تغییر آرا به نفع کاندیدای اقلیت میشود و میگوید: «اگر کسی رئیس جمهور شود و ارزشهای اسلامی که اکنون در لبنان، فلسطین و ونزوئلا و دیگر نقاط جهان منتشر شده آسیب ببیند، رأی دادن به او جایز نیست و حرام است؛ هم خودمان نباید رای بدهیم و هم باید مردم را هوشیار کنیم که رای ندهند، ولا غیر. بر شما مسئولین انتخابات، هر امری واجب است».
- ایشان ضمن گلایه شدید از برخی نامزدها ادامه داد: «کسانی که اصلاً صلاحیت اخلاقی و قانونی ندارد را بریزید دور» و تاکید میکند : «بالاترین وظیفه آن است که آنچه را درحال از دست دادن هستید برگردانید». همانطور که در مطالب بالا به نقل از یکی از مدعوین جلسه به دست آمد ؛ حکم شرعی “تغییر آراء” در انتخابات صادر شده است. در این شرایط سرانجام انتخابات ریاست جمهوری 88 چه خواهد شد؟!
2. گفتگوي احمدي نژاد و مصباح بلافاصله بعد از انتخابات و تاكيد بر پي گيري ديكتاتوري اسلامي با عنوان حكومت اسلامي
احمدی نژاد در حضور مصباح یزدی و جمع هم فکران او علاوه بر تشکر و اظهار ارادت، از موفقیت برنامههای گذشته و نیاز برای مدیریت نیروهای آینده سخن میگوید. او به پشتیبانی نظری (از طرف مصباح) و توانایی اجرایی (دولت کودتا) اشاره میکند.
… خدا را سپاسگزارم که توفیق داد که امروز در قم عزیز … خدمت حضرتعالی و عزیزان برسم و عرض ارادت بکنم. و همینطور از فرمایشات حضرت عالی و سایر دوستان استفاده بکنم. مطالب را فرمودید، … انقلاب اسلامی را نمیشه در یک زمان و مکان خاصی محدود کرد… همۀ آن چیزهایی را که گفتیم و میخواستیم، به نظرم فرصت تحققش داره فراهم میشه. ولی به نظر من این حرکت نیازمند یک «پشتوانۀ نظری» قوی و یک «پشتوانۀ اجرایی» قوی است. بهترین جای این پشتیبانی هم در وحله اول به نظر من همین جاست. که در قم هست و جایی که عزیزانی برای تحقق “حکومت اسلامی” زندگی میکنند، نفس میکشند، طلبگی میکنند، تحصیل میکنند و زندگیشان را وقف تحقق حکومت اسلامی کردن. الان به نظرم شرایط فراهمه . بنده هم “استمداد میطلبم”، و “در خدمتتون هستم” به عنوان فردی که شاید خودش در این حرکت موضوعیت نداشت، بلکه حرکت، یک حرکت عظیمه، یک حرکتی است، خودتون که اشاره فرمودید، خودش یک لطفی بود، یک عنایت ویژه است، …، انشاءالله “سرآغاز تحولات بزرگ در عالم” هست. مطابق فرمایشات جنابعالی در هر دورهای وسیلهای داره، بالاخره این وسط قرار گرفت و یک مسئولیت بر دوشش هست. استمداد میطلبم. باید همۀ ظرفیتهای فکری و اجرایمون رو بیاریم پشت سر تحقق احکام اسلامی، عدالت اسلامی، و انشاءالله برپایی یک جامعۀ الگو و شاهد در سرزمین عزیز ایران. به نظر من این شدنی است. اگر نبود، مکلف نمیشدیم به انجام این کار. همون جا پیش بینی شده که بالاخره یک سازماندهی بشه، در اینجا هم اگه حضرت عالی بزرگواری بفرمایید و دوستان، مجموعهای مسئول بشن برای دنبال گیری این قضیه و استفاده از همۀ ظرفیتها؛ به موازتش در دانشگاه هم همین کار در دست طراحی است. بریم به سمت عملیاتی شدن دیدگاهها و ترویج فرهنگ اسلامی…
(http://avalinha.blogspot.com/2009/06/blog-post_20.html )
مقاله ديگر در اين زمينه نيز وجود دارد كه در لينك زير وجود دارد:
آيا بين خامنه اي مصباح و احمدي نژاد معامله اي بر سر انتخابات صورت گرفت
مرور دوباره گزارش تکاندهنده کارکنان وزارت کشور درباره صدور حکم شرعی تغییر آراء:
آفتاب: جمعی از کارکنان وزارت کشور با انتشارنامهای سرگشاده نسبت به تغییر و دستکاری آرا مردم در ستاد انتخابات کشور هشدار دادند.
در این نامه که رونوشت آن به ریاست مجلس خبرگان رهبری، ریاست مجلس شورای اسلامی، ریاست قوه قضائیه، ریاست کمیته صیانت ار آرا مردم، مسئول بازرسی دفتر مقام معظم رهبری، ریاست سازمان بازرسی کل کشور و کاندیداهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ارسال شده آمده است:
اینجانبان از کارکنان متعهد، متخصص و ایثارگر وزارت کشور، با سابقه کارشناسی و مدیریتی در برگزاری انتخابات متعدد، بعضا از دورههای آیت الله خامنهای، آیت الله هاشمی رفسنجانی و حجت الاسلام و المسلمین خاتمی اعلام مینماییم؛ از سلامت انتخابات کنونی به دلایلی که شرح خواهیم داد، احساس خطر میکنیم.
اهداف و برنامه ریزی در ستاد انتخابات کشور، به طور آشکار و متقنی به سمت صیانت و سلامت از آراء مردم در انتخابات 22 خرداد 88 پیش نمیرود، این موضوع نیز در برگزاری انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی در روز جمعه 24 اسفند 86 به نحوی شاهد آن بودهایم، اما از بیم و هراس آینده شغلی خود دم فرو بستیم، ولیکن دچار عذاب وجدانی شدهایم که هنوز ادامه دارد، هم اکنون آن شرایط و فضای ناسالم به وضوح قابل درک، مشاهده و به مراتب بدتر از آن زمان است و این مشکل اساسی را تعدادی از کارشناسان اصیل و باوجدان وزارت کشور در ستاد انتخابات کشور و یا وزارتخانه فعال هستند، بدان اذعان دارند، اما متاسفانه با دلی پرخون جز اطلاعرسانی پر بیم و هراس، کاری از دستشان بر نمیآید. (هرچند که میدانیم پس از انتشار این مطلب آقایان به تکذیب آن خواهند پرداخت) در این جا فضایی امنیتی تیره، تاریک، غیر شفاف، و غیر کارشناسی که هرگز در طول تاریخ برگزاری انتخابات شاهد آن نبودهایم، روح و روان ما را آزرده و خواب را بر ما حرام کرده است.
اینجانبان دوستداران نظام، انقلاب، رهبری و میهن عزیزمان، مصرانه اعلام مینماییم، قبل از آن که خدای ناخواسته حادثهای فراگیر را در کشور شاهد باشیم و موقعیت نظام جمهوری اسلامی، وحدت مردم، انسجام و یکپارچگی کشور به خطر افتد که در آن صورت مهار آن مشکل، چه بسا غیر ممکن با شد، به نجات وضع موجود در ستاد انتخابات کشور بشتابند، امیدواریم که مسئولین امر با ابزار قانونی و پیگیریهای لازم، آراء مردم که در حقیقت سرنوشت آینده کشور است، صیانت و پاسداری به عمل آورند، تا در پیشگاه خداوند متعال و مردم شریف ایران سربلند باشند و این نظام برای چهار سال آینده در عرصههای داخلی و خارجی سرافراز و سربلند باشد و از همین جا مصرانه و عاجزانه تاکید میکنیم : ناظرانی از کمیته صیانت از آراء مردم به اتفاق نمایندگانی از دفتر بازرسی بیت مقام معظم رهبری و سازمان بازرسی کل کشور را درون ” اتاق تجمبع آمار” در ستاد انتخابات کشور که اکنون به فرمان فردی غیر وزارت کشوری به نام «سید حسن میردامادی» است، بفرستید تا با حضور مستمر و آنی، نگهبان آراء مردم باشند ” انشاءالله
ما در حالی ایام شهادت فاطمه (س) را سپری میکنیم که در ابتدای ورود به بیستمین مراسن سالگرد ارتحال ملکوتی حضرت امام خمینی ( ره )، شاهد حوادث خونباری در زاهدان هستیم. حوادثی که دل هر مسلمانی را به در آورد عملیات تروریستی، اما به اصطلاح استشهادی برای از بین بردن مسلمانی دیگر، رویدادی که انجام آن در تاریخ این مرز و بوم بی سابقه بوده است. ضمن تسلیت به خانوادههای داغدار آن حوادث شوم و سپاسگذاری از خداوند برای ختم به خیر عملیات بمبگذاری در هواپیمای مسافربری اهواز – تهران، مطالب زیر به استحضار هم میهنان عزیز و مسئولین گرامی رسانده میشود:
1. این مطالب تنها بخشی آشکار ار عملکرد مسئولان و مدیران رده بالای مجریان و هیئت نظارت بر انتخابات است که متعهدند در روز 22 خرداد 88 چهار انتخابات هم زمان شامل؛ دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و در برخی از استانها؛ انتخابات میان دورهای مجلس خبرگان، مجلس شورای اسلامی. میان دورهای شوراهای اسلامی شهر و روستا را در عین صحت و سلامتی برگزار کنند.
2. بعد از ریزش شدید آراء یکی از کاندیداها و نا امیدی یارانش و نیز کاهش درصد آرای مشارالیه در نظر سنجیهای معتبر دولتی دراوایل اردبهشت ماه سال جاری، یکی از آقایان اساتید حوزه و رئیس موسسه آموزشی در قم که اتفاقاً زمانی مباحث فلسفه سیاسی را درنماز جمعه تهران مطرح میکردند، در جلسه محرمانهای با تفسیر به رأی سوره بقره آیه 249 خواهان تغییر آرا به نفع کاندیدای اقلیت میشود و میگوید: «اگر کسی رئیس جمهور شود و ارزشهای اسلامی که اکنون در لبنان، فلسطین و ونزوئلا و دیگر نقاط جهان منتشر شده آسیب ببیند، رأی دادن به او جایز نیست و حرام است؛ هم خودمان نباید رای بدهیم و هم باید مردم را هوشیار کنیم که رای ندهند، ولا غیر. بر شما مسئولین انتخابات، هر امری واجب است».
3. ایشان ضمن گلایه شدید از برخی نامزدها ادامه داد: «کسانی که اصلاً صلاحیت اخلاقی و قانونی ندارد را بریزید دور» و تاکید میکند : «بالاترین وظیفه آن است که آنچه را درحال از دست دادن هستید برگردانید». همانطور که در مطالب بالا به نقل از یکی از مدعوین جلسه به دست آمد ؛ حکم شرعی “تغییر آراء” در انتخابات صادر شده است. در این شرایط سرانجام انتخابات ریاست جمهوری 88 چه خواهد شد؟!
4. اکنون طوفان انتخابات، با یاری میر حسین منزه، کروبی غیرتمند و رضایی شجاع، از این استان به آن آستان، از این شهر به آن شهر، از این روستا به آن روستا و از این ده به آن ده به سرعت برق و باد وزیدن گرفته است. این طوفان دشمن پلیدیها، در حال از بیخ و بن کندن دروغگوییها، نیرنگها و فریب دادنهایی است که چهار سال تمام بیوقفه و خستگیناپذیر در جایجای این سرزمین پهناور زیبا، شخم زده و پاشیده شد، و با سفرهای پی در پی، دوباره و سه باره، آن پلیدیها و امر به مشتبه شدنها را بارور و آبیاری کردند. الحق، ریشه کن کردن این زشتیها در ایران و پاک کردن چهره کدر ایرانیان در جهان، چه کار سخت و بار امانتی طاقت فرسا است، پس اکنون باید برای یاری و حفاظت آراء در خطر مردم، خروشید و جوشید.
5. بعد از این جلسه مهم بود که آقایان مسؤول، جان تازهای در کالبدشان دمیده شد و سرزنده، بانشاط و بدون دغدغه وجدانی به ترفندها و حیلههای به اصطلاح شرعی برا ی “تغییر آرا” مردم شریفمان متوسل میشوند. ابتدا آن مسوول درس خوانده مکتب چرچیل دکترای هوا و فضا، که دیگر خالی از عذاب وجدان شده، دست بهکار شد و تعداد شعب اخذ آرا را که در روز 24 فروردین 88 اعلام کرده بود : “بیش از 48 هزار عدد است” در روز 23 اردیبهشت ماه به “45 هزار و 758 مورد” تقلیل داد، همچنین تعداد واجدان شرایط در انتخابات ریاست جمهوری را 46 میلیون و 200 هزار نفر اعلام کرد. این آمار در حالی بیان شد که قبلا جداول مرکز آمار ایران حدود 51 میلیون و 300 هزار نفر را واجد شرایط رای دادن دانسته بود.
6. همین آبروریزی باعث شد که آقای دکتر محمد مدد، رییس مرکز آمار ایران تا مرز بازنشستگی پیش رود، مدیری که میتوانست نام نیکی در تاریخ سیاسی کشور با پافشاری بر حق 5 میلیون رای دهنده از خود برجای گذارد، چنین نکرد و بلافاصله در جریان جلسه شرعی انتخابات قرار گرفت، سپس تهدید و توجیه شد، بنابراین مسئولیت شرعی بیان آمار واقعی از او ساقط و سرانجام در 5 اردیبهشت ماه 88 در همایش استانداران سراسر کشور که در وزارت کشور برگزار شد، گفت « آمار تعداد افراد واجد شرایط رای دادن در انتخابات ریاست جمهوری 46 میلیون 200 هزار نفر است» و این جمله هم چون درفشی بود که این مسئول بی مسؤول، بر روح و روان آزاد مردان ایرانی فرو کرد.
آقای مدد برای حفظ چند صباح پست خود، چه ساده لوحانه ترفند و حیله تیم حرفهای “تغییر آراء” را با این جمله خود رسوا کرد: «این آمار 46 میلیون و 200 هزار نفری پس ازجلسات مشترک مرکز آمار ایران، سازمان ثبت احوال و وزارت کشور مشخص شد».
پس از این جلسه توجیهی، قال 5 میلیون رای دهنده ایرانی را چنین عمروعاصانه از صفحه سیاسی کشور کندند، سپس تشکیل کمیته صیانت از آراء مردم که از سوی یاران و معتمدان نزدیک حضرت امام (ره) و دلسوزان و معتقدان به نظام مقدس جمهوری اسلامی پیشنهاد شده بود را دارای وجهه قانونی ندانستند، فقط در خصوص حضور نمایندگان کاندیداها یا احزاب در شعب آراء، رییس ستاد انتخابات با منت و تهدید گفت: «این موضوع پیش بینی نشده، اما این افراد فقط ناظرند و حق هیچگونه دخالت جز گزارش دادن به هیئت نظارت یا اجرایی ندارند وگرنه از پای صندوقهای رأی بیرون رانده میشوند».
7. ترفند دیگری برای تغییر آراء مردم بنا به متن یکی از صورتجلسات ستاد انتخابات کشور، در این دوره از انتخابات، برای هر صندوق آراء دوعدد مهر تعریف شده است، به علاوه ده درصد اضافه کلان شهرها و صندوقهای سیار که این موضوع البته امری شبهه انگیز است.
8. یعنی اگر تعداد شعب اخذ رای برای کل کشور 45 هزار و 758 شعبه ( به گفته رییس ستاد انتخابات ) وتعداد مهر آماده برای هر صندوق دو عدد باشد، سر جمع کل مهرها 91 هزار و 516 میشود، حال اگر 10 درصد دیگر را که برای کلان شهرهای آماده، شده در نظر یگیریم یکصد هزار و 667 عدد میشود، که مهیا کردن این تعداد مهر انتخاباتی امری بی سابقه است. مطلعان انتخابات نیک میدانند که قبلا برای هر صندوق رای، تنها یک مهر که آن هم، حکم کیمیا را داشت، موجود بود، اما اکنون چنین نیست.
9. چاپ 12 میلیون تعرفه اضافی قابل تامل است. بنا به رویت صورتجلسهای دیگر، اکنون بیش از 58 میلیون تعرفه برای 46 میلیون و 200 هزار واجد شرایط چاپ رسیده است، در حالی که رییس ستاد انتخابات کشور در گفت و گو با رسانههای جمعی در تاریخ 6 خرداد 88 اعلام کرد :« حدود 57 میلیون برگ رای برای برگزاری انتخابات ریاست جمهوری چاپ شده است»، براین اساس، اگر اسناد موجود را ملاک قرار دهیم، در این بخش از نامبرده (مجری و امانتدار انتخابات )برای بیش از یک میلیون تعرفه دورغ گفته شده است. بدین ترتیب برای معادل 38.5 درصد از کل واجدین شرایط تعرفه اضافی چاپ شده است.
10. فرمول ” تغییر آراء” آقایان از فرمول مشارکت حداقلی مردم تبعیت میکند، اما اگر سطح مشارکت مردم افزایش یابد ان شاءالله چنین است و یا شاهد حضور نمایندگان کاندیداها یا دستگاههای نظارتی هم چون سازمان بازرسی کل کشور در ستاد انتخابات کشور خصوصا “اتاق تجمیع آمار” باشیم، نقشه آنان کارساز نخواهد شد.
دلیل کمتر اعلام کردن شمار واجدین شرایط، پیش بینی پرشور نشدن انتخابات و به طبع شرکت کم مردم درانتخابات بود تا با وارد کردن آراء غیر مردمی، هم میزان مشارکت را بالا برده باشند و هم موقعیت حاکمان فعلی را تثبیت نمایند، در حالی که الحمدالله فضای انتخابات کنونی، حضور پر شور و گسترده مردم را نشان میدهد و این نیز از وعدههای خداوند قادر است که میفرمایند ” و مکروا و مکرالله و الله خیرالماکرین”.
ورق برخواهد گشت.
شيشه سكوت مي نويسد:

۱- چند هفته پيش ، « دكتر مهدي خزعلي » (1) فرزند آيت الله « ابوالقاسم خزعلي » از روحانيون سرشناس و عضو مجلس خبرگان رهبري ، با شركت در برنامه « روی خط » تلويزيون فارسي صداي آمريكا ، كه موضوع مورد بحث اين برنامه « بررسي بيست سال رهبري آيت الله خامنه اي » بود ، به شرح مباحثي پرداخت كه حداقل براي من جالب و قابل تامل بود . دكتر خزعلي كه از استوديوي صداي آمريكا در دبي و به صورت تصویری در اين برنامه شركت كرده بود ضمن بيان مسائلي از نحوه به قتل رسانيدن « احمد خميني » كه شرحش را به صورت غير مستقيم از زبان خود سعيد امامي شنيده بود و هچنين شرح جدل ها و بحث هاي روحانيون در روزهاي انتخاب خامنه اي به عنوان رهبري ، از جلسه محرمانه اي بين آقايان رفسنجاني ، احمد خميني ، و خامنه اي در روزهاي پس از فوت آقاي خميني صحبت به ميان آورد كه گويا در آن جلسه ، اين سه تن با هم به توافق مي رسند تا زماني كه احمد خميني بتواند مدارج و مراتب حوزوي و علمي لازم را براي جانشيني پدر كسب كند، تا آن زمان كه ظاهرا 10 سال بعد بوده است ، خامنه اي رهبري جمهوري اسلامي را بر عهده بگيرد ! آنچه كه امروز روشن شده اين است كه احمد خميني تقريبا 6 سال بعد از آن جلسه محرمانه توسط گروه سعيد امامي به قتل مي رسد و امروز از آن جلسه 2 تن مانده اند : رفسنجاني و خامنه اي !!
۲- در طول سالهاي گذشته « هاشمي رفسنجاني » نشان داده است كه هر گاه حملات مغرضانه مخالفين اش بر عليه او افزايش يافته ، تلاش كرده است تا با قرار گرفتن در پشت سر خامنه اي از شدت حملات بكاهد . تمامي آنان كه تصاوير اولين جلسه مجلس خبرگان رهبري بعد از فوت آقاي خميني را كه چندين بار از صدا و سيما هم پخش شده است ديده اند ، به احتمال زياد با همان نگاه اول متوجه شدند كه « هاشمي » به عنوان يكي از گردانندگان اصلي جلسه در يك شعبده بازي آشكار و نقل قولي مشكوك از جانب آقاي خميني مبني بر حسن نيت ايشان نسبت به خامنه اي براي تصدي رهبري جمهوري اسلامي ، جو عمومي جلسه را كه چندان موافق خامنه اي به نظر نمي رسيد به نفع او تغيير داد ! امروز هاشمي خود پي برده ماري كه از آستين او روئيده است نه تنها خود و خاندانش كه ملتي را در آستانه كشيدن به ورطه نابودي ست . پس از كودتاي ننگين 22 خرداد ، انتظار عموم بر اين بود كه هاشمي با تكيه بر قدرت و نفوذي كه در هيات حاكمه ايران دارد در برابر كودتاچيان و زياده خواهي هاي شخص خامنه اي ايستادگي كند ، انتظاري كه اگر با پشتيباني روحانيون بلند پايه قم همراه مي شد ، چندان تصور دور از ذهني نبود. اما سخنان چند روز پيش « رئيس مجلس خبرگان » در مراسم بزرگداشت شهداي هفتم تير كه آغازي بود بر پايان سكوت چند روزه اش بعد از 22 خرداد ، و بيان جملاتي هر چند كم رنگ تر از گذشته در ستايش و حمايت از خامنه اي ، نشان داد كه وي در جلب رضايت اكثريت اعضاي مجلس خبرگان در حمايت از خويش و عليه خامنه اي ، موفق نبوده است . از هاشمي به عنوان يك سياستمدار زيرك و توانا اين انتظار مي رود كه با درك شرايط موجود به اين نتيجه رسيده باشد كه جنس حملات و فرمان آتشي كه شخص خامنه اي و به واسطه احمدي نژاد در مناظره با مهندس موسوي عليه او صادر كرد ، به اندازه اي خصمانه بود كه ديگر نمي توان مانند گذشته با بيان جملات « عاشقانه » نسبت به خامنه اي از شدت آن كاست . به اعتقاد بسياري بازي شطرنج بين دو نيروي قدرتمند درون حاكميت ، هاشمي و خامنه اي ، به حركات پاياني خود نزديك شده است . انجام حركتي اشتباه از جانب هر كدام از طرفين ، منجر به حذف كامل و يا در حالت خوش بينانه آن ، حذف نسبي و منزوي شدن يكي از آنها از عرصه سياسي ايران خواهد شد . به اعتقاد من برنده نهايي اين بازي آني خواهد بود كه حمايت و پشتيباني قاطع نيروي نامحدود مردمي را به همراه داشته باشد و ديكتاتور مغروري كه بخواهد با تكيه بر قوه قهريه مزدبگير و محدودش پيروزي نهايي را از آن خود كند يقينا در تصوري عميقا باطل و خطرناك به سر مي برد . اميدوارم هاشمي رفسنجاني مرتكب چنين اشتباهي نشود كه به خيال خويش براي حفظ موقعيت و مقام خود در عرصه سياست به جاي پناه بردن به مردم به دامان به خون آغشته كودتاچيان بلغزد.
پي نوشت :
1- متاسفانه دكتر مهدي خزعلي طي روزهاي گذشته با چراغ سبز پدرش ، آيت الله خزعلي و البته پس از تحريك و بدبين كردن ايشان نسبت به دكتر خزعلي توسط حسين شريعتمداري و تيم رسانه اي كودتاچيان كه منجر به نگارش نامه اي توسط آيت الله خزعلي شد كه در آن از خدا خواسته بود تا «اسلام و مسلمین ، رهبر و رئیس جمهور را از شر او مصون بدارد» !! بازداشت شده است .طبق گزارشات تاييد نشده دكتر خزعلي در زندان تحت فشار است تا به كذب بودن آنچه را كه گفته و يا در وبلاگش نوشته است اعتراف كند . وبلاگ وي لحظاتي پس از بازداشت تا اين لحظه از دسترس خارج شده است .






















