یکی از نزدیکان شهید ژاله: بعد از انتخابات اصلاً از این بسیجیان (که زیر تابوت او رفته اند) متنفر بود

مشروح گفتگوی ندای سبز آزادی با یکی از نزدیکان شهید ژاله/ صانع ژاله نماد مظلومیت سبزهاست

ندای سبز آزادی- در پی ادعای رسانه های چکمه پوش مبنی بر کشته شدن شهید صانع ژاله توسط هواداران جنبش سبز، خبرنگار ندای سبز آزادی موفق به گفتگو با یکی از نزدیکان  این شهید سبز که در لحظه شهادتش همراه او بود، شده است که شب گذشته خلاصه ای از آن منتشر شد. این گفتگو در شرایطی منتشر می شود که صبح امروز عزاداران دولتی با دوستان و همکلاسیهای این شهید درگیر شدند و امکان عزاداری را از دوستان وی سلب کردند.

ندای سبز آزادی: اگر ممکنه کمی درباره فضای امروز و اتفاقات رخ داده در تشییع جنازه صانع توضیح بدهید؟
– والله چی بگویم که رفتار عزاداران حکومتی شرم آور بود. ما امروز چشمهایمان خون بود از این همه شناعت و وقاحت. آخر چطور ممکن است که قاتلی برای مقتولش مراسم تشییع جنازه بگیرد و حتی اجازه عزاداری را از نزدیکترین دوستانش سلب کند؟ دوستان آن مرحوم امروز تلاش کردند تا خودشان را از جمعیت هوادار دولت جدا کند و همین مسئله آنها را عصبانی کرده بود. آنها وقتی متوجه شدند ما نمی خواهیم خودمان را قاطی جمعیتشان کنیم، ما را پشت درب های دانشگاه محبوس شده بودند و با حبس دانشجویان دانشگاه های اطراف مانع از حضور رفیقان صانع در این مراسم شدند. تمامی مسیرهای منتهی به این مراسم با حضور فراوان نیروه های امنیتی تحت کنترل کودتاچیان بود. بچه ها می گفتند برای اینکه بتوانند جمعیتی را تشکیل بدهند تمامی ادارات دولتی منطقه را تعطیل و تمامی کارمندان را بالاجبار به مراسم آورده بودند. یکی از بچه ها تعریف می کرد که یکی از بسیجیها بهش گفته ” الان می ریم داخل سالن فارابی ( آمفی تئاتر دانشکده ) و سبزها را لت و پار می کنیم. ” بچه هایی که داخل آمفی تئاتر بودند را یکی یکی بیرون می کشیدند و یا می زدند و دستگیر می کردند، یا به زور می فرستادنشان خانه!

ندای سبز آزادی: نام دستگیر شده ها را می دانی؟

– هفت دانشجو و یک استاد تا آنجا که من شنیدم دستگیر شدند.فتانه رهقی ،دانشجوی تئاتر، فراز سرابی، عنایت صحرایی، علی صدیقی، مهرداد میرزایی، محمد طیب طاهر و فراز فشارکی.  در ضمن دکتر علی اکبر علیزاد، مدیر گروه سینمای دانشگاه  را هم بازداشت کردند.
ندای سبز آزادی: ظاهراً تنها شعاری که نداده اند در ذکر مصیبت ژاله بوده است؟
– ما مانده ایم این دیگر چه جور عزاداری است که شعار مرگ بر هاشمی، مرگ بر خاتمی و مرگ بر موسوی و کروبی سر داده می شود؟ جالبه که صانع به شدت آقای خاتمی و میرحسین را دوست داشت. حالا در مراسم خاکسپاری اش برای این عزیزان طلب مرگ می کنند. وقاحتشان حد و مرز ندارد! از سر صبح با اتوبوسهای زیادی که در اطراف دانشگاه پارک شده بود و خیلی از آنهایی که آمده بودند اصلن دانشجو نبودند.
ندای سبز آزادی: از عکسل العمل دوستان صالح بگو؟
–  دوستان صانع و همینطور اساتید دانشگاه از این وقاحت کودتاچیان به خشم آمده بودند و بعضی ها هم درگیر شدند.رفتار عزاداران کودتاچی آنقدر احمقانه بود که مردمی که نظاره گر این مراسم بودند با نگاه های تمسخر آمیزشان آنها را مسخره می کردند. دوستان صانع هم همانطور که گفتم اجازه عزاداری پیدا نکردند. بعضی از بچه ها در سالن آمفی تئاتر دانشکده حبس شده بودندو برخی دیگر در کوچه های اطراف با چشمانی گریان نظاره گر این مراسم بودند. خنده دار اینجا بود که لباس شخصی ها و گاردیها نمی گذاشتند دیگر شهروندان در این مراسم حاضر شوند و تشییع پیکر شهید صانع ژاله با اسکورت مامورین امنیتی انجام شد.
ندای سبز آزادی: ممکنه توصیح بدهید که صانع چطور کشته شد؟
– اجازه بدهید اول این نکته را بگویم که ژاله دیروز ساعت 6 بعدازظهر از خوابگاه بیرون رفت و دیگر برنگشت. ساعت 9 شب وقتی زنگ زدیم که ببینیم او کجاست، یک نفر پشت خط گفت : ” من صاحب این گوشی را نمی شناسم و موبایل ایشان به همراه کاپشنشان در میدان توحید افتاده است. ” دو ساعت بعد از آن یک نفر که خودش را سپاهی معرفی می کرد با ما تماس گرفت و گفت: من از سپاه زنگ می زنم و صانع جزو دستگیر شده هاست و تا فردا یا پس فردا آزاد می شود. ” سر صبحی بود که ما دیدیم توی دانشگاه بچه های نهاد رهبری اعلامیه اش را زده اند روی دیوار.
ندای سبز آزادی: شما جنازه صانع را هم دیدید؟
– ما همان شب بیست و ششم فکر کردیم که صانع جزو بازداشتی هاست. اما بعضی از دوستان نزدیکش که با او بودند از تیرخوردنش خبر داشتند. فضای خوابگاه اینقدر امنیتی است که بچه ها مجبور بودند مخفیانه درباره صانع تحقیق کنند. یکی از دوستان نزدیک صانع می گوید غروب دوشنبه با پیکر صانع تا بیمارستان هم رفته اما بعد از آن وقتی نیروهای امنیتی وارد بیمارستان شده اند، با تهدید و توهین جنازه صانع را برده اند. یکی از بچه ها می گفت: ” جنازه کمتر از 5 ساعت در پزشکی قانونی بوده و خیلی سریع جنازه را بیرون کشیده اند از سردخانه و علتش هنوز برای ما مشخص نیست.”
ندای سبز آزادی: شما می دانید که صانع چه عقاید و افکاری داشت؟
– بهرحال صانع یک فرد تحصیلکرده کرد بود و اهل تسنن. متولد سال 1363 بود و ورودی 1387. عاشق نوشتن بود و خواندن و اغلب کتابهای روشنفکری می خواند. شاملو را خیلی دوست داشت. همینطور فروغ فرخزاد را. خانواده اش در پاوه کشاورز هستند و از خانواده فقیری به تهران آمده بود و عاشق خواندن بود و تا قبل از انتخابات خودش را درگیر مسایل سیاسی خیلی نمی کرد. اما در جریان انتخابات جزو طرفداران پر و پاقرص میرحسین موسوی بود و بعد از انتخابات مثل همه دانشجویان سرخورده از آن تقلب بزرگ ناخواسته وارد درگیریهای خیابانی شد.
ندای سبز آزادی: یکی از دوستان صانع در گفتگو با برخی رسانه ها گفته است که او در درگیریهای روز عاشورای سال گذشته تا مرز دستگیر شدن هم رفت. نظر شما چیه؟
– صانع کرد بود و مثل اکثر آنها سر نترسی داشت. او همیشه از ظلم و اجحاف حکومت نسبت به کردهای سنی انتقاد می کرد و در حوادث پس از انتخابات شجاعانه در درگیریها شرکت می کرد. با این همه چون روستازاده بود و نترس هیچ وقت گیر نمی افتاد. درباره ظهر عاشورای سال قبل هم همینطور بود. البته برای صانع درس و دانشگاه خیلی مهم بود و همیشه می گفت: ” دلم می خواهد مثل بهمن قبادی کارگردان بزرگی بشوم و از هنرم برای بیان دردهای مردم کرد بهره بگیرم. “

181720_194032233947951_194007527283755_644894_6299420_n.jpg
ندای سبز آزادی: رسانه های هوادار دولت مدعی شده اند که او یک بسیجی بود. این ادعا را چطور ارزیابی می کنید؟
– والله تا آنجا که من صالح را می شناسم از هر چی بسیجی و لباس شخصی گریزان بود و بعد از انتخابات که اصلاً از آنها متنفر بود. چطور این ادعای احمقانه را آنها مطرح می کنند. صانع هوادار پر و پا قرص میرحسین موسوی بود. البته خیلی آدم سیاسی نبود و بیشتر عاشق درس خواندن بود اما میرحسین را خیلی دوست داشت و خودش را از هوادران پر و پا قرص میرحسین معرفی می کرد. وقتی خبر درگذشت آیت الله منتظری را شنید، خیلی گریه کرد و حتی به قم رفت و در مراسم تشییع جنازه هم شرکت کرد.
ندای سبز آزادی: حکومت مدعی است که صانع را منافقین کشته اند. شما چه نظری دارید؟
– اینکه گفته اند منافقین یا مردم صانع را کشته اند دروغ محضه. مردم که اسلحه ندارند. یکی از بچه ها که تا آخرین لحظه با صانع بود می گفت: ” کسی که صانع را کشت را من خودم دیدم. یک لباس شخصی بسیجی بود که اسلحه اش کلت کمری بود. او را با شلیک مستقیم کشتند. ” حالا شاید این بابا یک منافقی بوده که در هیبت لباس شخصی ظاهر شده. اما بچه می گفتند که بعد از شلیک گلوله با موتور از محل گریخته است و سوار همراهش بی سیم حمل می کرده.

ندای سبز آزادی: نظرت درباره تمام این وقایع چیه؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: