«سپاه قتل علی حسن پور و سایر کشته شدگان روز 25 خرداد 88را “مشروع” دانسته» در مصاحبه با همسر علی حسن پور

* قاضی مدام می گوید علی بی گناه بوده. گفتم که این مشکلی از ما حل نمی کند و من میدانم همسرم بی گناه بوده. بعد گفت هر موقع خواستید می توانید دیه بگیرید. گفتم  من یک دیه هم روی دیه تان می گذارم و به شما میدهم قاتل همسرم را معرفی کنید.
* سپاه در یکی از بندها نوشته بودند که “قتل مشروع بوده” که من واقعا خنده ام گرفت گفتم کجای شرع اسلام گفته که شما یک فرد بی دفاع را بکشید و ادعا کنید که مشروع بوده؟
* قاضی می گوید هر مستنداتی دارید ارائه دهید. گفتم به جای اینکه از آسمان به زمین ببارد از زمین میخواهید به آسمان ببارد؟ به جای اینکه شما دنبال قاتل و سند و مدرک باشید از من مدرک میخواهید؟ عکس پیکر همسرم هست، کارشناس اسلحه گفته که با کلاش زده اند. سه شاهد هست که اظهاراتشان را برای شما آورده ام اینها کافی نیست؟ تنها یک تیر به آقای حسن پور اصابت شده که به سرش بوده است
روز: همسر علی حسن پور، از جان باختگان اعتراضات مردمی بعد از انتخابات مخدوش 22 خرداد در مصاحبه با “روز” خواهان حضور فرماندهان گردان 117 عاشورا در دادگاه شد. به گفته وی تمام کسانی که در پایگاه بسیج، از اسلحه های آنها در روز 25 خرداد 88 گلوله شلیک شده نیز باید در دادگاه حضور یابند و مشخص شود چه کسی به علی شلیک کرده است.

لادن مصطفایی، همسر آقای حسن پور در مصاحبه با “روز” همچنین خبر داد که سپاه در نامه ای به دادگاه، قتل علی حسن پور و سایر کشته شدگان روز 25 خرداد 88 را مشروع اعلام کرده است. علی حسن پور روز 25 خرداد 88 در خیابان آزادی بر اثر اصابت گلوله به سرش کشته شد و خانواده اش 104 روز بعد از این واقعه، پیکر او را تحویل گرفتند و به خاک سپردند.

تصویر پیکر خونین و سر گلوله خورده علی حسن پور از اولین تصاویر جانباختگان بعد از انتخابات بود که منتشر و به یکی از نمادهای اعتراض مردمی تبدیل شد.

قتل مشروع

خانواده آقای حسن پور در شکایتی خواهان معرفی قاتل شدند اما اکنون با گذشت 22 ماه از جانباختن او، سپاه در نامه ای به دادسرای نظامی قتل او را مشروع دانسته است.

خانم مصطفایی در این زمینه توضیح میدهد: تمام این مدت پی گیری کرده ام. حتی موفق شدم با رئیس دادسرای نظامی ملاقات کنم. به ایشان گفتم نزدیک دو سال است هیچ جوابی به پرونده من نمی دهند. گفت نماینده حقوقی سپاه اینجا می آید و جوابگو خواهد بود. ولی متاسفانه دو ماه باز مرا سر دواندند و جوابی ندادند. تا اینکه در مراجعه به دادسرا، قاضی گفت که سپاه نامه ای داده است. نامه ای که 7 – 8 بند دارد اما هیچ پایه و اساس حقوقی ندارد.

از همسر آقای حسن پور درباره محتوای نامه سپاه می پرسم. می گوید: سعی کرده اند خودشان را توجیه کنند. در یک بند نوشته اند که “راهپیمایی 25 خرداد مجوز قانونی نداشت” و همراه این نامه، صحبت های آقای تمدن، استاندار تهران را ضمیمه کرده و بعد در بند دیگر نوشته اند که “راهپیمایی کنندگان از میدان انقلاب به سمت آزادی در حرکت بودند و از دماغ کسی خون نیامده علی حسن پور در کوچه صفا در آزادی چه میکرد”؟ من هم به قاضی گفتم  مگر حکومت نظامی بود؟ با این نامه ای که سپاه نوشته یعنی نباید کسی در انقلاب و آزادی می بود؟

خانم مصطفایی سپس به بند دیگری از نامه سپاه اشاره میکند که قتل علی حسن پور و سایر جانباختگان 25 خرداد 88 را مشروع اعلام کرده: در یکی از بندها نوشته بودند که “قتل مشروع بوده” که من واقعا خنده ام گرفت گفتم کجای شرع اسلام گفته که شما یک فرد بی دفاع را بکشید و ادعا کنید که مشروع بوده؟ دقیقا کلمه ای که به کار برده بودند این بود که مشروع بوده. گفتم از نظر شرعی چه کسی تایید میکند که چنین قتل هایی در خیابان صورت بگیرد و افراد بیگناه کشته شوند؟

همسر آقای حسن پور می افزاید: نوشته اند که یکسری افراد قصد حمله و تصرف پایگاه را داشته اند. خب مدرک بدهند و ثابت کنند علی چنین قصدی داشته، دادگاه تشکیل دهند و در دادگاه ثابت کنند.

فرماندهان پایگاه به دادگاه بیایند

او سپس به بخش دیگری از این نامه اشاره می کند ومی گوید: عنوان کرده اند که وکیل پرونده در مورد موکلش پیش داوری کرده است. در اصل آقای نیکبخت در لایحه اش نوشته بود که از نظر قانونی، پایگاه بسیج ابتدا باید به مردم هشدار میداد، باید با بلندگو به مردم اعلام میکرد، بعد باید تیر هوایی میزد و در مرحله بعدی تیر مشقی و در نهایت می توانستند پایین تنه و پای افراد را هدف قرار دهند در حالیکه تنها یک تیر به آقای حسن پور اصابت شده که به سرش بوده است. حالا سپاه مدعی شده که وکیل پیش داوری کرده و تمام این موارد رعایت شده و 200 تیر مشقی شلیک شده و… بعد نوشته که اگر آقای حسن پور رهگذر بود می بایست سریع محل را ترک میکرد.

خانم مصطفایی با بیان اینکه با این نامه خواسته اند توجیه کنند می گوید: به قاضی پرونده گفتم که این نامه جواب ما را نمی دهد باید از لحاظ قانونی دادگاهی تشکیل شود و از فرماندهان پایگاه بخواهید به عنوان متهم در دادگاه حضور یابند.همین طور کسانی که اسلحه کلاش داشتند و از اسلحه هایشان شلیک شده باید در دادگاه حضور یابند. ما هم حرف هایمان را بزنیم آنها هم حرف هایشان را بزنند و مشخص شود چه کسی به علی شلیک کرده است.

به گفته خانم مصطفایی، کارشناسان نظر داده اند گلوله ای که به سر آقای حسن پور اصابت کرده از اسلحه کلاش بوده است.

دیه نمی گیرم قاتل را میخواهم

از او می پرسم پاسخ قاضی پرونده به این درخواست شما چه بود؟ می گوید: قاضی مدام می گوید علی بی گناه بوده. گفتم که این مشکلی از ما حل نمی کند و من میدانم همسرم بی گناه بوده. بعد گفت هر موقع خواستید می توانید دیه بگیرید. گفتم دیه می تواند همسر مرا بازگرداند؟ دردی دوا میکند؟ من یک دیه هم روی دیه تان می گذارم و به شما میدهم قاتل همسرم را معرفی کنید.

او می افزاید: به قاضی هم گفتم که می روم مصاحبه میکنم و تمام مسائل و این نامه را بازگو میکنم؛ نامه ای که نه من، نه وکیل و نه حتی خود شما را راضی نکرده. پرسید با کجا مصاحبه می کنی؟ گفتم با هر جایی که لازم باشد. بعد هم  آنجا را ترک کردیم اما تاکنون هم هیچ خبری نشده و نمیدانم آیا به اعتراض ما رسیدگی خواهند کرد یا چه پیش خواهد آمد.

همسر آقای حسن پور از احضار خانواده اش هم خبر می دهد و می گوید: سه ماه پیش برادر همسرم را خواسته و به او گفته اند خانم برادرت دنبال چه چیزی است از این پرونده. او هم گفته یعنی چی دنبال چی هست؟ شوهرش کشته شده معلوم است که قاتل را میخواهد و… من هم به قاضی گفتم که چه معنی دارد ما را میخواهند و می گویند تا کی و تا کجا میخواهید دنبال کنید؟ حق قانونی من نیست که بدانم شوهرم را کی کشته؟ چرا کشته؟ وسایل شخصی اش و لباس هایش را چه کردند؟ سه روز کجا بوده؟ 105 روز سرگردانم کردند، حالا هم  نامه میدهند که ایشان چرادر  خیابان صفا بوده؟ هیچ کس هم جوابگو نیست و…. بعد قاضی می گوید هر مستنداتی دارید ارائه دهید. گفتم به جای اینکه از آسمان به زمین ببارد از زمین میخواهید به آسمان ببارد؟ به جای اینکه شما دنبال قاتل و سند و مدرک باشید از من مدرک میخواهید؟ عکس پیکر همسرم هست، کارشناس اسلحه گفته که با کلاش زده اند. سه شاهد هست که اظهاراتشان را برای شما آورده ام اینها کافی نیست؟ باشد من هم میروم مصاحبه میکنم و مدرک و سند از مردم میخواهم.

خانم مصطفایی در همین زمینه از تمام کسانی که از نحوه کشته شدن و پیکر آقای حسن پور عکس و فیلمی دارند درخواست کرد که این عکس ها و فیلم ها را به او ارائه دهند تا به عنوان سند و مدرک به دادگاه ببرد.

رسیدگی نکنند شکایت به لاهه می برم

او می گوید: به قاضی پرونده هم گفته ام که من منتظرم از طریق دادسرا های خودمان اقدام و قاتل همسرم معرفی شود در غیر این صورت به دادگاه لاهه شکایت خواهم کرد. فکر میکنند با یک دیه تمام می کنند می گویند دیه بگیرید پرونده مفتوح می ماند من دو سه نفری را که دیه گرفته اند یا نامه شان برای پرداخت دیه آمده دیده ام که برایشان نوشته اند “امکان شناسایی قاتل وجود ندارد” و عنوان کرده اند پرونده مفتوح خواهد ماند اما من از روز اول هم گفته ام زندگی مرا نابود کردید، واقعا خنده ام می گیرد می گویید از بیت المال دیه می دهید! در اصل از مال خودم، مال مردم به من دیه میخواهید بدهید که  دهن مرا ببندید؟ من تنها خواهان تشکیل دادگاهی قانونی هستم. یک انسان کشته شده، مگر شوخی است؟ من همسرم را از دست دادم، بچه هایم پدرشان را و خانواده همسرم فرزندشان را. این شوخی نیست و من تا معرفی قاتل او پی گیری خواهم کرد.

همسر آقای حسن پور سپس می افزاید: خیلی روزها و لحظات سختی را سپری میکنیم هر لحظه آروز میکنم قاتلان همسرم زنده بمانند و صد سال درد بکشند و در انگشتان و دست هایشان دردی بنشیند که روز هزاران بار از خدا تقاضای مرگ بکنند اما نمیرند. این آرزوی من است؛ منی که آزارم به یک مورچه هم نرسیده اکنون چنین آرزویی دارم. برخی می گویند اگر قاتل معرفی شد قصاص میکنی؟ می گویم من آرزویم این است که نمیرد، تمام زجر بکشد. چون فردی که به سر همسر من شلیک کرده میدانسته همسرم با این گلوله کشته خواهد شدو من هرگز او را نخواهم بخشید.

پیش از این شاهدان عینی جان باختن علی حسن پور در پاسخ به استمداد همسر آقای حسن پور و در مصاحبه با “روز” در خصوص نحوه کشته شدن او توضیحاتی داده بودند. همسر آقای حسن پور نیز در مصاحبه با “روز” از 105 سرگردانی برای یافتن خبری از همسرش سخن گفته بود.

خانم مصطفایی گفته بود که  همسرم جزو 3 – 4 میلیون نفری بود که روز 25 خرداد، برای اعتراض و پس گرفتن رای خود رفته بود. او در همین روز و در آزادی از ناحیه سر گلوله خورد و ما هنوز نمی دانیم در همان روز به شهادت رسیده یا اینکه چند روزی زنده بوده است. گلوله به سر ایشان اصابت کرده بود. یعنی زیر چشم راست، یعنی استخوان گونه ورودی تیر و بالای گوش سمت چپ، خروجی تیر بود.

همسر آقای حسن پور همچنین به “روز” گفته بود که “او هر سال برای کمک به هموطنانش بارها خون میداد؛ حالا تمام خونش را تقدیم ایران کرد. تقدیم به  مردمش و کشورش”.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: