روزخشم یا روز آزمون حاكميت ؛ 25بهمن و 25 خرداد تفاوت ها و شباهت ها

سارا زرتشت:

1.  سبز هاي فعال در فضاي مجازي ، خيلي سريع به نامه ي  مير حسين موسوي و شيخ مهدي كروبي واكنش نشان دادند و آن را يك «فراخوان» براي تجمع مسالمت آميز در روز 25 بهمن 89 دانستند . سرعت اين واكنش شرايط را براي انتقاد و تحليل هاي ناهمسو  دشوار كرده است و  سبزها يك هفته‌اي فرصت دارند تا از «فرصت سياسي» موجود  بهترين بهره ها را بگيرند .

البته اين تنها تقدير  ما نيست ، سرنوشت  همه ي جنبش‌هاي اجتماعي چنين است . جنبش هايي كه فاقد ساختاراند و يا ساختار قابل اطميناني براي بسيج منابع و بسيج عمومي ندارند ، بايد از ساختارهاي آماده اي چون « فرصت سياسي »  و « فرصت تنبيه متقلب »  بهره بگيرند و از اين نوع فرصت ها  براي «كنش گري »  استفاده كنند

2. بنا به پژوهش های  فهر و گاچر ،  یکی از موثرترین عوامل همکاری ، « تنبیه متقلب » است . این پژوهش ، نشان می دهد ، مردم حاضرند براى به دست آوردن فرصتِ تنبيه  «هزينه» كنند ،  هزینه ای که در شرایط عادی ،  براى انجام  « كار خوب»  حاضر  به پرداخت آن نیستند . در تئوری بازی ها ،  این نوع همکاری را « یک فرصت ، کاملاً  بیگانه » می نامند .

«ساختاري» كه 25 خرداد 88 از آن بهره گرفت ،از جنس «تنبيه متقلب» بود  . در اين ساختار «آرمان ها و متون مقدس و شبه مقدس و حتي تاريخي » كمترين جايگاه را دارند . «انگيزه ي  تنبيه متقلب » تار و پود اين ساختار را تشكيل مي دهد و  هيجان طبيعي ناشي از تنبيه متقلب ،كمترين تفسير ديني ، سياسي و حتي اخلاقي را بر نمي تابد . اصولاً « تنبيه متقلب »  فراتر از «باور» است و بيش از هر چيز از جنس  واكنش هاي طبيعي و بالفطره است . تنوع  جمعيت 25 خرداد 88  شاهد خوبي بر اين  ادعاست .

راهپیمایی 25 خرداد 88 ،  « یک فرصت ، کاملا بیگانه » بود .  آشکار شدن ِ تقلب انتخابات  و فرصت ِ « تنبیه متقلب » اصلی ترین عامل ِ بسیج ِ مردم در این روز بود و هزینه هایی که تا کنون ، برای-در این جنبش توسط مردم  ،پذیرفته شده است ،  بیانگر تاثیر این عاملِ همبستگی است .نگرانی هایی  هم که بابت  تکرارِ این راهپیمایی وجود دارد ، یک « نگرانی منطقی » است . این نگرانی  ناظر به کم شدن نارضایتی ها و یا ریزش در جنبش نیست ، بلکه ریشه ای این نگرانی ها  نبودنِ بستر  یا « ساختاری » است که  نارضایتی ها را  به اعتراض تبدیل می کند  . همان گونه که «رسانه ی فراگیر » بستر این تبدیل را مهیا می کند ،  فرصت تنبیه متقلب ، «ساختاری»  مهیا برای این تبدیل و ظهور است .

25 بهمن 89 ، قرار است از « ساختار سياسي و رسانه اي »  ايجاد شده توسط جنبش هاي عربي  بهره بگيرد  و بر  اين ساختار ، فرصتي را براي بسيج عمومي فراهم كند .  ساختار فرصت سياسي و رسانه اي ، اگرچه «عمق بيشتري »  به نسبت فرصت تنبيه متقلب دارد اما همين عمق ، امكان حضور  همه ي لايه هاي اجتماعي را از آن مي گيرد . هر گونه ترديد و شبهه افكني و ايهام گويي و ابهام زايي مي تواند تاروپود اين ساختار را از هم بپاشد . براي حضور موثر در اين ساختار  لازم است شعارها و شيوه هاي حضور  وضوح يابد . در وضعيت بي رسانه اي و دشواري كه  سبزها دارند ،  تعارف ها  بايد كنار بروند و و آداب ديپلماتيك بايد به كمترين حد برسند .« كسي نبايد نگران كثيف شدن برگه هاي اسكناس ، عبا و يا كراواتش باشد » . در اين وضعيتِ دشوار ، اين دست نگراني ها  نوعي جازدن اگر نباشد ، نوعي عافيت طلبي است .

3. روز 25 بهمن89 ريز ساختارها و شبكه هاي ايجاد شده توسط ستادهاي انتخاباتي و فعالان سياسي  وجود ندارند و به شبكه هاي مجازي و اجتماعي  ديگرگون شده اند. اما در 25 خرداد 88 اين ريزساختارها و شبكه هايي حضوري موثر داشتند و هنوز بسياري از كساني كه به هواي انتخابات و برخورداري از عواقب آن فعال بودند ، «خواسته يا ناخواسته »  خانه نشين نشده بودند . انگيزه هاي حضور در تجمع  25 بهمن ، غير سياسي تر ، اجتماعي تر و چه بسا انساني تر از حضور در 25 خرداد اند ؛ يعني 25 بهمن از تجمع 25 خرداد چيزهايي  كم دارد وچيزهايي بيش .

4. آنچه در روز 25 خرداد 88 رخ داد ، نوعي « رفتار جمعي » بود . رفتار جمعي واكنشي است ، معطوف به بحران . اين رفتار ، از يك طرف بيانگرِ  واكنش هاي جامعه  به وضعيت هاي بحراني است و از طرفي  نشان دهنده ي تنشي است كه نهادها و مكانيزم هاي كنترل اجتماعي  از مهار  آن عاجزند  .در 25 بهمن 89 ، اگرچه وضعيت بحراني در جامعه وجود دارد ، اما شاخص ها و علائم اين بحران در اين روز ،  به راحتي  توسط بدنه ي اجتماعي  قابل «تشخيص و انتقال » نيستند. هم چنين مكانيزم هاي كنترل امنيتي و انتظامي اگرچه غيراجتماعي اند  ، اما در «كوتاه مدت» مي توانند نقش آن را بازي كنند .

5. واكنش حاكميت به 25 خرداد 88 ، غير قابل پيش بيني بود . اصولاً  25 خرداد همه را غافلگير كرد و جز در لحظات آخر ، حاكميت فرصتي براي كنش تاكتيكي نداشت . اما در آستانه ي 25 بهمن89 واكنش آنها قابل پيش بيني است . حاكمت چند روزِ اول را واكنشي نخواهد داشت و در حقيقت اصل تجمع 25 بهمن و درخواست ها را «انكار» مي كند . از روزِ ملي 22 بهمن غوغايي خواهد ساخت و توجه افكار عمومي را به آن معطوف مي كند .چه بسا واپسين لحظات 22 بهمن را هم به «حادثه اي شوم و خبري نه چندان خوشايند » داغ كند . به تدريج درخواست رهبران سبز ، «تمسخر» خواهد شد و به توطئه اي خارجي و جنگي موهوم فروكاسته مي شود . روز 25 بهمن را هم به «ستيز و درگيري» با سبزها مشغول خواهند شد وخشونت خواهند آفريد . گاندي بهتر از هر كس واكنش حاكميت و سهم ما  را پيش بيني كرده است « اول نادیده ات می گیرند. سپس مسخره ات می کنند. بعد با تو می جنگند. آنگاه تو پیروز می شوی…

پي نوشت : نگارنده ترجيح مي داد روز 25 بهمن را «روز آزمون حاكميت » و  « نه روز خشم ملت » بنامد و ساختار فرصت سياسي را فرصتي براي آزمون تحليل كند .  در ساعات اوليه هم در صفحه ي شخصي به كرات در اين باره نوشتم ، اما دريغ …. شايد هم اشتباه از ماست كه حال را به هواي آينده  مي گذاريم و حق با جوان هاست كه از گذشته ي ما پند گرفته اند و مي خواهند همين حالا آينده خود را بسازند . در هر حال ، 25 بهمن را جوان خواهم بود و  جواني ها خواهم كرد . انشاء الله .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: