راه طولانی حقوق بشر؛ در بزرگداشت عمادالدین باقی

https://i0.wp.com/www.rahana.org/wp-content/uploads/2011/04/emad-baghi-246x300.jpg
* خانواده  عمادالدین باقیبا اهداء ۵۰ شاخه گل از پشت شیشه کابین ملاقات به همراه دیگر خانواده زندانیان روز تولد او را گرامی داشتند. اما حتی گل ها هم به دست او نرسید.
امین گنبدی پور : پنجم اردیبهشت ماه مصادف است با سالروز تولد عماد الدین باقی تاریخ‌دان، فعال حقوق بشر، زندانی سیاسی و روزنامه‌نگار منتقد قدرت که هم اکنون با ارزش ترین روزهای زندگیش را در بند و زندان می گذراند . وی در پنجم اردیبهشت سال 1341 متولد شد ، تبار پدریش به شهر رضا و تبار مادریش به اصفهان تعلق دارد .” پدر بزرگ مادري او يك روحاني بنام عبدالحسين فخري (فخرالحسيني) در شهرضا پيشه معماري داشت كه به منظور تحصيل عازم عراق شده بود و ضمن توليت حرم سيدالشهدأ و روضه و منبر، تحصيل مي كرد. از او كتاب شعري بر جاي مانده است. پدر بزرگ پدري اش نيز كاسب ساكن شهرضا بود و با وجود نديدن مكتب و مدرسه مردي فرهيخته و محشور با اهل علم و كساني چون حكيم الهي قمشه اي همبازي دوران كودكي و جواني اش بود. حبيب الله پدر عمادالدين نيز پس از كودتاي 28 مرداد تحت تعقيب قرار گرفت و از ايران گريخت. ابتدا مدتي در كويت زندگي كرد و سپس به عراق رفت و طي سالهاي اقامت در آنجا مسئوليت كتابخانه علامه اميني را داشت و با وي در مراوده بود. در اين اثنأ از خانواده همشهري و آشناي قديمي مقيم كربلا همسري گزيد و با طيبه فرزند عبدالحسين ازدواج كرد. نخستين فرزند آنها علأالدين نام داشت. دومين فرزند آنها عمادالدين بود كه در كربلا و جوار حرم سيدالشهدأ چشم به جهان گشود.
 
سرانجام، پدر پس از 8 سال دوري از وطن به ايران بازگشت و وارد اصفهان شد. او در همان آغاز شناسايي و دستگير گرديد. پس از آزادي به تهران مهاجرت كرد. حاج حبيب الله از بازاريان و تاجر برنج و روغن به كشورهاي حاشيه خليج فارس بود. خانه بزرگ او همواره ميزبان روحانيون بود . حاج حبيب الله ورشكست شد و ناگزير از كوچ كردن به محله اي جدا افتاده از تهران در علي آباد جنوبي در بين خزانه و جوانمرد قصاب شد. او در كارخانه تازه تاسيس نيك كالا متعلق به اخوان سليماني اشتغال يافت و مديريت داخلي و امور مالي شركت را بر عهده داشت و تا امروز به عنوان امين آنان حضور دارد. ” (1)
عماد الدین باقی در سنين 14 و 15 سالگي در كنار درس خواندن به طور نامنظم كار مي كرد و مشاغل مختلفي چون پتو بافي، بلورسازي، آلومينيوم سازي (ظروف روحي) و ترموس و اجاق سازي نيك كالا و رستوران و بنايي را تجربه كرد
در 16 سالگی در کلاس های قرائت ، تفسیر قرآن و نهج البلاغه آقای شيخ محمد حسين ابراهيمي و درسهاي هفتگي استاد جعفر سبحاني در مدرسه چهل ستون بازار كه تحت نظر مرحوم حاج آقا سعيد بود شركت مي كردند . در آن دوران از علاقه مندان دکتر علی شریعتی بود و به مطالعه آثارش می پرداخت .
سال 1357 عمادالدين باقي 17 ساله طرح توزيع نفت به خانه ها در علي آباد را آغاز کرد ، اين طرح به تدريج در ساير محلات تهران تقليد شد و به صورت سراسري درآمد. همچنين در مهر ماه 1357اعتراض دانش آموزي را در دبيرستان الهي نازي آباد سامان دادند كه موجب تعطيلي دبيرستان و تسري و تقليد شيوه اعتراض در ساير مدارس شد . با برادران حجاریان و عباس عبدی در آن دوره آشنا شد که این دیدار و آشنایی در زندگی سیاسیش بی تاثیر نبود. پخش اعلاميه، انتقال اخبار حوادث ، شركت در مناظره هاي ايدئولوژيك با افراد هوادار يا وابسته به گروههاي چپ و كمونيست ، اجرای طرح مبارزه با چماقداران حكومت شاه و تشكيل تيمهاي حفاظت از محله در برابر يورشهاي احتمالي چماقداران ، استقبال و تشکیل پوشش امنيتي عبور امام در مسير خيابان آرامگاه پس از بازگشت و شرکت در درگيري های نوزدهم بهمن پادگان دوشان تپه نيروي هوايي از جمله فعالیت های دوران قبل از انقلاب این روزنامه نگار منتقد قدرت است .
در بحبوحه فعاليتهاي فرهنگي خدماتي و سياسي شبانه روزي در گروه هاي جنوب تهران در نيمه اول سال 1359 با فاطمه کمالی احمد سرایی آشنا شد و در سن 18 سالگی با وی ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه دختر است.
مقارن با انقلاب، در یک مدرسه علمیه به تحصیل ادبیات عرب و منطق و دروس مقدماتی حوزه مشغول بود و تحصیلات حوزویش را تا شروع درس خارج ادامه داد . در پرونده علمی وی تدریس به مدت هفت سال در دانشگاه ها و مراكز آموزش عالي در رشته هاي معارف اسلامي، اخلاق و تاريخ معاصر ايران (تاريخ انقلاب اسلامي) به چشم می خورد . همزمان به تحصیل در مقطع فوق لیسانس جامعه شناسی در دانشگاه علامه طباطبائی پرداخت و در سال 1377 از این دانشگاه فارغ التحصیل شد. وی همچنین مدرک تخصص تحقیقاتی در حوزه تاریخ ایران، مقطع تاریخ انقلاب اسلامی را نیز دارد که عمدهٔ کتاب‌هایش نیز در همین زمینه است.
عماد الدین باقی از انقلابیون و فعالان نسل اول انقلاب و از اعضای سابق سپاه پاسداران است که اندیشه هایش به مرور زمان و با سیر حرکت جامعه جهانی به سوی پاسداشت حقوق انسانی تغییراتی یافته است . از جمله فعالیت های مدنی وی می توان به تاسیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان در سال ۱۳۸۲ ، تاسیس انجمن پاسداران حق حیات در سال ۱۳۸۴ ، راه اندازی نهاد صلح و مشارکت در تاسیس انجمن زیتون(کانون صلح جویان ایران) در سال۱۳۸۵ و عضویت در شورای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات از سال. ۱۳۸۱ تا۱۳۸۴ اشاره کرد . باقی در کوران فعالیت های مطبوعاتی در سال های 76 تا 79 با نگارش مقاله هایی در رابطه با قتل های زنجیره ای و همچنین نوشتن مطالبی در رابطه با روحانیون مخالف جمهوری اسلامی خود را به افکار عمومی شناساند . تجربه همکاری با نشریاتی همچون کیهان و اطلاعات (در دهه ۶۰)، سلام و همشهری وفصلنامه حضور و هفته نامه پیام هاجر وهفته نامه یاد (در دهه ۷۰)، توس، جامعه، فتح، صبح امروز، خرداد ، عصر آزادگان و جمهوریت (در دوران هشت ساله اصلاحات) در کارنامه ۳۰ساله نویسندگی وی قابل رویت است. نگارش بیش از بیست و هفت کتاب از جمله حق حیات ، روحانیت و قدرت ، جنبش اصلاحات دموکراتیک ایران ، پرستشگاه در عهد سنت و تجدد ، کاووشی درباره روحانیت ، اعدام و قصاص و .. از دیگر تلاش های این شخصیت فرهیخته در راه آگاهی بخشی ، احترام به ارزش ها و کرامات والای انسانی ، دفاع از حقوق ابتدایی انسان ها در مقابل خودکامگان ، تلاش برای سیر به آزادی و آزاد اندیشی و تحقق دموکراسی است .
” حماسه دوم خرداد 1376 به وقوع پيوست. روزنامه جامعه به مدير مسئولي حميدرضا جلالي پور و سردبيري ماشأا. . . شمس الواعظين از عمادالدين باقي دعوت به همكاري كرد. از پيش از راه اندازي روزنامه جامعه به عنوان نويسنده و مشاور سردبير در جامعه همكاري داشت واين همكاري در روزنامه توس هم ادامه يافت. پس از تعطيل كردن توس، روزنامه خرداد به مدير مسئولي عبدا. . . نوري و سردبيري آقاي علي حكمت داير شد و خلأ مطبوعات مستقل را پر كرد. قبل از انتشار خرداد از عمادالدين باقي دعوت به همكاري شد كه به عنوان نويسنده و مشاور با روزنامه خرداد تا پايان كار كرد. چندي بعد روزنامه صبح امروز و چند روزنامه ديگر منتشر شد كه با آنها هم همكاري قلمي داشت. تقارن انتشار خرداد با قتلهاي زنجيره اي، رسالت كشف و افشاي مافياي آدم ربايي و قتل را بر عهده آنها انداخت كه بعد با ساير روزنامه ها جبهه اي گسترده را ايجاد كردند و سرانجام به افشاي پاره اي از حقايق قتل هاي زنجيره اي و عوامل آن منجر شد ـ از همان آغاز، نخستين مقالات باقي درباره قتلها حاكي از عزم راسخي براي مبارزه با مافيا بود و اين موضوع محوريت مهمي در سلسله بحث هاي او پيدا كرد. چنانكه در مقدمه كتاب تراژدي دمكراسي در ايران آمده است او اين حادثه فجيع را سكويي براي دموكراتيزه كردن شرايط سياسي ايران قرار داد، يكي از ويژگيهاي مطبوعات اصلاح طلب اين بود كه عده اي از محققان و نويسندگان و استادان، سرمايه فكري و معنوي خويش را برداشته و در سبد مطبوعات نهادند و با ارائه نظريات و انديشه هايي كه از پشتوانه سالها كار پژوهشي برخوردار بود، مطبوعات را به كيفيتي ارتقأ دادند كه براي نخستين بار پس از پيروزي انقلاب مورد اقبال وسيع مردم قرار گرفت و حرفه روزنامه نگاري را عزت و اعتبار بخشيد و روزانه 2-3 ساعت اوقات فراغت مردم را مطالعه مطبوعات پر مي كرد “   (2)
به بهانه مصاحبه عمادالدين باقي در بيمارستان سينا پس از عيادت از حجاريان در روز هفتم فروردين 79 به دادگاه احضار شد و در دادگاهی غير علني و بدون حضور هيئت منصفه ، ابتدا به هفت سال و نیم و سپس در دادگاه تجدید نظر به سه سال زندان محکوم شد . 2 سال از اين حكم مربوط به مقاله اعدام و قصاص بود.
وزارت اطلاعات، سپاه، صدا سيما، نيروي انتظامي، علي فلاحيان وزير اسبق اطلاعات، مصطفي پور محمدي قائم مقام او، سلطاني يكي از معاونان فلاحيان، خطيب مدير كل اطلاعات قم در زمان فلاحيان، اصلاني وكيل كيهان ، محتشم مدير مسئول يالثارات نشريه انصار حزب اله ، عليزاده رئيس دادگستري تهران و محسني اژه اي معاون دادگستري تهران به عنوان مدعي العموم جزو شاكيان بودند، اغلب شكايات مربوط روشنفكري درباره قتل هاي زنجيره اي و مقاله اعدام و قصاص بود.
وی برای اولین بار در تاریخ هفتم خرداد ۱۳۷۹ به زندان رفت و پس ار سه سال در تاریخ ۱۷ بهمن ۱۳۸۱ از زندان آزاد شد. هنوز مدت چندانی از آزادیش نگذشته بود که اولین NGO غیردولتی در خصوص حمایت از زندانیان را پایه گزاری کرد و پس از تشکیل آن ، در اولین جلسه از سوی هیات مدیره به عنوان رئیس این انجمن انتخاب شد .این انجمن غیر دولتی خدمات مختلفی را در زمینه های فرهنگی، خدماتی و حقوقی به زندانیان ارائه می‌کرد . از مهمترين محورهاي اعتقادات اين انجمن مي توان به : ” تفكيك فعاليت سياسي از فعاليت حقوق بشري “ ، ” عدم تفكيك زنداني سياسي از غير سياسي و دفاع از همه زندانيان با هر عقيده و انديشه اي ” و ” توجه به جرم بعنوان يك متغير اجتماعي و نه يك مسئله فردي ” اشاره کرد.
 در این دوره تلاش های بسیاری در حمایت از زندانیان سیاسی و غیر سیاسی از سوی وی صورت پذیرفت . باقی از جمله معدود فعالانیست که در رابطه با حکم اعدام و برای توقف آن تلاش های بسیاری کرده است و مقالات متعددی را در این زمینه به انتشار درآورده است .
از دیگر فعالیت های انجمن دفاع از حقوق زندانیان می توان به صدور بیانیه ها ، نوشتن نامه های سرگشاده مختلف در رابطه با وضعیت زندان ها و زندانیان ، درخواست از مقامات قضایی و حقوق بشری جهت بازدید از زندان ها ، گرفتن وکیل برای زندانیان مختلف اشاره کرد . سخنگویان این انجمن غیر دولتی نیز در دوره های مختلف مصاحبه هایی را درباره وضعیت زندان ها و زندانیان سیاسی و غیر سیاسی انجام داده اند .
در بهار 1383 عمادالدين باقي خود روزنامه جمهوريت را راه انداخت . روزنامه اي اجتماعي كه سعي داشت نماينده نهادهاي مدني در عرصه مطبوعاتي باشد و همان مشي باقي را در عرصه فرهنگي دنبال كند . اين روزنامه هم بعد از 6 ماه تلاش براي مهيا شدن آن بيش از 1 هفته دوام نياورد و از سوي دادستاني تهران توقيف شد.
این روزنامه نگار منتقد پس از تحمل اولین دوران محکومیت سه ساله اش در سال های 79 تا 81 ، با وجود اینکه تنها بر لزوم رعایت قوانین و مقررات جاری کشور تاکید می کرد ، در طول چهار سال ، بیش از 23 بار از سوی نهاد های قدرت احضار یا محاکمه شد و امکان کار یا انتشار کتاب هایش هیچ گاه فراهم نشد .
در تاریخ هشتم خرداد 1386. از سوی شعبه ششم دادگاه انقلاب به اتهام اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور به دو سال حبس و به اتهام تبلیغ علیه نظام با فعالیت تبلیغی به نفع گروه‌های مخالف به یک سال حبس محکوم شده بود.. همسر و دختر وی نیز به زندان محکوم شدند.
 پس از بازپرسی راجع به اتهامات ذکر شده ، در نهایت رئیس شعبه ششم دادگاه انقلاب برای باقی وثیقه‌ای به مبلغ ۵۰ میلیون تومان صادر کرد. وثیقه مورد نظر در حال تامین از سوی خانوادهٔ وی بود که ماموران اجرای احکام زندان اوین در محل شعبه حاضر شدند و اعلام کردند باقی از سال ۱۳۸۲ تاکنون یک سال حکم تعلیقی اجرا نشده به دلیل سخنرانی وی درباره نظارت استصوابی شورای نگهبان در آستانهٔ مجلس هفتم دارد که باید همین امروز اجرا شود.
به هر صورت وی در تاریخ ۲۲ مهر ۱۳۸۶ بازداشت شد و روانه یکی از سلول‌های بازداشتگاه ۲۰۹ امنیتی زندان اوین برای تحمل حبس شد. در آن دوران باقی به نگهداری‌اش در ایزوله کامل اعتراض کرد تا جایی که در نامه‌ای به رئیس قوه قضائیه نوشت؛ در حالی که بر فرض منطقی‌بودن حکم باید به بند عمومی اوین منتقل می‌شدم مرا بدون قرار بازداشت به بازداشتگاه ۲۰۹ بردند و دو ماه و نیم آنجا بودم تا اینکه پس از دو حمله عصبی در سلول به بیمارستان و از آنجا به بند عمومی انتقال یافتم. به دلیل همین بیماری به وی مرخصی استعلاجی داده شد اما در همین دوره مرخصی پنج بار برای پرونده‌های مختلف به دادگاه رفت و بعد از آن دوباره به زندان بازگردانده شد.
در اعتراض به روند طی شده ، فعالیت های تخریبی حاکمیت در خصوص وی و با توجه به فشار ها ، در تاریخ 24 آبان دست به اعتصاب غذا زد . فشار ها و رفتار های نا متعارف در آن برهه به حدی رسید که زمانی که خانواده وی برای ملاقات در اوین حضور می یابند پس از اتمام ملاقات مجبور به برهنه شدن ، بیرون آوردن لباس های زیر و بازرسی بدنی می شوند و پس از رسانه ای شدن و بازتاب اعتراضات در این خصوص ، عماد الدین باقی منوع الملاقات شد . انتقال باقی به بند 209 اوین و بازجویی های مکرر از سوی انجمن دفاع از حقوق زندانیان مورد اعتراض شدید قرار گرفت .
عمادالدین باقی طی بازداشتش در نامه‌ای به رئیس قوه قضائیه به بیان موارد نقض حقوق شهروندی خود و خانواده اش پرداخت. این نامه ابتدا در آبان ماه سال ۱۳۸۳ به صورت غیرعلنی برای رئیس قوه قضائیه ارسال شده بود، اما در دوران بازداشتش تصمیم گرفت متن آن را با برخی حذف و اضافات علنی کند. وی در این نامه به اصول نوزدهم تا چهل و دوم را که در فصل سوم قانون اساسی تحت عنوان حقوق ملت آمده‌است، اشاره و یادآوری کرد نقض این اصول برای خود و خانواده اش و بسیاری از فعالان سیاسی وجود داشته‌است.
در دو ماه پایانی دوران حبس ، حتی به رغم نظریه پزشکان مبنی بر دور نگه داشتنش از محیط استرس و با وجود اینکه در حال انتقال به بیمارستان قلب بود ، ناگهان برای دومین بار به یکی از سلول های 209 اوین منتقل شد که اعتراضات بسیاری را موجب گشت .
انتشار نامه همسر او (فاطمه کمالی سرایی) خطاب به رئیس قوه قضائیه که در آن به ۲۴ مورد محدودیت‌های ایجاد شده علیه باقی در سال‌های اخیر اشاره کرده بود، انعکاس وسیعی یافت. یکی از موارد ۲۴ گانه مورد اشاره ۵۵ بار رفتن باقی به دادگاه بود که در صورت افزودن تعداد محاکمات و احضارهای خانواده او و بازجویی‌های داخل زندان به ۷۷ مورد می‌رسید. در دور جدید انتقال به بند ۲۰۹ به دلیل اینکه قانون حقوق شهروندی زدن چشم‌بند را ممنوع کرده و با توجه به امتناع باقی از زدن چشم‌بند، به مدت ۴ روز امکان خروج از سلول برای استفاده از دستشویی به او داده نشده بود که مشکلاتی از ناحیه کلیه و مثانه را به برایش به وجود آورده بود.
 در مدت ۲۰ روز نگهداری در آنجا و در شرایطی که به دلیل محدودیت‌های ناشی از نزدن چشم بند ناچار از امساک در غذاخوردن بود و دوبار دچار حادثه حمله شد، مجدداً به بند عمومی انتقال یافت. این بار به دلیل حاد شدن مشکل دیسک کمر و درد عصب سیاتیک در بند عمومی تحت فیزیوتراپی قرار گرفت و در حالی که سه هفته تا پایان حبس او باقی مانده بود به مرخصی ۱۰ روزه اعزام شد ولی با پیگیری‌های انجام شده این مرخصی تا ۱۷ مهر ۱۳۸۷ که طبق تقویم زندان زمان پایان حبس او بود، تمدید شد.
 باقی پس از انتخابات مشکوک ریاست جمهوری دهم و در پی بازداشتهای پرشمار فعالان، دانشجویان و روزنامه نگاران ساکت نماند و مقالات متعددی در روزنامه‌های اعتماد ملی، اعتماد و ارمان به چاپ رساند.
 محمد قوجانی داماد وی نیز در میان خیل عظیم بازداشت شدگان شب بعد از انتخابات بود. باقی در روز دوشنبه هفتم دیماه، فردای عاشورای خونین تهران بازداشت شد. به گفته همسر وی، عمادالدین باقی بوسیله حکم موهومی که به امضای دادستان وقت تهران رسیده بود ( به تاریخ روز فوت آیت‌الله منتظری )و با عنوان پیشگیری از حوادث پس از فوت آیت الله منتظری، بازداشت شد براساس گزارشات به دست آمده، او در زمان حبس خود پنج ماه را در سلول انفرادی گذراند و از اختلالات قلبی، مشکلات تنفسی و کمر درد شديد رنج می برد.
آقای عمادالدين باقی روز ۱۱ تير ۱۳۸۹ به دليل مشکلات جسمانی و به دنبال پرداخت وثيقه ای به ارزش ۲۰۰ میلیون تومان از زندان آزاد شد.
وی در تاریخ ۳۰ شهريور ۱۳۸۹ از سوی شعبه ۱۰۵۷ دادگاه انقلاب تهران در رابطه با بسته شدن انجمن دفاع از حقوق زندانيان در سال ۲۰۰۹ احضار و به او ابلاغ شد که در تاريخ ۲۶ مرداد ۱۳۸۹ از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به اتهام “تبليغ برضد نظام” و “توطئه برضد امنيت حکومت” در ارتباط با مصاحبه ای که با آيت الله حسينعلی منتظری به شش سال زندان محکوم شد.او همچنین پنجم مرداد ۱۳۸۹ (۲۷ ژوئيه ۲۰۱۰) نيز از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب در پرونده ديگری به يک سال زندان و پنج سال محروميت از فعاليت های مدنی در رابطه با بنيانگذاری انجمن دفاع از حقوق بشر محکوم شد (در مجموع هفت سال زندان).
این ها همه در حالیست که با توجه به اعلاميه مدافعان حقوق بشر، تصويب شده در مجمع کل سازمان ملل در تاريخ ۱۸ آذر”هر شخصی به صورت فردی يا گروهی اين حق را دارد که در سطوح ملی و يا بين المللی اقدام به حمايت از حقوق بشر کند و آزادی های اصلی را تحقق بخشد”…
“هر شخصی به منظور حمايت و ارتقای حقوق بشر و آزادی های اساسی اين حق را دارد که به صورت فردی يا گروهی در سطح ملی و بين المللی… به تشکيل، عضويت يا مشارکت در سازمان های غيردولتی، انجمن ها يا گروه ها اقدام کند” (ماده ۵ بند دوم )
“هر شخصی اين حق را دارد که به صورت فردی يا گروهی، همان گونه که در عهدنامه های بين المللی حقوق بشر و ديگر عهدنامه های قابل اجرا آمده، به طور آزادانه به انتشار و رواج اطلاعات و عقايد ديگران در زمينه حقوق بشر و آزادی های اساسی بپردازد و بدين طريق و به طرق مناسب ديگر توجه عموم مردم را به آن مسايل جلب کند” (ماده ششم بند دوم و سوم )
“دولت بايد کليه تدابير لازم را انجام دهد تا حمايت فردی و گروهی همه کس در برابر خشونت، تهديد، تعقيب، اقدامات تلافی جويانه، فشار، تبعيض های منفی شخصی و يا قانونی و هرگونه اقدام مستبدانه ديگری که به دنبال اقدامات مشروع و قانونی اين اشخاص براساس اين اعلاميه انجام شده، توسط مراجع ذيصلاح تضمين گردد”. (ماده ۱۲ بند دوم )
عماد الدین باقی هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر می‌برد و از حق تماس تلفنی و ملاقات حضوری محروم است. تنها راه ارتباطی خانواده با ایشان در از طریق ملاقات‌های کابینی هفته ای و از پشت شیشه و به تعبیر خودش «دیدار کوپنی هفتگی از پشت آکواریوم زندان» است. البته این ملاقات‌ها در ایام تعطیل و در موقعیت های مختلف سال به کل کنسل می‌شوند.
در ایام نوروز و تعطیلات دهه اول فروردین 1390 تعدادی از زندانیان سیاسی به مرخصی آمدند ، با وجود پیگیری های مکرر خانواده ایشان ، این امکان فراهم نشد . خانم کمالی همسر این روزنامه نگار با ابراز نگرانی از دخالتهای شخصی در مصاحبه ای با خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در رابطه با معیار های قانونی و تدابیر و سلیقه های شخصی در اجرای قانون و برخوردار شدن از حقوق اساسی می‌گوید: «به دنبال پیگیری ما جهت مرخصی در ایام نوروز، از دفتر دادستانی شنیدیم که با مرخصی آقای عمادالدین باقی «مخالفت» کرده‌اند اما وقتی که دلیل این مخالفت را پرسیدیم فقط پاسخ شنیدیم که حتما صلاح نمی‌دانند ایشان به مرخصی بیایند. اینکه انتخاب افراد برای مرخصی چه معیاری دارد نمی‌دانم و اینکه چه مقدار بر اساس قانون است یا تدابیر و سلیقه شخصی نیز اعمال می‌گردد قابل تامل است. ما درباره باقی نگران «دخالت‌های» غیرقانونی و شخصی هستیم.»
از افتخارات باقی در ج.امع بین المللی و تلاش های جامعه جهانی حقوق بشر برای شناساندن و دفاع از این شخصیت فرهیخته می توان به : دريافت جايزه شجاعت مدني از بنياد پاركينسون در سال 1383 ، دريافت جايزه كميسيون ملي حقوق بشر فرانسه در سال 2005 ، انتخاب شدن به عنوان رورزنامه نگار بين المللي سال2008 از سوي بنياد جوايز مطبوعاتي بريتانيا و همچنین دریافت جایزه مارتین انالز در سال ۲۰۰۹ اشاره کرد .
بنیاد جوایز مطبوعاتی بریتانیا در سال 2008 ، عماد الدین را به عنوان روزنامه نگار بین‌المللی سال برگزید. او هنگام اعلام خبر در مرخصی استعلاجی زندان بود. وی در پیامی به کمیته داوری این بنیاد مطبوعاتی این چنین نوشت : «من از سرزمینی با شما سخن می‌گویم که با وجود تاریخ یکصد و پنجاه سال تلاش برای آزادی و دموکراسی ‏هنوز طعم تلخ توقیف مطبوعات را در کام خویش می‌چشد و در ده سال اخیر حدود یکصد وپنجاه نشریه ‏توقیف شده‌اند در حالی که اغلب آنها هیچ خصومتی با نظام جمهوری اسلامی ایران نداشته و در نهایت ‏منتقدانی مستقل واصلاح طلب بوده‌اند.‏»
   در همان دوران مرخصی استعلاجی سال در مراسمی که توسط کمیته پی گیری بازداشت‌های خودسرانه عقیدتی- سیاسی برگذار شده بود ، لوح یاد بودی را به پاس پی گیری‌ها و مقاومت ‏پروین تاجیک، مادر دانشجوی زندانی احسان منصوری، به وی اهدا کرد. او سپس توسط جمعی از فعالان حقوق بشر تا زندان اوین بدرقه شد.
از دیگر افتخارات وی دریافت جایزه مارتین انالز در سال ۲۰۰۹ است . جایزه مارتین آنالز هر سال برای بزرگداشت شخصیت و تلاش‌های خستگی‌ناپذیر سومین دبیرکل عفو بین‌الملل اهدا می‌شود باقی اولین کسی بود که بدلیل ممنوع‌الخروج بودن از گرفتن جایزه خود بطور حضوری محروم گردید
موسسه مارتین آنالز از طرق دیپلماتیك با ارسال نامه‌ای به محمود‌احمدی‌نژاد خواستار صدور اجازه خروج برای عماد‌الدین‌باقی شد‏ اما در مقابل نامه پاسخ مشخصی دریافت نكرد.
هیات داروران جایزه‌ی بین‌المللی مارتین انالز در توضیح اقدام خود برای انتخاب عمادالدین باقی به عنوان برگزیده «مارتین انالز» در سال 2009 آورده است: «عماد‌الدین باقی انسان شجاعی است که با وجود پیگردها، تمام تلاش خود را برای دفاع از حقوق زندانیان در ایران به کار بسته است.» . اعضای این هیات در استدلال خود تلاش‌های نظری و تحقیقاتی باقی در راستای نشان‌دادن سازگاری دین‌اسلام با مبانی حقوق ‌بشر را هم یكی از دلایل برگزیده شدن این روزنامه‌نگار برای دریافت این جایزه‌ دانسته‌اند.
توضیح: این مطلب با کمک و استفاده از زندگی نامه عماد الدین باقی نوشته اختصاصی فاطمه کمالی احمد سرایی همسر عماد الدین باقی و همچنین منابع موجود در فضای مجازی نگاشته شده است.
_______________________________________________________
خانواده  عمادالدین باقیبا اهداء ۵۰ شاخه گل از پشت شیشه کابین ملاقات به همراه دیگر خانواده زندانیان روز تولد او را گرامی داشتند. اما حتی گل ها هم به دست او نرسید.بنا به گزارش تارنمای جرس، زندانیان سیاسی از حداقل امکانات ملاقات و دسترسی به تلفن محرومند.خرداد ماه امسال ششمین سالی است که عمادالدین باقی در زندان نگهداری می شود. این نویسنده و فعال حقوق بشر تاکنون ۴ مرتبه و در مجموع ۵ سال از عمرش را زندان بوده است.

عمادالدین باقی به ۷ سال زندان و ۵ سال محرومیت از حقوق مدنی و رسانه ای و سیاسی محکوم شده است. ۶ سال از این حکم به دلیل مصاحبه با آیت الله منتظری صادر شده که هنوز در مرحله تجدیدنظر مانده است . یک سال زندان و ۵ سال محرومیت باقی نیز به اتهام تاسیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان و فعالیت هایش در دفاع از حقوق زندانیان و خانواده آنان، است. او پیش از این نیز ۴ سال نیم زندان را در سه نوبت گذرانده است.

سال گذشته باقی پس از فوت آیت الله منتظری و پخش مصاحبه اش با وی ۶ ماه  در بازداشت بود و با وجود بیماری حاد تنفسی و دیسک کمر شدید، دست کم ۵ ماه آن را در زندان انفرادی و بسته سپری کرد و به بیمارستان منتقل شد. در حالی که هنوز رای نهایی دادگاه او در این رابطه صادر نشده بود، به بهانه اجرای حکم دیگری در ارتباط با انجمن دفاع از حقوق زندانیان ، روانه حبس شد و در این مدت جز از پشت شیشه با خانواده خود دیدار نکرده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: