خاتمی چه گفت؟

رضا رییسیخاتمی با نگاهی معقولانه به واقعیت‌های ایران می کوشد تا گام اول را برای تغییر فضای انسدادی موجود بردارد.

 رضا رییسی: سخنان اخیر سیدمحمد خاتمی با واکنشهای مختلف و متفاوتی روبرو شده است، از تایید و تعریف این سخنان تا نفی و ایراد بر آن. در این میانه کسی بر ضرورت نقد و نقادی بعنوان یکی از اصول بدیهی جامعه مدنی ایرادی ندارد و طرفداران آقای خاتمی هم همچون خود او به گفتمان سازنده و تعاملی با مخالفین و منتقدین التزام دارند و نقد را نفی نمی کنند. اساسا یکی از پایه های فکری خاتمی اهتمام به گفتمان میان اندیشه ها و راهبردها است و هر کسی که او را بری از نقد بداند نمی تواند مدعای همراهی و همدلی با او را داشته باشد؛ اما کیست که نداند فاصله میان نقد منصفانه و مستدل با نقد تخریبی و تخطئه مدارانه بسیار است.

متاسفانه برخی از مخالفان ایشان از هر فرصتی بهره می جویند تا بر شخصیت خاتمی حمله و هجمه وارد کنند. برای آنان اصل کلام و مرام او اهمیتی ندارد؛ آنان منتظرند تا فرصتی بیابند و او را آماج حملات خود قرار دهند. البته نگارنده معتقد است اکثر منتقدین سخنان اخیر آقای خاتمی از این دست نبوده و خیرخواهانه به نقد نشسته اند اما در یک اشتباه راهبردی بدون توجه به متن سخنان ایشان با التفات به بازتاب رسانه ای سخنان وی موضع گیری نموده اند و در دام مغالطه نخواسته افتاده اند. آنچه را که دوستان از آن مستفاد می فرمایند بلاموضوع بوده و جای ایراد فراوان دارد. در هجمه احساسی که نسبت به سخنان خاتمی صورت گرفته بسیاری از منتقدان عزیز آنچه در سخنان ایشان گفته شده است را موشکافی ننموده و با استنتاجی احساسی و ملهم از شانتاژ رسانه ای به آن پرداخته اند.
اولین مولفه برای یک نقد متعارف و معقولانه اهتمام به ساختار جمله ای است که می خواهیم آنرا به نقد بکشیم. باید بدانیم خاتمی چه گفت تا آنگاه بتوانیم سخن او را با پرسشگری و نقد به چالش بکشیم و نظرات خود را در قبال آن بیان کنیم. البته در نقد سخنان یکی از شروط لازم برای انتقاد توجه به جایگاه و منش رفتاری گوینده و توجه به الزامات و قیود پیرامونی اوست. در صورت عدم توجه به این مهم نقد نمی تواند دربرگیرنده تمامی جوانب باشد و می توان بر ساختار آن ایراد داشت. در این نوشتار برآنم که با ارجاع به متن سخنرانی ایشان در وهله اول ببینیم ایشان چه گفت و سپس از منظر خود چرائی سخن ایشان در این برهه زمانی را تحلیل نموده و پاسخی به منتقدان ارائه نمایم:
اول: جدای از اکثریت قریب به اتفاق سخنان پیشروانه خاتمی (نسبت به موضع گیری های قبل) که صراحتا با بیانی مستند و مستدل نقد خود را به وضعیت موجود ارائه نمود و بسیاری از دوستان آنرا نادیده گرفتند آن بخش از سخنان ایشان مورد انتقاد است که با ارائه پیشنهادی خیرخواهانه دو طیف درگیر منازعه در سپهر سیاسی ایران را دعوت به عفو و چشم پوشی می نماید. متاسفانه این بخش از سخنان خاتمی هم مورد تحریف در برداشت قرار گرفته و با متن سخن او همخوانی ندارد. عزیزان منتقد واقف اند که جدا سازی یک پاراگراف از سخنان ایشان و مانور بر روی آن عملی حرفه ای و اخلاقی نیست برای دست یافتن به یک تحلیل درست باید قبل و بعد این سخن را هم لحاظ نمود تا به یک برداشت صحیح از این سخنان دست یافت.
خاتمی پس از تشریح وضعیت و تاکید بر شروطی که بارها آنرا مطرح نموده از جمله: گشایش در فضای سیاسی و آزادی عملکرد برای احزاب و گروه ها، آزادی زندانیان سیاسی که در حق آنها اجحاف های مضاعف صورت پذیرفته، تضمین برای سازو کار انتخاباتی سالم، و… می گوید: «اگر ظلمی شده است که شده است همه بیاییم عفو کنیم و به آینده نگاه کنیم و اگر به نظام و رهبری ظلم شده است به نفع آینده از آن چشم پوشی شود و ملت هم از ظلمی که بر او و فرزندانش رفته است می گذرد و آن وقت همه به آینده بهتر رو خواهیم آورد.»
 این سخن چند گزاره قطعی را به همراه خود دارد: ظلم بر مردم در آن قطعی دانسته شده است. مردم و نظام به عنوان دو گزینه متفاوت هر کدام از دو رویکرد واجد تعامل هستند؛ مردم در اینجا باید عفو کنند و حاکمیت هم اگر (این گزینه شرطی است و با اثباتی آن تفاوت اساسی و مبنائی دارد) می پندارد مورد ظلم قرار گرفته از این موضع خود چشم پوشی کند.
متاسفانه دوستان با خلط مبحث اولا جمله شرطی را قطعی گرفته اند و بر اساس آن تحلیلها و نقدهائی را وارد می سازند که بر اساس شرطی بودن جمله فاقد وجاهت است؛ و در ثانی بسیار فرق است میان عفو مردم تا چشم پوشی نظام. هر کدام از این دو گزینه در پیش فرض و راهبرد خود واکنشی برآمده از یک کنش متفاوت صورت پذیرفته هستند. در بسیاری از نقدها و هجمه ها جای این دو جمله با هم عوض شده و دوستان طوری مطرح می کنند که گوئی خاتمی گفته است زندانیان و یا دیگر کنشگران مرتکب جرمی شده اند که باید مورد عفو از سوی حاکمیت قرار بگیرند در حالیکه این حق عفو برای مردم بیان شده است و نه بر عکس آن.
دوم: پیشنهاد خاتمی برای برون رفت از وضعیت موجود را می توان از دو منظر تحلیل نمود:
الف- رویکرد او را مبتنی بر توصیه اخلاقی دانست چرا که او بعنوان یک مصلح اجتماعی و ناظر بر وضعیت موجود دغدغه تلطیف فضای پر از مخاصمه را دارد و می خواهد برای جلوگیری از گسست موجود که به انشقاق و شکاف اجتماعی منجر خواهد شد راه حلی ارائه بدهد و دو طیف ماجرا را ترغیب به چشم پوشی بر گذشته و نگاه به آینده می کند. از این دیدگاه، سخن او ناظر به دغدغه ای است که اغلب جامعه شناسان و خیرخواهان داشته اند و به انحاء مختلف ادامه این روند را خسران آور و فرصت سوز دانسته اند و برای برون رفت از این وضعیت ارائه راهکار واقع گرایانه را خواستار بوده اند. شخصیت و عملکرد خاتمی او را واجد شرایط ترین شخص برای بیان این دغدغه و ارائه دهنده راهکار برای برون رفت از این وضعیت بغرنج قرار داده است. بی شک خود خاتمی هم زیرک تر از آنست که نداند بیان چنین موضع حساسیت برانگیزی تبعات و واکنشهای تندی را برخواهد انگیخت؛ اما او که سالها عمر خود را برای اعتلای این آب و خاک مصروف داشته ابائی ندارد تا خود را آماج حملات تندروان هر دو طیف قرار دهد؛ شاید که طرح این دغدغه عقلای دو طیف را به بازنگری در رفتارگزینی خود وادارد و فرجی حاصل گردد. او با همه محدودیت ها و اجحاف هائی که در حق وی صورت پذیرفته آنچه در بضاعت دارد را برای اصلاح وضعیت بیان می کند.  این رویکرد اخلاقی خاتمی شایسته ستایش و تامل است نه آنکه او را به اتهام های بی اساسی چون خیانت به مردم و چشم پوشی بر ظلم ها متهم کنیم و در جاهائی به هتاکی و گستاخی دست یازیم. اتفاقا واکنش های صورت پذیرفته در قبال این سخنان نشان می دهد سپهر سیاسی جامعه ما تا چه حد گرفتار بی اخلاقی و بی ملاحظه گری است و نگاه امثال خاتمی گمشده این روزهای عرصه سیاست ورزی ماست.
ب- اگر رویکرد این سخنان را تاکتیکی در چهارچوب زمینه سازی برای مذاکره هم بدانیم موضع او واجد گزاره سیاست ورزی معقولانه و کارآمد است. او بعنوان یک سیاستمدار عمل‌گرا با لحاظ محدودیت‌ها و پیامدهای مختلف گریبانگیر کنش سیاسی واقف است که برای برون رفت از این وضعیت باید راهکاری اندیشید. انفعال و سکوت و یا بیان شعارهای ایده آلیستی جوابگوی مطالبات مردم نیست. اهتمام به کنش سیاسی اصلاح‌طلبانه در وضعیت موجود قواعد و ضوابطی دارد که نمی توان آنرا از از نظر دور داشت.
برای برون رفت از وضعیت انسدادی موجود دو راهکار در روبروی ما است: یا اینکه کنش اصلاحی و حرکت در چهارچوب های موجود را بپذیرم و یا اینکه از اساس در پی تغییر و دگرگونی باشیم. به نظر می رسد که نگاه اول واقع بینانه و کاربردی است، و نگاه دوم در فضائی انتزاعی و متوهمانه و به دور از واقعیات اجتماعی ایران سیر می کند. ضمن اینکه همگان میدانیم اصلاح تنها راه کم هزینه و ماندگار است که می تواند منفعت آوری عمومی را به همراه داشته باشد.
با نگاه به ساز و کارهای موجود و اوضاع اجتماعی و سیاسی پیرامون جامعه هرگونه تندروی و اصطکاک فزاینده جز وضعی نامعلوم و مغشوش را رقم نخواهد زد. در این روند کلیت جامعه اولین قربانی خواهد بود. باید توجه داشت که ما یگانه تصمیم گیرنده و کنش کننده نیستیم. عرصه سیاسی ایران دو طیف بازیگر دارد و نمی شود آنچه خودمان مطلوب می دانیم را یک‌سویه و یک‌طرفه مصداق عمل قرار دهیم و بدون توجه به طرف مقابل ارائه راهکار کنیم، که اگر این شود، به نظر می رسد دچار شعارزدگی مفرط گردیده و درگیر در فضای فانتزی خواهیم شد و راه بجای نخواهیم برد.
خاتمی با نگاهی معقولانه به این واقعیت ها می کوشد تا گام اول را برای تغییر فضای انسدادی موجود بردارد. او بدون عدول از مواضع راهبردی خود از موضع یک اصلاح طلب به مذاکره متقابل در فضای می اندیشد که شرط اولیه آن اهتمام حاکمیت به احقاق حقوق مردم و تحقق خواسته هائی آنان است؛ خواسته هائی که در شروط خاتمی به صراحت بیان شده است. عجیب است که دوستان منتقد، خاتمی را به خیانت و عدول از مواضع متهم می کنند اما تصریح او بر این شروط را نمی بینند. متاسفانه در فرهنگ ما هرگونه مذاکره به مثابه خیانت و اهمال دیده می شود؛ تابوئی که باید شکسته شود و خاتمی در این راه پیشقدم شده است.
در پایان و برای دوری از اطاله کلام باید گفت: خاتمی به عنوان یک سیاستمدار محبوب و اخلاق مدار از منظر خود به تحلیل اوضاع پرداخته و راهکارهائی را ارائه داده است. دوستان منتقد به جای اینکه ایشان را بخاطر بیان مواضعش مورد انتقاد قرار بدهند و حق بدیهی او را بعنوان یک سیاستمدار و فراتر یک انسان در بیان نظراتش نادیده بگیرند بهتر است از موضع انتقاد سازنده ایرادات شکلی و راهبردی چنین سخنانی را بیان نمایند. اتهام زنی های بی مورد نه شایسته است و نه مورد قبول مردم قرار می گیرد. کاش توصیه خیرخواهان را بشنویم و سرمایه هائی چون خاتمی را با هیجان زدگی های بی مورد آماج حملات و نقدهای غیر منصفانه قرار ندهیم. در هیچ جامعه ای با خیرخواهان و اندیشمندان اینگونه برخورد نمی کنند که ما بی محابا و بدون تامل بر آنان می تازیم.
*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: