چه شده است که فرزند دردانه دیروز، اینگونه در مقابل پدرخوانده مقتدر می ایستد؟ او را سکه یک پول می کند؟

* لولوی جنبش سبز ایت الله خامنه ای را چنان ترسانده که از وی هر امتیازی می توان گرفت. آنچه که احمدی نژاد می خواهد همین است. کوتاه آمدن آیت الله، تسخیر مجلس با تقلب و کنار زدن امثال لاریجانی و در انتها ریاست جمهوری مشائی. اما بازی احمدی نژاد را امروز آیت الله خامنه ای خوانده است

* محمد خاطمی در سخنرانی مشهد خود پیشبینی کرده بود که زمانی هم می رسد که احمدی نژاد قصد گذشتن از رهبری را خواهد کرد. امروز همان روز است

ندای سبز آزادی: محمود احمدی نژاد، استاندار هاشمی رفسنجانی در اردبیل بود، در اتاق کار غلامحسین کرباسچی، شهردار پیشین تهران در خیابان بهشت به رتق و فتق امور پایتخت می پرداخت و سرانجام کلیدهای ساختمان ریاست جمهوری را در پاستور از محمد خاتمی دریافت کرد.
او را فرزند ولایت میدانستند. ولایت مداری او آنچنان برای مزه دهن آیت الله خامنه ای خوشایند می آمد که حاضر شد تمام یاران پیشین انقلاب را پیش پای احمدی نژاد قربانی کند. این فقط هاشمی رفسنجانی نبود که به رهبری نامه نوشت و از نودولتیان طرفدار احمدی نژاد گلایه کرد. احمد ناطق نوری هم زمانی گفته بود که “آقا” همه ما را به احمدی نژاد فروخته است.


تنها شش سال است که از تولد احمدی نژاد مدل 1384 می گذرد و حال او، همان رئیس جمهور ولایت مدار و ولایت پذیر و همان که آیت الله خامنه ای در مهمترین نماز جمعه سالیان اخیرش در آخرین جمعه خرداد ماه 88، دیدگاه های او را حتی از دیدگاه های هاشمی به خود نزدیک تر اعلام کرد، بر مقام ولایت در مقابل چشمان تمام مردم، شورش می کند و او را به هم آوردی می طلبد و هرچه آیت الله می گوید که مشکلی نیست و اختلاف نظر است، نمایندگان آیت الله وقتی به خیابان نارمک تهران، محل زندگی رئیس دولت دهم، می روند دست خالی باز می گردند.
احمدی نژاد برای آیت الله شرط گذاشته است و عدم سرکشی و قهر و طغیانش را منوط به این شرط هایی که کرده است که آیت الله در حالت عادی هرگز با آنها مواففت نخواهد کرد. مهمترین این شروط هم معاون اولی اسفندیار رحیم مشائی است که در رویای نهایی احمدی نژاد قرار است جانشین وی در کاخ ریاست جمهوری باشد.
از همین رو هم هست که آیت الله خامنه ای، اصول گرایان و طرفداران دوآتشه وی که گفته ها و کرده های احمدی نژاد را فقط در همین یک هفته اخیر مرور می کنند در می یابند که مشروعیت و آبروی خود را پیش پای چه کسی به حراج گذاشته اند. کسی که تمام خطوط قرمز مسئولیت دولتی را در نظام جمهوری اسلامی شکسته است و کاری کرده که هیچ رئیس جمهور و رئیس دولتی در هیچ دورانی از تاریخ انقلاب نکرده است، حتی بنی صدر تا قبل از 30 خرداد 1360.
اخبار بی بدیل اتفاقات یک هفته گذشته در جمهوری اسلامی این پرسش را به ذهن ها می آورد که چه شده است که فرزند دردانه دیروز، اینگونه در مقابل پدرخوانده مقتدر می ایستد؟ چه اتفاقی و چه حادثه ای رخ می دهد که این چنین محمود احمدی نژاد با خانه نشینی، رهبری آیت الله خامنه ای را سکه یک پول می کند؟
در ظاهر، داستان از آخرین جلسه هیات دولت با حضور همزمان احمدی نژاد و مصلحی، وزیر اطلاعات شروع شده است؟ آن جایی که مصلحی در برابر مدعای احمدی نژاد که خود را منتخب مردم می خواند، می گوید، آقای دانشجو وزیر کشور بخوبی در جریان چگونگی انتخاب شما قرار دارند. فارغ از درستی یا نادرستی این روایت، داستان شورش احمدی نژادی وجوه دیگری هم دارد.

آیا احمدی نژاد فرزند ولایت بود؟

احمدی نژاد زمانی که در خیابان بهشت و در اتاق شهردار تهران فعالیت می کرد، دولت اصلاح طلب وقت را به سبب عدم دعوت از وی برای شرکت در جلسات هیات دولت مورد اعتراض قرار می داد. او حتی در یکی از وعده های انتخاباتی اش در سال 84 مدعی شد که شهردار پایتخت را دوباره وارد جلسات هیات دولت می کند. انتخابات که برگزار شد و محمد باقر قالیباف به توصیه آیت الله خامنه ای به شهرداری تهران رسید، احمدی نژاد حاضر نشد رقیب پیشین خود را در کنار دست خود در هیات دولت تحمل کند و وعده های گذشته را از یاد برد. احمدی نژاد قالیباف را در چهره یک رقیب می دید و اهمیتی هم نمی داد که رهبری انقلاب از شورای شهر خواسته است قالیباف را به عنوان شهردار تهران انتخاب کنند.
احمدی نژاد در عین حال اولین رئیس دولتی ست که از جایگاه مدیریت کشور برای رهبران سیاسی جهان نامه می نویسد و حتی به تذکرات آیت الله خامنه ای در توقف رویه نامه نویسی خود ترتیب اثر نمی دهد. رئیس جمهور آمریکا، صدر اعظم آلمان و پاپ، رهبر مذهبی کاتولیک های جهان، از جمله مخاطبان احمدی نژاد بودند که در دو مورد از آنها، شخص رهبری نارضایتی خودش را اعلام کرده بود.
سند چشم انداز به عنوان راهنمای عمل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور در بیست سال آینده که توسط رهبری نظام تایید شده و بارها مورد تاکید قرار گرفته بود توسط احمدی نژاد عملاً دور انداخته می شود. احمدی نژاد از زمانی که رئیس جمهور شد این سند را به عنوان یک سند بی خاصیت و غربی می دانست و حتی امضای آیت الله خامنه ای در پای این سند هم نظر احمدی نژاد را تغییر نداد. به همین دلیل برنامه های سالیانه و 5 ساله که توسط دولت احمدی نژاد ارائه شد بدون استثنا به سند چشم انداز به عنوان سند اصلی راهنمای کشور بی توجه اند.
احمدی نژاد رای خود در سال 84 را مدیون ضدیت با هاشمی رفسنجانی است. تاکتیکی که در سال 88 هم ریاکارانه به کار برد. همان زمان رهبری اقدامات احمدی نژاد را در مناظره های انتخاباتی مورد انتقاد قرار داده بود اما فرزند چموش آیت الله خامنه ای – این واژه ای است که رهبری نظام در مورد احمدی نژاد در دیدار با یکی از روحانیون متنفذ در مشهد به کار برده است – چندان گوشش به صحبت های “آقا” در این مورد هم بدهکار نبود. همان زمانی بسیاری می گفتند بعد از هاشمی نوبت خامنه ای است. گوش آیت الله اما به این حرف ها بدهکار نبود.
جدای از اینها ریاست جمهوری احمدی نژاد پر است از بی قانونی، بی مبالاتی و سو مدیریت در حد تعویض وزیری که در سفر خارجی است تا برداشت های بی حساب و کتاب از ذخیره ارزی کشور و البته تناقض های متعدد در آمار درآمدها و هزینه های جاری. احمدی نژاد حتی در مقابل مصوبه های مجلس هم گردنگشی می کند. مجلسی که مجلس اصول گرا نامیده می شود و زمانی همگام با دولت احمدی نژاد که دولت امام زمان نامیده می شد، مجلس هم، مجلس امام زمان نام می گرفت. آخرین و معروف ترین آنها مصوبه مجلس در مورد تشکیل وزارت ورزش و جوانان است که دولت با این توجیه که مخالف اقدام مجلس است، از اجرایی کردن مصوبه خانه ملت سر باز می زند.
این سیاهه بی قانونی احمدی نژادی، ادامه دارست اما پرسش اینجاست که چرا رئیس دولت گردنکشی می کند و رهبری نظام کوتاه می آید.

احمدی نژاد چرا گردنگشی می کند، آیت الله چرا کوتاه می آيد؟

تمام گردنکشی های احمدی نژاد تا هفته گذشته توسط آیت الله خامنه ای نادیده گرفته می شد. آیت الله، احمدی نژاد را تحمل می کرد تا دیگران را کنترل کند و چموشی او را به قول خودش قابل کنترل می دانست. با اینحال اما، داستان سال 90، داستان سال مهمی است. سالی که قرار است مجلس نهم تعیین شود و کشور آماده برگزاری انتخابات ریاست جمهوری یازدهم گردد. احمدی نژاد که به دنبال مدل پوتین – مدودیف و جانشینی اسفندیار رحیم مشائی است ابایی ندارد که این بار دعوای خود را با آیت الله خامنه ای علنی کند تا در زمین آیت الله از رهبری نظام، امتیاز بگیرد. به این امید که رهبری که همواره از او حمایت می کرد و صفت های تحسین آمیز گوناگون به او نسبت می داد این بار هم در مقابل زیاده خواهی های وی کوتاه می آید. احمدی نژاد البته اشتباه محاسبه نکرده است. لولوی جنبش سبز ایت الله خامنه ای را چنان ترسانده که از وی هر امتیازی می توان گرفت. آنچه که احمدی نژاد می خواهد همین است. کوتاه آمدن آیت الله، تسخیر مجلس با تقلب و کنار زدن امثال لاریجانی و در انتها ریاست جمهوری مشائی.
بازی احمدی نژاد را امروز آیت الله خامنه ای خوانده است اما دست آیت الله که انقلابیون را از خود رانده و احمدی نژادیون را به دور خود جمع کرده است، چندان پر پیمان نیست. رهبری هرچند سپاه و دادگستری و رسانه ملی را دارد اما هرچه امروز علیه احمدی نژاد بگوید تکرار همان حرف هایی است که اصلاح طلبان و سبزها در شش سال گذشته به طور اعم و دو سال گذشته به صورت اخص گفته اند. “دیکتاتوری دولتی با رانت حمایتی رهبری.” گوش آیت الله در تمام این سالها بدهکار نبود و تا حد رسوایی انتخابات هم برای احمدی نژاد هزینه کرد. هزینه های که در ابتدا متوجه احمدی نژاد بود اما در انتها دامان آیت الله را گرفت، در حالی که احمدی نژاد و اطرافیانش با زرنگی از زیر بار هزینه های آن شانه خالی می کردند. بعد از سخنرانی جنجالی خس و خاشاک، یک جمله از احمدی نژاد که به طور مستقیم علیه جنبش سبز وجود داشته باشد به چشم نمی خورد. همانگونه که مشایی هم در این میان هرگز خود را قربانی نکرده است. درست برخلاف آیت الله که در تیررس تمام انتقادات است.
احمدی نژاد در مقابل تمام خواسته های گذشته آیت الله کرنش کرد تا وقت معین که برسد آیت الله را به دلیل یک دخالت بی جا در حد تعیین وزیر رسوا کند. رسوایی که پیش از این هرچند در ظاهر به آیت الله منتسب می شد اما عمومی نمی گردید. آیت الله خامنه ای با دخالت مستقیم در تعیین وزیر اطلاعات که در محدوده اختیارات رئیس جمهور است، بهترین فرصت را به احمدی نژاد داد تا با توپ پر بر وی بتازد و از بلندمرتبه ترین مقام جمهوری اسلامی شکایت کند. مقامی که احمدی نژاد امروز، هرآنچه که دارد از صدقه سر اوست و البته تعبیر این گفته دلسوزان نظام در دو سال گذشته است که احمدی نژاد زمانی هم می رسید که قصد گذشتن از رهبری را خواهد کرد. امروز همان روز است. جدال احمدی – رهبری، یک جنگ زرگری نیست، جنگ قدرتی است که به این زودی ها هم تمام نخواهد شد. به خصوص آنکه با فرا رسیدن خرداد ماه، سبزها هم دوباره وارد میدان خواهند شد. آیت الله امیدوار بود که نام احمدی نژاد در صندوق ها نوشته شود اما اراده خامنه ای پیاده گردد. وقتی که نام احمدی نژاد به صندوق ها نرفت تا دولت تقلب سر کار آید نباید هم انتظار داشته باشد که اراده خامنه ای همیشه محقق گردد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: