در مفهوم تقوی از منظر رهبر: هر جنایت و تخلف و مفسده ای جائز است الا مخالفت با شخص خامنه ای

تقوای جمعی یا استبداد آیت الله خامنه ای؟

* بسیاری از فعالین سیاسی و اجتماعی و روزنامه نگارانی که در طی 22 سال گذشته ، صابون زندان به تن شان خورده است، بارها و بارها از بازجویان خود شنیده اند که معیار و ملاک تقوا برای آنان نه قواعد و قوانین شرع که وفاداری بی چون و چرا به خامنه ای است و از منظر آنان فرد متقی کسی است که در برابر فرامین و اوامر ” آقا ” نه نگوید و اطاعت ولی امر مسلمین جهان را بی چون و چرا بپذیرد.

* مردم ایران از خود این روزها می پرسند، این چگونه تقوایی است که رهبر جمهوری اسلامی از آن دم می زند و عوامل امنیتی و اطلاعاتی آن را اجرا می کنند که بواسطه آن جنازه هاله سحابی را شبانه به خاک می سپارد و مردمی که برای ترحیم این شهید بی گناه آمده اند را به ضرب باتوم و گاز اشک آور از صحنه دور می کند؟

 احمد جلالی فراهانی:  قتل هاله سحابی در مراسم تشییع پیکر پدرش عزت الله سحابی، بر اثر ضرب و شتم وحشیانه ماموران امنیتی و لباس شخصی که بارها مورد تائید و تمجید آیت الله خامنه ای قرار گرفته اند، در شرایطی در یازدهمین روز خرداد ماه رخ داد که هفته ای پیش از آن رهبر نظام سیاسی حاکم بر ایران، دم از بی تقوایی گروههای سیاسی منتقد خود که در صفحه سیاست ایران به جناح چپ موسوم هستند زده بود و گفته بود: « «جریانی که اوایل انقلاب به جریان چپ مشهور بود و شعارهای خوبی می‌داد با وجود داشتن آدم‌های با تقوا، از مراقبت و تقوای جمعی غافل شد و کار به جایی رسید که فتنه‌گران ضد امام حسین و ضد اسلام و امام، به آن‌ها تکیه کردند.»

جریان چپ در عرصه سیاست در ایران به آن دسته از گروههای سیاسی گفته می شود که با عقاید و نظرات و شیوه مملکت داری خامنه ای میانه چندانی ندارند و شیوه زمامداری و نحوه حکومت وی را به شدت زیر سئوال برده و می برند. به عقیده بسیاری از کارشناسان سیاسی جریان یا جناح چپ در ایران از سال 1366 نضج گرفت. در آن سال عده ای از اعضای جامعه روحانیت مبارز با کسب موافقت و اجازه امام خمینی اقدام به تاسیس مجمع روحانیون مبارز کردند که سرآمدانش افرادی نظیر آیت الله صانعی، سید محمد خوئینی، آیت الله بیات، مهدی کروبی، سید محمد خاتمی، سید محمد علی ابطحی و … بودند.

جناح راست اما در آن زمان به افرادی گفته می شد که در برابر سیاستها و روشهای زمامداری امام خمینی به صورت پیدا و پنهان ایستادگی می کرد و تلاش می کرد تا با تسلط بر شریانهای اقتصادی نظیر بازار پایه های اقتصادی و سیاسی خود را تقویت کند. حبیب الله عسگر اولادی، اسدالله بادامچیان، علی خامنه ای، احمد جنتی، محمدرضا مهدوی کنی، آیت الله هاشمی رفسنجانی، آیت الله مشکینی، احمد آذری قمی، علی اکبر ناطق نوری، واعظ طبسی و … از شاخص ترین چهره های این جناح قلمداد می شدند.
چپ و راست دیروز
ملاک و معیار پرداختن به امور سیاسی در ایام حیات امام خمینی برای جناح چپ ایران، رهبر فقید جمهوری اسلامی بود و آنان به لحاظ نظری و عملی خود را به دیدگاهها و اندیشه های امام خمینی نزدیک تر می دانستند و هنوز هم که هنوز است معیار و ملاک آنان برای مواجه با امور مربوط به حوزه های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی اندیشه ها و رویکرد شخص آیت الله خمینی است و بنیانگذار جمهوری اسلامی در مواجه با افکار و مشی و مرام سیاسی جناح موسوم به راست آن زمان، از تعابیر تندی نظیر ” اسلام آمریکایی ” و ” متحجرین دینی ” یاد می کرد و ارزش و اعتبار این جریان نزد وی بنا به شواهد مختلف تاریخی به مراتب کمتر از ارزش و اعتبار جناح موسوم به چپ بود.
از منظر اقتصادی نیز رویکردها و روشهای حکومت داری جناح موسوم به چپ تفاوتی بنیانی با جناح راست داشت. برای اینان بر خلاف اعضای موتلفه به سرکردگی بادامچیان و عسگر اولادی، شیوه توزیع عدالت، شیوه ای متمایل به نظامهای سوسیالیستی در جهان امروز بود و مخالفت و مقاومت آنان در برابر اقتصاد بازار آزاد و نگاه سرمایه داری مقتصدین جناح موسوم به راست باعث شده بود تا امثال بادامچیان و عسگر اولادی هواداران و عاملان جناح چپ را به تمایلات کمونیستی متهم کنند.
به عقیده کارشناسان امور سیاسی در ایران، در مواجه با پدیده های اجتماعی جناح موسوم به راست رویکردی واپسگرا و متحجرانه با مسائل و مشکلات اجتماعی داشت و دارد. حال آنکه در جناح مقابل تعریف نوآورانه از دین و به روز کردن راهکارهای دینی ارائه شده در شرع اسلام برای حل مسائل اجتماعی نظیر روابط زن و مرد، حجاب و پوشش خانمها و … یکی از مهمترین اولویتهای اجتماعی قلمداد می شد.
اصلاح طلب و محافظه کار
با در گذشت رهبر فقید جمهوری اسلامی و روی کار آمدن سید علی خامنه ای به عنوان رهبر جدید نظام سیاسی ایران به مدد سیاست بازیهای زیرکانه هاشمی رفسنجانی، جناح راست به رهبری آیت الله خامنه ای، با وضع رویه هایی نظیر نظارت استصوابی و التزام عملی به رهبری و تاسیس نهادهای موازی اطلاعاتی و امنیتی و دخیل کردن سران و سرداران نظامی و امنیتی در امرو سیاسی و اقتصادی، تلاش زیادی برای خانه نشین کردن و به حاشیه راندن یاران اصلی امام خمینی به کار برد تا بتواند از طریق یکسان سازی نهادهای سیاسی در ایران و قوای سه گانه آن، قدرت را بطور کامل و مطلق قبضه کند، آرزویی که با ریاست هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی بر دولت برای 16 سال تمام ناکام ماند و با روی کار آمدن محمود احمدی نژاد در سال 1384 بواسطه مهندسی آراء انتخاباتی توسط نهادهای امنیتی تحت حمایت و هدایت خامنه ای از یک سو و عدم مشارکت جدی مردم در انتخابات از سوی دیگر، این جناح تصور می کرد به آرزوی دیرین خود رسیده است و توانسته با به حاشیه راندن چهره های چپ دیروز و اصلاح طلبان امروز، راه را برای حکومت مطلق جناح راست دیروز و محافظه کاران امروز باز نماید.
با این همه بی کفایتی های مکرر و ندانم کاری های بسیار محمود احمدی نژاد در دور اول ریاست جمهوری اش، چنان عرصه را بر مردم ایران تنگ کرد که حامیان رهبر نظام سیاسی ایران به هدایت و آمریت مستقیم شخص وی ناچار شدند برای باقی ماندن در قدرت و از دست ندادن قوه مجریه و سایر نهادهای سیاسی و اقتصادی، دست به تقلبی گسترده در انتخابات ریاست جمهوری دور دهم در 22 خرداد ماه سال 1388 و به تبع آن دستگیریهای بی حد و حصر فعالان و منتقدان سیاسی و چهره های شاخص تکنوکرات در جناح اصلاح طلبان نمایند.
تقوای جمعی یا ارادت به رهبری
بسیاری از فعالین سیاسی و اجتماعی و روزنامه نگارانی که در طی 22 سال گذشته ، صابون زندان به تن شان خورده است، بارها و بارها از بازجویان خود شنیده اند که معیار و ملاک تقوا برای آنان نه قواعد و قوانین شرع که وفاداری بی چون و چرا به خامنه ای است و از منظر آنان فرد متقی کسی است که در برابر فرامین و اوامر ” آقا ” نه نگوید و اطاعت ولی امر مسلمین جهان را بی چون و چرا بپذیرد. این شاخص نانوشته متقی بودن آدمها در نظام سیاسی، اجتماعی، اقتصادی برآمده از منویات و راهبردهای آیت الله خامنه ای در سالهای گذشته اما چنان دچار خبت و خطاهای نابخشودنی حامیانش شده است که روند ریزش مدافعان آن روز به روز بیشتر و بیشتر می شود. این ریزش نیروهای متقی به سلطه شخص رهبر در نظام سیاسی ایران اما از فردای انتخابات ریاست جمهوری دور دهم در جمهوری اسلامی و رخ دادن آن کودتای انتخاباتی بی سابقه، سرعتی باور نکردنی و ضریب نفوذی حیرت آور به خود گرفته است. چنانکه نزدیکترین یاران رهبر جمهوری اسلامی هم اینک دچار چالشی جدی و اساسی با مسئله صلاحیت و کفایت وی در اداره امور مملکت شده اند و روزهای روز است که افواه کلام و اذهان عوام درگیر به پاسخ به یک پرسش اساسی است: « آیا آیت الله خامنه ای صلاحیت اداره امور کشور را به عنوان رهبر نظام سیاسی جمهوری اسلامی داراست؟ »
پاسخ به این سئوال با رو شدن میزان تخلفات و مفاسد اقتصادی و اجتماعی و حتی سیاسی دولت کودتایی محمود احمدی نژاد، هر روز بیش از دیروز روشنتر می شود. تخلفات و تقلباتی که بر ملا شدن آنها نه به واسطه عدالت محوری حامیان رهبر جمهوری اسلامی که به دلیل شدت گرفتن جنگ قدرت میان هواداران وی و حامیان محمود احمدی نژاد برای قبضه قدرت است.
حالا مردم ایران از خودشان می پرسند، آقای خامنه ای چطور می تواند بصیرت لازم و کفایت کافی برای اداره امور عالیه مملکت را داشته باشد، در حالیکه احمدی نژاد مرتبط با رمالان و شیادان و جن گیرها که با تقلب و کودتا و کشتن جوانانی که تنها دنبال رای خود بودند، همچنان در قدرت است، را به خود نزدیکتر می دانست و دولت او را بهترین دولت صد سال گذشته می داند؟
آنها از خود می پرسند آیا این همه تخلف اقتصادی و اختلاسهای کلانی که روز به روز در دعوای میان حامیان رهبر جمهوری اسلامی بر ملا می شود، تقوای فردی و جمعی خامنه ای و هوادارنش را زیر سئوال نمی برد؟ آیا تعاریف و شاخصه هایی که دین اسلام از تقوا و افراد متقی ارائه می کند هیچ قرابتی با رویکرد و عملکرد خامنه ای و هواداران و حامیانش دارد؟
مردم ایران این روزها از خود می پرسند، آیا غارت و تاراج بی پروای اموال بیت المال و بالاکشیدن پول نفت توسط دولت همواره مورد تائید رهبر نظام سیاسی جمهوری اسلامی، نشانه ای از تقوای فردی و جمعی آنان دارد؟ آیا ریخته شدن خون پاک ترین و بی گناه ترین جوانان این مرز و بوم و زندانی کردن و شکنجه دادن دلسوزترین و وفادارترین یاران امام و انقلاب به جرم مخالفت با کودتای انتخاباتی و مقاومت با استبداد دینی در حال تکوین سید علی خامنه ای نشانی از تقوا الهی است؟
آنها از خود می پرسند این چه جور تقوایی است که جوانانی چون صانع ژاله و محمد مختاری را می کشد و جنازه آنان را می دزد و اجازه شرکت خانواده و دوستانشان را در مراسم تشییع هم به آنان نمی دهد؟ این چطور تقوایی است که دختر عزت الله سحابی که از اصلی ترین چهره های انقلاب 1357 بود، را در مراسم تشییع جنازه پدرش به قتل می رساند و علت آن را به گرمی هوا و فشار خون و ناراحتی قلبی نسبت می دهد؟
مردم ایران از خود این روزها می پرسند، این چگونه تقوایی است که رهبر جمهوری اسلامی از آن دم می زند و عوامل امنیتی و اطلاعاتی آن را اجرا می کنند که بواسطه آن جنازه هاله سحابی را شبانه به خاک می سپارد و مردمی که برای ترحیم این شهید بی گناه آمده اند را به ضرب باتوم و گاز اشک آور از صحنه دور می کند؟
به نظر می رسد، مفهوم و معنای تقوا و متقی بودن و تقوای جمعی در نزد آیت الله خامنه ای و نظریه پردازانش که او را سید خراسانی و بالاتر از او لقب داده اند، چیزی جز مطیع چشم و گوش بسته وی بودن نیست و در این راه هر جنایت و تخلف و مفسده ای جائز است الا مخالفت با شخص خامنه ای و قدرت مطلقه ای که او می خواهد تحت لوای اسلام و ولایت مطلقه فقیه برای خود و خاندان خود تدارک ببیند!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: