تهاجم به کوی دانشگاه در 25 خرداد 88 چگونه رقم خورد؟

تهاجم به کوی دانشگاه چگونه رقم خورد؟
* این گزارش درصدد است تا با تکیه بر داده‌های مکتوب و روایت‌های دانشجویان حاضر در صحنه، روایتی واقع‌بینانه و دارای انطباق حداکثری با حقیقت آنچه در حمله به کوی دانشگاه بر دانشجویان رفت، ارائه دهد
جرس: در طی دو سالی که از تهاجم 25 خرداد به کوی دانشگاه می‌گذرد، همچنان روایت دقیق و نزدیک به واقعی از منظر دانشجویان از چگونگی رقم خوردن تهاجم به کوی دانشگاه منتشر نشده است. گزارش‌های زیادی از قول شاهدان عینی در تشریح آنچه بر دانشجویان در طی تهاجم و پس از آن رفت، منتشر گردیده، اما اینکه زنجیره وقایعی که منجر به تهاجم به کوی دانشگاه شد، به چه صورتی بود، توسط دانشجویان تشریح نشده است. این خلاء سبب گردیده که مسئولان و صاحب‌منصبان و اصحاب قدرت، تهاجم به کوی دانشگاه را آن‌گونه که خود علاقمند هستند، روایت کنند و دامان خود را از این جنایت بزرگ پاک نگاه دارند. این امر چندان هم غیرقابل فهم نیست؛ اینکه در یک کشور، خوابگاه‌های دانشجویی این چنین وحشیانه مورد هجوم قرار گیرد، کلیت مشروعیت نظام سیاسی و کفایت و عدالت تمامی مسئولان مربوطه را زیر سوال می‌برد؛ بدین ترتیب، طبیعی است که مسئولان سیاسی کشور برای رفع اتهام از خود، دست به دامان تحلیل‌های غیرواقع‌بینانه شوند تا بدین طریق از خود رفع اتهام نمایند و کسان دیگری را به عنوان مقصر معرفی نمایند.
سیر حوادث منجر به تهاجم به کوی دانشگاه در شب 25 خرداد 1388این گزارش درصدد است تا با تکیه بر داده‌های مکتوب و روایت‌های دانشجویان حاضر در صحنه، روایتی واقع‌بینانه و دارای انطباق حداکثری با حقیقت آنچه در حمله به کوی دانشگاه بر دانشجویان رفت، ارائه دهد. تلاش شده تا از تمامی منابع موجود و منتشرشده در فضای مجازی در دو سال گذشته برای تهیه این گزارش استفاده شود و حتی‌الامکان صحت و واقعیت روایت‌ها نیز با کمک منابع موثق دانشجویی مورد بررسی و تطبیق قرار گیرد. گرچه به سبب اینکه پرونده کوی دانشگاه هنوز نهایی نشده است، دانشجویانی که در دادگاه نظامی به زندان محکوم شده‌اند، تمایلی به توضیح مسائل ندارند، اما شمار شاهدان عینی جنایت‌های کوی دانشگاه بسیار زیاد است و آنچه روایت می‌گردد با تلاش بسیار به رویت و تکمیل و تصحیح چند تن از شاهدان عینی رسیده است.

چرخش مسئولان کشور در تحلیل عاملان حادثه کوی دانشگاه
رویکرد مقامات مسئول به ویژه در سال گذشته و پس از فروکش کردن واکنش‌هایی که در هفته‌های اول حمله به کوی دانشگاه نشان می‌دادند، در چارچوب چرخش برای رفع اتهام می‌گنجد. در هفته‌های اولیه پس از تهاجم به کوی دانشگاه، مسئولان مختلف کشور ـ از رهبری تا نمایندگان مجلس، مسئولان دانشگاه و نهاد رهبری دانشگاه ـ می‌کوشیدند که در موضع‌گیری‌های خود بر مظلومیت دانشجویان تاکید ورزند و ژست پدرانه گرفته، از لزوم دلجویی از دانشجویان و ملاطفت با آنها و تاکید بر مجازات عاملین حمله به کوی دانشگاه سخن بگویند. اما به تدریج، ادبیات به ظاهر پدرانه مسئولان به ادبیات ظاهرا عدالت‌محور بدل شد و طی آن این مساله مورد تاکید آنها قرار گرفت که در جریان «اغتشاشات کوی دانشگاه» هم عاملان حمله به کوی دانشگاه که عده‌ای افراد خودسر بودند و هم دانشجویان خاطی که دست به اخلال در نظم و اغتشاش زده بودند باید مورد محاکمه و مجازات قرار گیرند.

سیر وقایع کوی دانشگاه از منظر مقامات رسمی


این چرخش در مواضع مسئولان سبب شد که سناریوی کوی دانشگاه از منظر آنها به این شکل صورت‌بندی گردد: “پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری دهم، اغتشاش‌هایی از سوی افراد اخلاگر در سطح شهر تهران شکل گرفت و کوی دانشگاه نیز یکی از میدان‌های اغتشاش‌گری بود. عده‌ای از دانشجونمایان با تجمع در خیابان امیرآباد و دادن شعارهای توهین‌آمیز علیه نظام و مسئولین آن، نیروی انتظامی را مجبور به ورود به صحنه کردند. پس از ورود نیروی انتظامی به صحنه و عقب راندن اغتشا‌ش‌گران، این افراد به داخل کوی دانشگاه عقب‌نشینی نمودند و در مقابل در اصلی کوی دانشگاه به سنگ‌پرانی، پرتاب کوکتل‌مولوتف و آتش زدن اموال وتجهیزات دانشگاه و اماکن اطراف مشغول شدند. در واکنش به این اقدامات خرابکارانه و شعارهای تند و تحریک‌آمیز دانشجویان اغتشاش‌گر شماری از افراد با احساس وظیفه و تکلیف دینی و البته خودسرانه و بدون داشتن مسئولیت قانونی، وارد صحنه شدند و با دانشجویان به درگیری پرداختند. این اغتشاشات و درگیری‌ها در شب نخست (شنبه شب، 23 خرداد 1388) تا حوالی صبح روز یک‌شنبه 24خرداد ادامه یافت و پس از متفرق شدن دانشجویان اغتشاش‌گر و نیروهای خودسر به پایان رسید. در این مدت نیروی انتظامی تنها نقش حائل میان دو طرف درگیر را ایفا می‌کرد و با پرتاب گاز اشک‌اور در مواقع لزوم مانع گسترش اغتشاشات می‌شد. اما از بعدازظهر روز یک‌شنبه 24 خرداد، دانشجویان اغتشاش‌گر به تجهیز و سنگرگیری پرداخته، مجددا در مقابل درب اصلی کوی دانشگاه تجمعاتی غیرقانونی را آغاز کردند و نیروی انتظامی نیز در پاسخ به این سنگ‌پراکنی‌ها، آتش‌افکنی‌ها و سایر اقدامات اخلال‌گرانه مبادرت به پرتاب گاز‌اشک‌آور برای عقب راندن اغتشاش‌گران می‌نماید. با تاریک شدن تدریجی هوا در غروب روز یک‌شنبه 24 خرداد، به تدریج شماری از نیروهای خودسر نیز در صحنه حضور می‌یابند و به درگیری لفظی و عملی با دانشجویان اغتشاش‌گر می‌پردازند. اما دانشجویان با دادن شعارهای تحریک‌آمیز، توهین به شخصیت‌ها و نهادهای مورد احترام افراد خودسر و دادن فحش‌های رکیک به این افراد، آنها را دائما تحریک ‌می‌نمایند. همزمان با این اقدامات پرتاب کوکتل‌مولوتف از سوی اغتشاش‌گرانی که در کوی دانشگاه سنگر گرفته‌اند به آتش گرفتن اموال عمومی نظیر بانک‌ها، ساختمان‌های اداری و دولتی اطراف می‌انجامد. درگیری‌ها و اغتشاشات تا نیمه‌های شب تداوم می‌یابد تا اینکه حوالی 3 نیمه‌شب دوشنبه 25 خرداد، نیروهای خودسر که در اثر تحریک‌ها و توهین‌های مداوم اغتشاش‌گران در وضعیت عصبی به سر می‌بردند، بدون داشتن مسئولیت قانونی، به خوابگاه‌های دانشجویی حمله می‌کنند و نیروی انتظامی در این بین برای جلوگیری از آسیب‌ها و درگیری‌های خونین بیشتر، مبادرت به ورود به صحنه جرم و دستگیری شماری از نیروهای طرفین می‌نماید.”

 

بنابراین قصه‌پردازی:
اولاً درگیری دارای دو سویه بوده است؛ اغتشاش‌گران و نیروهای خودسر.
ثانیاً عامل شروع شدن درگیری‌های طرفین، تجمع اغتشاش‌گرانه تعداد معدودی از دانشجویان فریب‌خورده و سنگ‌پراکنی، آتش‌افروزی و دادن شعارهای تند علیه نظام، مسئولین و به کار بردن الفاظ رکیک در خصوص نیروهای خودسر حاضر در صحنه بوده است.
ثالثاً در واکنش به این تحریکات وتوهین‌ها بوده که نیروهای خودسر نیز دست به عمل خطایی می‌زنند و بدون مسئولیت قانونی مبادرت به ورود به خوابگاه‌های دانشجویی می نمایند.
رابعاً، نیروی انتظامی در اینجا نقشی در بروز درگیری‌ها نداشته، بلکه سعی می‌کرده طرفین را از درگیری بیشتر بازدارد و پس از تهاجم نیروهای خودسر نیز برای برقرار کردن نظم و آرامش، وارد صحنه شده و شماری از طرفین را دستگیر می‌کند.
آنچه بیان شد شاکله اصلی روایت “مقامات رسمی ” از حادثه کوی دانشگاه در 25 خرداد 1388 است. روایت‌های مسئولین در برخی مسائل جزئی ممکن است متفاوت باشد؛ برای مثال، برخی مقامات رسمی ممکن است نیروی انتظامی را نیز به سوءمدیریت و سوءرفتار متهم کنند؛ اما در کل معتقدند که دو سوی تهاجم، دانشجویان اغتشاش‌گر و نیروهای خودسر بوده‌اند و در این بین ممکن است نیروی انتظامی نیز خطاهایی صورت داده باشد که عَرَض بر ماهیت ماجراست. نمونه دیگر از اختلاف‌های جزئی در بیان سیر وقایع تاکید مسئولان دانشگاه تهران بر این امر است که اغتشاش‌گران اصلی، از بیرون کوی دانشگاه وارد کوی شده، دست به تحریک تعدادی از دانشجویان زدند؛ این دانشجویان نیز در اثر شرایط احساسی، فریب خورده و همسو با اراذل و اوباشی که از بیرون وارد کوی دانشگاه شده و به دانشجویان حاضر در صحنه خط‌دهی می‌کردند، به سنگ‌پراکنی و آتش‌افروزی مشغول شدند. اما این تفاوت جزئی در روایت نیز بر شاکله روایت مذکور تاثیر قابل توجهی ندارد. مهم این نیست که آیا دانشجویان خود با سوءنیت وارد عرصه اغتشاش‌گری شدند یا بر اثر تحریک و فریب اراذل و اوباشی که از بیرون به آنها پیوسته بودند؛ در هر صورت دانشجویان نیز یک طرف اغتشاش‌گری بوده‌اند و باید به مجازات برسند.
اما روایت رسمی از کوی دانشگاه که مبتنی بر تحریف و وارونه‌نمایی حقایق برای زدودن اتهام از دامان مقامات است، از جهات متعددی با روایت شاهدان عینی که به صورت مکتوب در فضای مجازی منتشر گردیده، تناقض بنیادی دارد و بی‌شک این روایت تحریف‌شده و غیرواقعی، مورد قبول قاطبه‌ دانشجویان نیز قرار نمی‌گیرد؛ چرا که چند هزار تن از دانشجویان به طور مستقیم یا به واسطه شهادت و روایت شمار متعددی از دوستان مورد اعتماد خود، در جریان فجایع کوی دانشگاه بوده‌اند و می‌دانند که این آسمان ـ ریسمان بافتن‌های مسئولان سیاسی، انطباقی با آنچه در واقعیت بر دانشجویان رفته است ندارد. تنها از خلال روایت منظم تهاجم کوی دانشگاه است که می‌توان به نقاط کور روایت تحریف‌شده پی برد و تناقض‌های بنیادی آن را بر آفتاب افکند. در ادامه تلاشی برای ارائه روایت منظم مذکور صورت می‌گیرد.

زمینه‌های تجمعات دانشجویی در کوی دانشگاه

برای فهم علل و چگونگی شکل‌گیری تجمعات دانشجویی در کوی دانشگاه پیش از تهاجم نیروهای انتنظامی، نظامی و شبه‌نظامی به کوی، باید به حداقل یک هفته پیش از حادثه بازگردیم. اما پیش از آن مقدمه‌ای کلی در خصوص فضای انتخاباتی در ایران ضروری است. در رفتار حاکمیت در بیست سال گذشته در مقاطع انتخابات، اصل غیرقابل انکاری وجود دارد و آن باز شدن نسبی فضای سیاسی کشور در آستانه انتخابات است. در طی چند ماه پیش از هر یک از رقابت‌های انتخاباتی‌ کشور، فضای سیاسی به گونه محسوسی تغییر می‌یابد؛ آستانه تحمل حاکمیت بالاتر می‌رود و برخی فعل و انفعالات سیاسی که پیش از آن در فضای عادی امکان بروز و ظهور نداشتند، در این فضا امکان بروز می‌یابند. این تغییر گرچه کلی است و در خصوص انتخابات مجلس نیز به طور نسبی صدق می‌کند، اما در مقاطع انتخابات ریاست‌جمهوری بسیار محسوس‌تر و قابل‌لمس‌تر است. به عنوان شاخص هایی از این تغییر می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: رادیو و تلویزیون در تریبون دادن به منتقدان، تساهل به خرج می‌دهند؛ دانشگاه‌ها مجوز سخنرانی منتقدانی که پیش‌تر هیچ‌گونه شانسی برای دریافت مجوز سخنرانی نداشتند، را اعطا می‌کنند؛ ممکن است شماری از زندانیان سیاسی آزاد شوند؛ آزادی‌های سیاسی و اجتماعی افزایش نسبی می‌یابند، برای مثال اجازه برگزاری میتینگ‌های سیاسی، تجمعات و اشکالی از شادی‌های اجتماعی داده می‌شود و نیروی انتظامی در برخورد با این مسائل تسامح نشان می‌دهد. این تغییر فضا در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری دهم نیز رخ داد و به ویژه با مناظره‌های انتخاباتی، گستره بیشتری یافت. اجازه برگزاری زنجیره سبز میدان تجریش تا راه‌آهن و تجمعات شبانه و تحرکات خیابانی مردم در شهرهای مختلف در طول دوره تبلیغات انتخاباتی در اردیبهشت و خرداد 1388 نمونه‌هایی از تغییر فضای مذکور بودند. با این مقدمه به ترسیم فضای کوی می‌پردازیم. شور و نشاط انتخاباتی و به ویژه عزم راسخ و اتحاد گروه‌های مختلف سیاسی و فکری دانشگاه برای کنار زدن احمدی‌نژاد از جایگاه ریاست‌جمهوری، نمود عینی و غیرقابل‌انکاری در محیط دانشگاه‌ها داشت. بیش از 80 درصد دانشجویان مخالف سیاست‌های دولت نهم بودند و برای تغییر این دولت انگیزه داشتند. در این فضا، علاوه بر محیط دانشگاه، کوی دانشگاه نیز عرصه‌ای برای بروز شور و نشاط انتخاباتی بود. این بروز به‌طور ویژه در شب‌های مناظره انتخاباتی تحقق می‌یافت. در این شب‌ها، بلافاصله پس از پایان مناظره‌های کاندیداها، دانشجویان از سالن‌های خوابگاه وارد فضای کوی دانشگاه شده و در صورت افزایش جمعیت، به صورت دسته‌جمعی از کوی دانشگاه تا میدان فاطمی، بلوار کشاورز و میدان ولیعصر راهپیمایی می‌کردند. این راهپیمایی‌ها به ویژه در شب‌های مناظره مهدی کروبی با احمدی‌نژاد و میرحسین موسوی با احمدی‌نژاد، گستره قابل توجهی داشت. در طی این راهپیمایی‌ها، دانشجویان گرچه گاه با لباس‌های خوابگاهی به خیابان می‌آمدند و به اشکال بی‌سابقه‌ای به ابراز هیجان می‌پرداختند، اما قاعده کلی رعایت اخلاق مدنی بود و به ندرت رفتار خلاف شئونی از دانشجویان دیده می‌شد. نیروی انتظامی نیز در این مقاطع با تسامح برخورد می‌کرد و تنها مراقب بود که میان طرفداران احمدی‌نژاد با دانشجویان تظاهرکننده درگیری پیش نیاید؛ چرا که موتورسوارهای طرفدار دولت از همان شب‌ها با رژه رفتن در خیابان‌ها گاه به درگیری با دانشجویان و طرفداران موسوی و کروبی می‌پرداختند و این امر تنش‌های اندکی ایجاد می‌کرد. اما چنانکه اشاره شد، در این مقاطع، نیروی انتظامی با تسامح سعی به فرونشاندن تنش ها می‌نمود. بدین ترتیب این مساله روشن می‌گردد که تجمع‌های دانشجویی در کوی دانشگاه، به شب‌های قبل از انتخابات بازمی‌گردد. اگر این تجمعات ماهیتا غیرقانونی بود، از همان ابتدای ماجرا، نیروی انتظامی یا مسئولان دانشگاه باید مانع شکل گیری آن می‌شدند. اما برخورد ابزاری و فریب‌کارانه حاکمیت در اینجا دردسرساز می‌شود. تسامح حاکمیت در روزهای پیش از انتخابات که با هدف گرم کردن تنور انتخابات و افزایش مشارکت رای‌دهندگان صورت می‌گیرد، بلافاصله پس از پایان رای‌گیری به برخورد قهرآمیز بدل می‌گردد. این رفتار حاکمیت، مصداق حقیقی «هم خدا را می‌خواهد هم خرما را» می‌باشد. حاکمیت از یک سو برای تحکیم مشروعیت خود به مشارکت گسترده رای‌دهندگان و در نتیجه شور و نشاط انتخاباتی نیازمند است؛ اما از سوی دیگر آستانه تحملش به سرعت به پایان می‌رسد و در اولین فرصت، حلاوت حاصل از فضای انتخاباتی را در کام مردم تلخ می‌نماید. مسئولانی که دانشجویان تجمع‌کننده در روزهای 23 و 24 خرداد را اغتشا‌گر معرفی می‌نمایند، باید به این سوال پاسخ دهند که چرا تا هفته پیش چنین تجمعاتی مجاز بود و حاکمیت حتی مردم را ترغیب و تشویق به حضور بیشتر در صحنه می‌کرد و اکنون پس از پایان انتخابات، تاب شکل‌گیری تجمع و شنیدن صدای اعتراض را ندارد؟ دانشجویان حاضر در صحنه انتخابات تا قبل از رای‌گیری قشر فرهیخته، آگاه، انگیزاننده و محرک جامعه بودند؛ اما پس از آنکه بار حاکمیت به سرمنزل رسید، به اغتشاش‌گران و فتنه‌گران بدل شدند. بدین ترتیب، مسئول اولیه و اصلی شکل‌گیری تجمعات دانشجویی در کوی دانشگاه، مسئولان سیاسی کشور بودند که با فراهم کردن چنین فضایی قصد بالا بردن مشارکت سیاسی را داشتند و لازم بود که پس از انتخابات نیز به فرض آنکه دانشجویان آغازگر تجمعات بودند ـ که البته چنین نبود ـ با تسامح و مدارا با دانشجویان تجمع‌کننده برخورد می‌کردند نه اینکه با گاز اشک‌آور و تهاجم سبعانه به استقبال آنان بروند. با دانستن این زمینه، می‌توان تحلیل واقع‌بینانه‌ای از سیر وقایع بعدی به دست داد.

تجمع‌های آغازین پس از انتخابات و نقش کوی دانشگاه

پس از اعلام نتایج حیرت‌آور انتخابات و تقلب و دستکاری گسترده‌ای که در آرای مردم صورت گرفته بود، تجمعاتی در سطح شهر آغاز گردید. این نکته نیز شایان ذکر است که مقارن با شکل‌گیری اعتراض‌های اولیه در سطح شهر در روز شنبه، کوی دانشگاه کاملا آرام بود و به سبب اینکه امتحانات پایان ترم بلافاصله از 23 خرداد آغاز می‌شد، شمار زیادی از دانشجویان سرگرم کسب آمادگی برای امتحانات بودند. اما در اعتراض به نتایج اعلام‌شده برای انتخابات، تجمعات اعتراضی در مقابل وزارت ‌کشور، میدان فاطمی و ستاد مرکزی انتخاباتی مهندس موسوی آغاز شده بود و نیروهای یگان‌ویژه انتظامی از همین زمان برخورد قهرآمیز با معترضان را آغاز کردند. در دانشگاه تهران نیز دانشجویانی که برای امتحان به دانشگاه آمده بودند، حیران از نتیجه انتخابات بودند و شماری از آنها در همان روز شنبه 23 خرداد به تجمع‌های اعتراضی در سطح شهر پیوسته بودند. پس از تاریکی در غروب روز شنبه 23 خرداد، دانشجویانی که در تجمعات پراکنده شهری حضور داشتند به تدریج در حال بازگشت به کوی دانشگاه بودند. اما آغاز تحریکات نیروی انتظامی از همین زمان فضای ملتهبی در کوی دانشگاه ایجاد کرد. نیروهای یگان‌ویژه انتظامی که به حالت آماده‌باش در خیابان امیرآباد درآمده بودند، اندکی بعد از تاریک شدن هوا اقدام به بستن چهارراه امیرآباد و کنترل مبادی ورودی و خروجی خیابان امیرآباد در محدوده کوی دانشگاه نمودند. این اقدام خواه‌ناخواه برای دانشجویانی که در حال بازگشت به خوابگاه‌های خود در کوی بودند، تحریک‌آمیز بود و این سوال را در ذهن آنها ایجاد می‌کرد که مگر قرار است در کوی چه اتفاقی رخ دهد که فضا این چنین امنیتی و پلیسی شده است؟ بدین ترتیب بی‌تدبیری اولیه نیروی انتظامی، استقرار بیش از اندازه نیرو در اطراف کوی دانشگاه، بستن چهارراه امیرآباد و القای وضعیت فوق‌العاده به عابران و دانشجویان ساکن کوی بود. چنانکه اشاره شد، امتحانات دانشگاه تهران از همان روز شنبه 23 خرداد آغاز شده بود، اما تمایل به تعویق امتحانات در فضای دانشجویی، در کنار القای فضای امنیتی بیرونی و تحریکات نیروهای یگان‌ویژه، زمینه‌ساز تجمعی دانشجویی در کوی شد. دانشجویان معتقد بودند به سبب فضای انتخاباتی فرصت آمادگی کافی برای امتحانات را نداشته‌اند و امتحانات حداقل باید یک هفته به تعویق بیفتد. همین مطالبه اولیه، سبب شد شماری از داشجویان در کوی دانشگاه گرد هم بیایند و تلاش نمایند از طریق تجمع با فشار بر مدیریت دانشگاه، خواسته خود را محقق سازند. اینجا اولین بی‌تدبیری مدیریت دانشگاه تهران رخ می‌دهد؛ چنانچه مدیران دانشگاه با درک شرایط ویژه حاکم بلافاصله اعلام می‌کردند که امتحانات برای مدتی مشخص (مثلا یک ماه) به تعویق می‌افتد و دانشجویان را دعوت به خروج از خوابگاه و تعطیلی کوی می‌نمودند، بخش مهمی از التهاب فروکش می‌نمود. اما نه تنها در غروب شنبه و ساعت‌های پس از آن هیچ یک از مسئولان دانشگاه در جمع دانشجویان حضور نیافته و آنها را دعوت به حفظ آرامش نکردند، بلکه با بی‌اعتنایی مطلق به خواسته صنفی دانشجویان زمینه التهاب بیشتر فضا را فراهم کردند. این نکته نیز شایان ذکر است که بسیاری از دانشجویان اعتراض سیاسی داشتند و در واقع به نتایج انتخابات معترض بودند؛ اما نفس شکل‌گیری تجمع در کوی برای تحقق خواسته تعویق امتحانات بود؛ چرا که میدان اعتراض‌های سیاسی دانشجویان در خیابان‌ها و میادین شهر بود و چنانکه گفته شد شمار زیادی از دانشجویان در طی ظهر و بعدازظهر روز شنبه با حضور در خیابان‌ها و مکان‌های شکل‌گیری تجمعات شهروندان، پتانسیل اعتراض سیاسی خود را به کار بسته‌ بودند و به کوی دانشگاه به عنوان مامنی برای تداوم اعتراض‌های خود نمی‌اندیشیدند. اما رفتار خطای مدیریت دانشگاه و نیروی انتظامی، فضا را به سمت رادیکال شدن بیشتر و سیاسی شدن سمت و سوی تجمع دانشجویی کوی سوق داد. به مجرد شکل‌گیری تجمعات پراکنده در کوی دانشگاه، نیروی انتظامی نیز با پیشروی بیشتر به سمت درب اصلی کوی، و سپس آغاز پرتاب مداوم گاز اشک‌آور، بر التهاب صحنه افزود و دانشجویان را به تحرک واداشت. به نظر نمی‌آید که این امر نیاز به استدلال چندانی داشته باشد که وقتی نیروی انتظامی دست به چنین اقدام نابخردانه‌ای می‌زند و بی‌جهت مبادرت به پرتاب گاز اشک‌آور به میان یک تجمع دانشجویی می‌نماید، طبیعی است که برخی دانشجویان نیز احساسی شده و درصدد مقابله به مثل برآیند. دانشجویان اساسا و ماهیتا خشونت‌طلب نبودند؛ چرا که اگر خشونت‌طلبی قاعده حاکم بر رفتار دانشجویان بود، باید در شب‌های مناظرات انتخاباتی که راهپیمایی‌های دانشجویی در سطح شهر صورت می‌گرفت، شاهد اقدامات خشونت‌بار آنها نظیر پرتاب سنگ یا آتش زدن سطل‌های آشغال می‌بودیم. اما نفس اینکه هیچ‌گونه اقدام خشونت‌باری از سوی دانشجویان در شب‌های قبل از انتخابات و مناظرات تلویزیونی رخ نداد، شاهدی است بر این ادعا که آغازگر خشونت‌های کوی دانشگاه، نه دانشجویان، بلکه تحریکات و بی‌تدبیری‌های نیروی انتظامی بود. با حضور نیروهای لباس‌شخصی و هتاکی‌های آنها، شرایط و فضای کوی دانشگاه پیچیده‌تر شد. هتاکی نیروهای لباس‌شخصی که حتی به کوی فاطمیه ـ محل استقرار دانشجویان دختر ـ نیز کشیده شده بود، چنان زشت و مشمئزکننده است که قلم از بازگویی آنها شرم دارد. فحش‌های رکیک و ناموسی به دانشجویان دختر نمودارکننده ادب و رفتار این نیروهای شبه‌نظامی بود که با هدف تحریک دانشجویان و زمینه‌سازی حمله به کوی دانشگاه صورت می‌گفت. پس از آغاز این تحریکات، شعارهای دانشجویان نیز به شدت رنگ وبوی سیاسی گرفت. شعار «مرگ بر دیکتاتور» (که اشاره به احمدی‌نژاد داشت)، «الله اکبر»، «دولت کودتا استعفا استعفا» و «دانشجوی باغیرت، حمایت حمایت» بخشی از این شعارها بود که در آن بر خلاف دروغ‌های عجیب مسئولان رسمی، هیچ ردی از توهین و هتاکی به لباس‌شخصی‌ها یا نظام به چشم نمی‌خورد. بنابراین روشن است که ادعای اینکه دانشجویان با شعارهای توهین‌آمیز خود دست به تحریک نیروهای لباس‌شخصی زدند چه اندازه دور از واقع و تحریف‌گرانه است.
تجمع در شب آغازین با همین سبک و سیاق به پایان رسید و تا حوالی صبح و روشن شدن هوا که به تدریج نیروهای انتظامی و شبه‌نظامی حاضر در صحنه، خیابان امیرآباد را ترک کردند، جز چند مرتبه تهاجم نصفه و نیمه از سوی نیروهای یگان‌‌ویژه و لباس‌شخصی به نزدیکی درب اصلی کوی با هدف ایجاد رعب و وحشت در میان دانشجویان تجمع‌کننده، و رد و بدل شدن گاز اشک‌آور از سوی نیروی انتظامی و سنگ و چوب از سوی دانشجویان، اتفاق قابل توجه دیگری رخ نداد.

روز دوم تجمعات دانشجویی کوی

روز یک‌شنبه 24 خرداد در حالی آغاز شد که هنوز هیچ تصمیم مشخصی از سوی مسئولان دانشگاه برای تعویق زمان امتحانات و تعطیلی کوی اتخاذ نشده بود. در این روز به دانشجویان برخی دانشکده‌های دانشگاه تهران گفته شده بود که کسانی که مایل هستند می‌توانند در امتحان شرکت کنند و کسانی که آمادگی ندارند می‌توانند منتظر اعلام بعدی تاریخ امتحانات باشند. بلاتکلیفی و تردید و عدم قاطعیت در تصمیم‌گیری از سوی مدیریت دانشگاه تهران برای تعویق امتحانات و اعلام تعطیلی کوی، سبب شد که زمینه بازتولید فضای روز گذشته در کوی مجدداً فراهم گردد. جشن تقلب در انتخابات از سوی حامیان احمدی‌نژاد در میدان ولیعصر و تهاجم پس از آن به پردیس مرکزی دانشگاه تهران از سوی نیروهای لباس‌شخصی طرفدار دولت که با نظاره‌گری نیروی انتظامی صورت گرفته و منجر به ورود لباس‌شخصی‌ها به داخل دانشگاه و ضرب و جرح شماری از دانشجویان و در هم شکستن شیشه‌ها و تجهیزات آزمایشگاهی دانشکده فنی شد، بر التهاب فضای دانشجویی افزود. پس از بازگشت دانشجویان خوابگاهی به سمت کوی دانشگاه و مشاهده شکل‌گیری دوباره وضعیت امنیتی در خیابان امیرآباد و اطراف کوی و حضور گسترده نیروهای یگان ویژه انتظامی در مقابل کوی، القای رعب و وحشت و فضای احساسی تحریک‌آمیز شدت بیشتری یافت. بر خلاف روز گذشته که شمار محدودی از دانشجویان در محوطه کوی و اطراف در اصلی حاضر شده بودند، در روز یک‌شنبه 24 خرداد شمار گسترده‌ای از دانشجویان از اتاق‌های خود خارج شده و در خیابان و میدان اصلی کوی نشسته بودند. تحرکات بعدازظهر لباس‌شخصی‌ها در پردیس مرکزی دانشگاه و حضور گسترده نیروی انتظامی در اطراف کوی، سبب شده بود که اکثریت قریب به اتفاق دانشجویان به این جمع‌بندی برسند که حمله به کوی دانشگاه امشب قطعی است. به گفته شاهدان عینی، بسیاری از دانشجویان حاضر در محوطه کوی، در حال گفتگو پیرامون احتمال حمله و اقدامات لازم برای مواجهه با آن بودند.

برنامه‌ریزی برای حمله به کوی
با تاریک شدن هوا و آغاز پرتاب گاز اشک‌آور به داخل کوی، کپه‌های آتش در فواصل مشخصی در خیابان منتهی به در اصلی کوی توسط دانشجویان برپا گردید تا عوارض ناشی از گاز اشک‌آور خنثی گردد. هرچه هوا تاریک‌تر می‌شد، بر التهاب فضا و شدت درگیری‌ها افزوده می‌شد. شمار زیادی از دانشجویان در بالای سردر کوی سنگر گرفته و مشغول سنگ‌پرانی به نیروهای لباس‌شخصی و یگان‌ویژه بودند. نیروهای یگان‌ویژه در تهاجم‌های مقطعی خود به در اصلی و پیشروی چند‌ده‌متری به داخل کوی، از سلاح‌های دیگری به جز گاز اشک‌آور نیز استفاده می‌کردند. استفاده از تفنگ‌های رنگ‌پاش و تفنگ‌های دارای گلوله‌های متعدد ساچمه‌ای‌شکل نمونه‌هایی از این تجهیزات است. در مواردی گزارش شده که از تیرهای پلاستیک و تیر هوایی نیز در طی این تهاجم‌های مقطعی استفاده شده است. علاوه بر این، نیروهای لباس‌شخصی و یگان‌ویژه هر از چندگاهی با موتور‌های خود در خیابان امیرآباد به صورت جمعی بالا و پایین می‌رفتند و با صدای گوش‌خراش موتورها، تلاش به القای رعب و وحشت داشتند. با گذشت زمان، تحرکات مشکوکی در بیرون کوی دیده می‌شد که نشان‌دهنده سناریوچینی برای حمله به کوی بود. آتش گرفتن بانک کارآفرین در مقابل کوی دانشگاه یکی از این تحرکات بود. برای دانشجویان حاضر کاملا قطعی بود که این اقدام مشکوک توسط دانشجویان صورت نگرفته است. چرا که به سبب قرق شدن خیابان امیرآباد توسط نیروهای لباس‌شخصی و یگان‌ویژه، اساساً امکان عبور دانشجویان از خیابان و رساندن مواد آتش‌زا به بانک آن سوی خیابان ممکن نبود. تحلیل منطقی این اتفاق از منظر دانشجویان، اقدامی تعمدی از سوی نیروهای مهاجم برای متقاعد کردن مسئولان رسمی به لزوم حمله به کوی است. حوالی ساعت دو نیمه‌شب وقوع دو اتفاق دیگر، حمله زودهنگام به کوی را برای دانشجویان قطعی کرد. اول فرستادن چند نوجوان لباس‌شخصی به میان دانشجویان درگیر در مبادی ورودی کوی بود که به دستگیری آنها توسط دانشجویان و انتقال‌شان به داخل کوی انجامید. این حادثه در مکتوب‌های شاهدان عینی به یک مقدمه‌چینی دیگر برای حمله به کوی دانشگاه تعبیر شده است. و رخداد دوم، ورود چند تن از نیروهای یگان‌ویژه به ساختمان 23 کوی دانشگاه و تصرف آن بود که متعاقب این رخداد، ضلع‌‌های شمالی و غربی ساختمان 23 به محاصره دانشجویان درآمد. این دو رخداد از سوی شاهدان عینی به عنوان خلق زمینه‌های لازم برای حمله به کوی دانشگاه تعبیر شد؛ چرا که اکنون نیروهای مهاجم با دستاویز قرار دادن «گروگان‌گیری» برخی افراد خود و به محاصره درآمدن چند تن دیگر از نیروهای خود توسط دانشجویان، توجیه لازم برای ورود به کوی را در اختیار داشتند. به گفته‌ دانشجویان حاضر در صحنه، کمتر از ربع ساعت پس از محاصره ساختمان 23 توسط دانشجویان، موتورسوارهای یگان‌ویژه و لباس شخصی حمله به کوی را ترتیب دادند و در اندک زمانی به تخریب و ضرب و شتم وحشیانه‌ دانشجویان پرداختند. گروه‌هایی که ورود به یکایک ساختمان‌های کوی و تخریب اتاق‌ها و ضرب و شتم دانشجویان را ترتیب می‌دادند، ترکیبی از نیروهای یگان‌ویژه و لباس‌شخصی بودند. اغلب یک یا دو نیروی یگان‌ویژه به عنوان پشتیبانی‌کننده همراه سه یا چهار لباس‌شخصی مجهز به مجموعه‌ای از سلاح‌های سرد نامتعارف، یک گروه مهاجم را شکل می‌دادند. تهاجم این گروه‌ها به داخل کوی با نعره کشیدن و استعمال الفاظ رکیک همراه بود. هرگونه تصویری از موسوی و کروبی توسط این افراد به شکل کینه‌توزانه‌ای از بین برده می‌شد و اتاقی که نشانه‌ای از این دو چهره در آن بود، با تخریب دوچندان و دستگیری تمامی ساکنانش مواجه می‌گردید. به گفته دانشجویان حاضر، در اغلب ساختمان‌ها، سبک کار به این صورت بود که پس از ورود گروه مهاجم به داخل یکایک اتاق‌ها، تخریب درب و وسایل داخل اتاق، دانشجویان به شکل تحقیرآمیزی از اتاق‌ها خارج و به مقابل ساختمان یا داخل سالن تلویزیون کوی منتقل می‌شدند. سپس گروه مهاجم ـ به ویژه سرپرست لباس‌شخصی گروه ـ دانشجویانی که بر مبنای معیارهای شخصی‌اش مشکوک و از «اغتشاش‌گران» تشخیص داده می‌شد را با ضرب و شتم دستگیر کرده و همراه خود می‌بردند و سایر دانشجویان را رها می‌کردند (در برخی ساختمان‌ها به دانشجویان گفته بودند در همان محل بمانند و «جم نخورند»). به جز چند ساختمان معدود کوی دانشگاه، اکثریت قریب به اتفاق ساختمان‌ها توسط مهاجمان به همین ترتیب تخریب و دانشجویانش مورد توهین و ضرب و شتم قرار گرفتند. موارد متعددی رخ داد که دانشجویان از هراس مضروب شدن توسط مهاجمان خود را از طبقات دوم ساختمان‌ها به پایین پرتاب می‌کردند که در غالب موارد به مصدوم شدن آنها انجامیده بود. برخی شاهدان عینی دیده‌اند که لباس‌شخصی‌های مهاجم از آنها سراغ «مخفی‌گاه دختران حاضر در اغتشاشات» را گرفته‌اند؛ در موارد دیگری لباس‌شخصی‌ها گفته‌اند که «جسد دوستان‌مان را کجا مخفی کرده‌اید؟». این اظهارات نشان از آن دارد که رهبران حمله به کوی، برای تحریک عواطف لباس‌شخصی‌ها و واداشتن آنها به بکارگیری خشونت بیشتر، مطالب غیرواقعی را ساخته و به آنها القا کرده‌اند.
پس از دستگیری توام با توهین و ضرب و شتم بیش از 130 تن از دانشجویان و انتقال آنها به داخل اتوبوس‌های تدارک‌دیده‌شده و سپس انتقال به ساختمان وزارت کشور و پلیس امنیت، فهرستی از فجایع هولناک در برخورد با دانشجویان رخ داده که در مکتوبات شاهدان عینی در فضای مجازی منعکس شده است.

توضیح تحریف‌ها و وارونه‌نمایی‌ها در روایت مسئولان رسمی

با مطالعه روایت مذکور، برخی تحریف‌های آشکار مقامات رسمی در تشریح تهاجم به کوی دانشگاه به سادگی قابل مشاهده است:
1) عامل اصلی تحریک دانشجویان به سنگ‌پرانی، تهیه توده‌های آتش و دیگر اقدامات خشونت‌آمیز، بی‌تدبیری مسئولان تصمیم‌ساز، اقدامات تحریک‌کننده نیروی انتظامی، لباس‌شخصی‌های مامور حاضر در صحنه و بی‌تدبیری مسئولان دانشگاه است. به نظر می‌رسد که مسئولان سیاسی که در روز پس از 22 خرداد از اعتراض‌های شهری غافل‌گیر شده بودند، حسابی بیش از اندازه برای اهمیت اعتراض‌های دانشجویی و مشخصا، کوی دانشگاه باز کرده بودند و به سبب همین خطای محاسبه، با استقرار شمار گسترده‌ای از نیروها در اطراف کوی دانشگاه، تصور می‌کردند با سرکوب کوی، بخش مهمی از اعتراض‌های خیابانی فروکش خواهد کرد. این خطای محاسبه به ویژه از سابقه ذهنی تصمیم‌سازان در خصوص حادثه 18 تیر78 کوی دانشگاه برمی‌خیزد. اما سیر بعدی حوادث نشان داد که کوی دانشگاه از چنان اهمیت استراتژیکی برای هدایت اعتراض‌های خیابانی برخوردار نبوده و سرکوب آن با این هزینه هنگفت، خطایی غیرقابل جبران برای مسئولان سیاسی رقم زد. این خطای محاسباتی سبب شد که فضای خیابان امیرآباد در دو شب حوادث کوی دانشگاه در سال 88 به شکل شدید و حیرت‌انگیزی امنیتی گردد و از همان آغاز تاریکی هوا، آرایش حمله به کوی را به خود بگیرد. طبعاً این تدبیر خطای مسئولان، با القای احساس ناامنی و خطر مورد هجوم قرار گرفتن در اذهان دانشجویان، زمینه‌ساز واکنش مقابله‌گرانه شماری از داشجویان گردید.
2) می‌توان وضعیت‌هایی را متصور شد که احتمال حمله به کوی دانشگاه را به حداقل ممکن می‌رساند: اول اینکه نیروی انتظامی این حجم از نیروهای یگان‌ویژه را با آرایش نظامی و تهاجمی در مقابل کوی دانشگاه و خیابان امیرآباد مستقر نمی‌کرد و بدین ترتیب زمینه ذهنی لازم در دانشجویان برای درگیری‌های بعدی ایجاد نمی‌شد؛ دوم اینکه مدیران دانشگاه تهران با در نظر گرفتن شرایط حساس امنیتی کشور، بلافاصله اعلام می‌کردند که امتحانات برای مدت معینی (برای مثال دو هفته یا یک ماه) به تعویق می‌افتد و دانشجویان باید کوی دانشگاه را ترک کنند (تصمیمی که بعد از تهاجم به کوی گرفته شد)؛ سوم اینکه تهاجم نیروهای لباس‌شخصی به پردیس مرکزی دانشگاه تهران در بعدازظهر روز یک‌شنبه با ممانعت نیروی انتظامی خنثی می‌شد و دانشجویان حاضر در پردیس مرکزی دانشگاه و ساکن کوی دانشگاه، با زمینه ذهنی امکان تهاجم به کوی، به خوابگاه‌های خود باز نمی‌گشتند؛ چهارم اینکه چند تن از مسئولان سیاسی کشور و مسئولان دانشگاه تهران با حضور در جمع دانشجویان تلاش می‌کردند که از التهاب فضا بکاهند و به دانشجویان اطمینان بخشند که حمله به کوی دانشگاه رخ نخواهد داد. هیچ‌یک از این اقدامات، غیرممکن یا دشوار نبود؛ اما عدم اهتمام به انجام آنها و جلوگیری از حمله به کوی، حکایت از همان تحلیل بیان‌شده در بند اول دارد. محاسبه خطای مسئولان دولتی این بود که حمله به کوی دانشگاه بخش مهمی از اعتراضات شهری را در نطفه خفه می‌کند. به همین سبب نه تنها هیچ اقدامی برای کاستن از التهابات کوی دانشگاه صورت نگرفت، بلکه به طور عمدی بر التهابات دامن زده شد تا به رغم هزینه‌های جنبی، زمینه اجرای پروژه حمله به کوی و سرکوب دانشجویان فراهم گردد. اما روند بعدی حوادث نشان داد که این محاسبه نیز مانند بسیاری از دیگر محاسبات بعدی تصمیم‌سازان دولتی، از بن خطا بوده است. مختصر اینکه تهاجم به کوی دانشگاه با تحلیل ساده‌سازی شده مسئولان رسمی مبنی بر اینکه مجموعه‌ای از دانشجویان اغتشاش‌گر و نیروهای خودسر عامل بروز آن بودند، قابل توضیح نیست؛ بلکه معلول مجموعه‌ای از عوامل سیاسی است که مسئولیت مستقیم آن نیز بر عهده نظام سیاسی کشور و نظام مدیریتی دانشگاه است.
3) شمار معدود دانشجویانی که در صحنه درگیری‌ها دست به اقدامات خشونت‌آمیز نظیر پرتاب سنگ زده‌اند، به لحاظ خطای صورت گرفته، به هیچ‌وجه هم‌تراز با مهاجمان به کوی دانشگاه نیستند. عامل اصلی تحریک برخی دانشجویان به انجام این امور، چنانکه پیش‌تر تاکید شد، تحریکات نیروی انتظامی و لباس‌شخصی بوده است. چنانچه لباس‌شخصی‌ها و نیروهای یگان‌ویژه به سوی دانشجویان حمله‌های مقطعی و متناوب نمی‌کردند و آرایش نظامی در اطراف کوی نمی‌گرفتند، آیا دانشجویان برای دفع حملات آنها دست به سنگ می‌بردند؟ رویه کلی حاکم بر دانشگاه، تعهد به اخلاق مدنی است و این امر در راهپیمایی‌های متعدد دانشجویی در شب‌های پیش از انتخابات و مقارن با مناظره‌های انتخاباتی کاملا نمایان است. اما زمانی که خانه امن دانشجویان با گاز اشک‌آور و گلوله پلاستیکی و ساچمه‌ای مورد هجوم قرار می‌گیرد، آیا پرتاب سنگ واکنشی طبیعی به نظر نمی‌رسد؟ بنابراین، تحریف و وارونه‌نمایی دیگر مسئولان رسمی، هم‌تراز کردن شمار معدود دانشجویان دفاع‌کننده از حریم خوابگاه‌های خود با مهاجمان لباس شخصی و نیروی نظامی تا بن‌دندان مسلح که از هیچ خشونتی در برخورد با افراد فروگذار نمی‌کنند، می‌باشد که به وضوح خلاف واقعیت و حقیقت است.
4) به فرض که دانشجویان دست به تجمع غیرقانونی در محیط کوی دانشگاه زده بودند، مسئول مستقیم برای برخورد با آن، مسئولان دانشگاه و چارچوب قانونی درون دانشگاهی (کمیته انضباطی) می‌باشد و چنانچه نیروی انتظامی «با درخواست مسئولان دانشگاه» در صحنه حضور یابد، صرفا باید نقش بازدارندگی داشته باشد؛ نه اینکه دست به تحریک و تهاجم علیه دانشجویان بزند. لشکرکشی نیروهای انتظامی و شبه‌نظامی به مقابل دانشگاه و دامن زدن به التهابات، عامل اصلی آغاز درگیری‌ها و خشونت‌ها بود. در حالی که مسئولان دانشگاه موکدا اعلام می‌دارند هیچ درخواستی برای مداخله نیروی انتظامی و ورود به کوی دانشگاه توسط آنها نداشته‌اند، باید مشخص شود که مسئول صدور دستور پرتاب گاز اشک‌آور‌های متعدد و مکرر و استفاده از گلوله پلاستیکی و ساچمه‌ای در برخورد با تجمعات دانشجویی و نهایتا مسئول صدور دستور حمله به کوی دانشگاه چه کسانی بوده‌اند؟ با متهم کردن دانشجویان به اغتشاش‌گری توسط مسئولان رسمی، نمی‌توان پاسخی به این سوال داد و از زیر بار مسئولیت آن گریخت.
5) نیروهای انتظامی حاضر در صحنه، در معیت نیروهای لباس‌شخصی، نقش اولیه و غیرقابل‌انکار در تهاجم به کوی دانشگاه داشته‌اند. اما از آنجا که هیچ‌یک از این نیروهای انتظامی و شبه‌نظامی مایل نبودند تهاجم به کوی دانشگاه به تنهایی به پای آنها نوشته شود، ظاهرا در نهایت طی توافق میان نیروهای قرارگاه مقداد سپاه و نیروهای یگان‌ویژه و پلیس امنیت نیروی انتظامی، تهاجم به کوی دانشگاه به طور مشترک توسط این نیروها صورت می‌گیرد. ترکیب گروه‌های مهاجم که در آن هم نیروهای یگان‌ویژه و هم نیروهای لباس‌شخصی حضور داشته‌اند، موید هماهنگی از پیش تعیین‌شده میان نیروهای مهاجم است. از سوی دیگر، بخش عمده‌ای از خشونت‌ها و ضرب و جرح و شکنجه دانشجویان پس از تهاجم به کوی دانشگاه و در جریان انتقال آنها به ساختمان وزارت کشور و پلیس امنیت رخ داده که مسئولیت تمامی این اقدامات با نیروی انتظامی بوده است و دانشجویان شاهد نیز بر این نکته تاکید کرده‌اند که انتقال توام با ضرب و شتم آنها به بازداشتگاه‌ها با مداخله مستقیم نیروی انتظامی رخ داده است. بنابراین، مجددا باید تاکید کرد که تقلیل تهاجم به کوی دانشگاه به درگیری «دانشجویان اغتشاش‌گر» و «نیروهای خودسر»، دروغی آشکار در روایت تهاجم به کوی دانشگاه است.
6) این مساله مسلم است که تهاجم به کوی دانشگاه با دستور مستقیم مقامات دولتی (وزارت کشور، شورای تامین استان، نیروی انتظامی، قرارگاه مقداد سپاه یا هر نهاد مسئول دیگر) صورت گرفته است و نسبت دادن تهاجم به کوی دانشگاه به شمار معدودی نیروهای خودسر، خودفریبی کودکانه و غیرقابل‌قبول از سوی مسئولان است. نیروی انتظامی با حضور پررنگی که در صحنه داشت می‌توانست به سادگی جلوی نیروهای لباس‌شخصی قرارگاه مقداد را بگیرد. اما به گفته شاهدان عینی، موتورسوارهای یگان‌ویژه نیروی انتظامی نخستین گروهی بودند که وارد کوی دانشگاه شدند و لباس‌شخصی های پیاده‌نظام و موتورسوار، پس از ورود این نیروها به کوی بود که وارد محوطه شدند. از سوی دیگر، چنانکه اشاره شد، نیروهای یگان‌ویژه در ترکیبی مشخص و از پیش تعیین‌شده، لباس‌شخصی‌های مهاجم به اتاق‌های دانشجویان را همراهی و پشتیبانی می‌کردند. بنابراین این امر مسلم است که حمله به کوی دانشگاه با دستور مستقیم یکی از نهادهای دولتی مسئول و با مدخلیت نیروی انتظامی صورت گرفته است.

آنچه گفته شد روایتی اجمالی از تهاجم به کوی دانشگاه تهران در 25 خرداد 1388 است که با اتکای به منابع و گزارش‌های مکتوب حداقلی منتشره در فضای مجازی نگاشته شده است. اگر اختناق موجود در فضای دانشگاه و کشور از میان برداشته شود، شاهدان عینی وقایع، با جزئیات و تفصیل بیشتر می‌توانند به بیان سیر حوادث بپردازند. اما در شرایط کنونی که مقامات رسمی تلاش می‌کنند برای رفع مسئولیت از خود به تحریف حقایق تهاجم نیروهای نظامی و شبه‌نظامی حکومت به کوی دانشگاه بپردازند، ارائه تصویری کلی از سیر وقایع از منظر مشاهدات دانشجویان ضروری بود. امیدواریم که دانشجویان حاضر در صحنه تهاجم با تکمیل این گزارش به روشن‌تر شدن بیشتر حقایق و افشای وارونه‌نمایی حاکمیت یاری رسانند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: