Archive for the ‘جان بركفان جنبش’ Category

آقای محسنی اژه‌ای! می‌دانید پاسداران چقدر برده‌اند؟سعیده منتظری

نوامبر 27, 2011

سعیده منتظری، دختر مرحوم آیت‌الله‌العظمی منتظری، در وبلاگ خود نوشت:

 در مرور اخبار حال، همه جا سخن از اختلاسهای مالی و فساد اقتصادی و غارت بیت المال است، و افشاگریهای مربوط به آن.

و در مرور خاطرات گذشته، بارها حمله به بیت و دفتر و حسینیه پدر، و ضبط و غارت آنچه موجود بوده را می بینم. و این خاطره تا چه اندازه جلب توجه می کند: تابستان ۱۳۸۰ است. نزدیک به ۴ سال است که پدر در حصری غیرقانونی به سر می برد. دفتر ایشان در اشغال سپاه پاسداران است. برادر اتاقی از خانه خود را به حل و فصل امور مقلدین و علاقه مندان پدر اختصاص داده است. آن را هم برنمی تابند و در تیر ماه ۱۳۸۰ آنچه را در آن اتاق است نیز تصرف، و درب اتاق را پلمب و مسدود می نمایند. برادر دیگرم سعید چند ماهی است که بازداشت شده است. اطلاع می دهند که خانواده می توانند با ایشان ملاقات داشته باشند. قبل از ملاقات، در اتاقی دیگر آقای محسنی اژه ای (رئیس دادگاه ویژه روحانیت) را می بینیم. برادرم احمد از ضبط اموال و اشیاء آن اتاق با ایشان سخن می گوید و این که پدر بسیار ناراحت است که چرا دیگر وجوهات شرعی را برده اند و دفتر ثبت وجوهات شرعی و نیز نماز و روزه استیجاری مردم را؛ می گوید: آقای محسنی، حتما شما اطلاع ندارید که حتی وجوه شرعی و دفتر ثبت نماز و روزه استیجاری را هم برده اند! و ایشان چه با افتخار پاسخ داد: ما اطلاع داریم؛ از تمامی آنچه تصرف شده اطلاع داریم.

ادامهٔ مطلب »

غلامعلی رجایی: این خونها برای چه به زمین ریخته شد؟ برای اینکه انتقاد از حاکم و حاکمیت سزای زندان داشته باشد؟ بعضی که بر اسب سرکش قدرت سوارند خود را بدون عیب و نقص بدانند؟

نوامبر 27, 2011

* این خونها برای چه به زمین ریخته شد؟ برای اینکه انتقاد از حاکم و حاکمیت سزای زندان داشته باشد؟ بعضی که بر اسب سرکش قدرت سوارند خود را بدون عیب و نقص بدانند؟ منتقدین خود را فتنه گر و وابسته و برانداز بخوانند و به زندان بیندازند؟ دادخواهی بیگناهان را نشنوند؟ اینان از چه غافلند؟ قدرت خدا را دست کم گرفته اند یا از بازیهای روزگار خود را در امان می بینند که برای آه مظلومان هیچ ارزشی قائل نیستند؟

غلامعلی رجایی:  این روزها حال و وضع خوبی ندارم. خواندن فرازهای تکان دهنده ای از شکوایه ها و درد دلها و تظلم خواهی های سید مصطفی تاجزاده و محمد نوری زاد در نامه هایی که به رهبری نوشتند و خوشبختانه یا متاسفانه آنها را برای اطلاع عموم منتشر کردند مرا بسیار متاثرتر از قبل کرد.

به گمان من این نامه ها و مقاله های از سرخیر خواهی و تظلم های بعضی که ستمی بر آنان رفته است به مثابه هشدارهایی هستند که قبل از وقوع زلزله باید جدی گرفته شوند. از این روشنتر نمی شود اعلام خطر کرد که راهی که می رویم و باید نرویم این نیست.

پیشتر هم گفته بودم احساس می کنم که چون حرفها زده شده و گفتنی ها گفته شده اند و در عین حال باز بعضی معتقدند همه چیز در کشور بر وفق مراد است! دیگر از دست این کلمات هم کاری ساخته نیست. مگر خدا عنایتی کند.

در مقاله قبل در چند سطر کوتاه با اشاره به حاکمیت فضای به شدت امنیتی کشور برای نمونه به این خبر- تکان دهنده – اشاره کرده و نوشتم:

سایت فرهنگ لغت نامه دهخدا که چند دهه مورد رجوع محققین داخل و خارج کشور است توسط مبادی ذی ربط فیلتر شده است. ادامهٔ مطلب »

مهدی خزعلی: هر دو جناح حاکمیت درسراشیبی سقوط؛ سئوال ما 600 میلیارد دلار درآمد نفت است که چه شد؟!

نوامبر 27, 2011

فرشته قاضی:  به گفته مهدی خزعلی، تهدیدات محمود احمدی نژاد و اطرافیانش و توافقات پشت پرده باعث شد تا مجلس شورای اسلامی در لحظات آخر وزیر اقتصاد و دارایی را ابقا کند. وی در مصاحبه با روز ابقای وزیر اقتصاد بر مسند وزارت را رای مجلس شورای اسلامی به اختلاس بزرگ ارزیابی می کند. همچنین براساس تحلیل خزعلی، هر دو جناح حکومت در آستانه سقوط اند. او، مدیر انتشارات حیّان و بنیان‌گذار مؤسّسه فرهنگی انتشاراتی اباصالح است؛ فرزند آیت الله خزعلی، عضو مجلس خبرگان رهبری، اما دیدگاههای سیاسی متفاوتی با پدرش دارد و بعد از انتخابات خرداد 88، دو بار بازداشت و با قرار وثیقه آزاد شده است. مهدی خزعلی در این مصاحبه می گوید دو جناح حاکم در ایران مدارکی علیه هم دارند و یکدیگر را تهدید به افشاگری میکنند و از ترس افشاگری ها، منافع ملت را وجه المصالحه میکنند. او هشدار داد: در سراشیبی سقوط هستیم؛ این سراشیبی به سرعت پیش می رود و هر دو جناح حاکم با هم خواهند رفت.اینطور نیست که رفتن احمدی نژاد، جشن جناح مقابل در حاکمیت باشد بلکه آنها نیز رفتنی هستند و خواهند رفت. دکتر خزعلی که پی گیر پرونده عباس پالیزدار هم هست با تکذیب خبر آزادی پالیزدار گفت او را با دست بند و پابند به تخت بیمارستان بسته اند و شرایط برای کشتن او بسیار مناسب است نه برای درمان او. مصاحبه «روز» با مهدی خزعلی را در ذیل بخوانید

  . آقای خزعلی شما بلافاصله بعد از ابقای وزیر اقتصاد در وبلاگتان نوشتید که اختلاس رای آورد. چه عواملی باعث شد مجلس به وزیری رای اعتماد مجدد بدهد که از پیش شواهد نشان از رفتن او داشت و عدم رای اعتماد مجلس؟ فکر میکنم در شرایط طبیعی، در هر کشوری چنین اختلاس بزرگی که رکورد تاریخ بشری را شکسته، رخ دهد، کمترین چیزی که اتفاق می افتد استعفای وزیر اقتصاد یا استیضاح و برکناری او ومدیران بانک هایی است که مسئول این اختلاس بوده اند. استیضاح دیروز هم در اصل به چالش کشیدن سیاست های دولتی بود که منجر به این بی انضباطی مالی شده و انتظار این بود که وزیر ساقط شود، اما در لحظات آخر و با تهدیدات احمدی نژاد و اطرافیانش، وزیر رای اعتماد گرفت ادامهٔ مطلب »

نوری‌زاد: همه آن‌چه بر من رفته است را به صورت فیلم درآوردم

نوامبر 27, 2011

محمد نوریزاد: «در همان لوکیشنی که ماموران اطلاعات ریختند و وسائل را بردند، فیلمبرداری را ادامه دادم و کار را به پایان رساندم»

محمد نوری‌زاد مشغول تهیه فیلمی «محرمانه» برای آیت‌الله خامنه‌ای بوده که ماموران امنیتی وسایل فیلم‌برداری او را برده‌اند. نوری‌زاد به دویچه‌وله می‌گوید، ترس سراپای مراجع را گرفته و امروز با نمایندگانی بزدل روبه‌رو هستیم.

 محمد نوری‌زاد، روزنامه‌نگار و کارگردان منتقد حکومت ایران در نامه نهم خود خطاب به آیت‌الله خامنه‌ای از هجوم ۱۸ مامور اطلاعاتی سپاه به خانه و بردن وسایل و تصاویر ضبط شده خود خبر داده است.

آقای نوری‌زاد که مشغول تهیه فیلمی «محرمانه» برای آیت‌الله خامنه‌ای بوده در گفت‌و‌گو با دویچه‌وله می‌گوید: «هزار بار دیگر هم اگر این اتفاق بیافتد، این فیلم را خواهم ساخت و استفاده مطلوب را از فیلم خواهم کرد.»

در بخش دیگری از نامه آقای نوری‌زاد به «هفت پرسش صریحِ از محمد خاتمی» اشاره شده و این که خاتمی گفته است: «آقای نوری زاد، من به سئوال‌های شما جواب نمی‌دهم».»

محمد نوری‌‌‌زاد می‌نویسد :«من آن پرسش‌های هفتگانه را به زودی منتشر خواهم کرد تا هم شجاعت آقای خاتمی برای ما و شما بازتعریف شود و همه بدانند ترس از سایه ماموران اطلاعاتی چه به روز بزرگان ما آورده است.»

نوری‌زاد که در «نامه نهم» بارها به واژه «ترس» اشاره کرده است، به دویچه‌وله می‌گوید: «اساس ترس این است که نمی‌تواند دائمی باشد.» ادامهٔ مطلب »

نامه‌ی تاریخی آیت‌الله دستغیب به رئیس خبرگان: آقای مهدوی کنی! عجیب است مثل اینکه حفظ اسلام در یک شخص تجلّی کرده که اگر او حفظ نشود اسلام از بین رفته

اکتبر 3, 2011

* عجیب است مثل اینکه حفظ اسلام در یک شخص تجلّی کرده که اگر او حفظ نشود اسلام از بین رفته و اگر او باشد اسلام هم هست

* از چه نظامی دفاع می‌کنید؟ آیا این نظام با اینهمه تخلف، باز هم اسلامی است؟

* ملاحظه بفرمائید که سپاه و بسیج چگونه به سرنوشت مردم مسلط شده که هیچ کس حق سخن گفتن ندارد… آیا انتخاب شما از ناحیه اجتهاد بود یا تقلید؟

* عده‌ای از خبرگان هم که بنا دارند سکوت رعایت شود، به قوه قضائیه هم که شکایت شود که آن هم اختیاری ندارد، اختیارات در قوه قهریه سپاه جمع شده. بنابراین تکلیفی در حضور به مجلس خبرگان نمی‌بینم،

چکیده :حضرت آیت‌الله مهدوی‌کنی! جنابعالی از چه نظامی دفاع می‌کنید، و مردم مدافع کدام نظام باید باشند، می‌فرمائید از نظام اسلامی، حال ببینید با این تخلّفات از قرآن و سنّت باز هم نظام اسلامی است؟ آیا آبروی مؤمن بخصوص مراجع، محترم نیست، و صحیح است که بعضی از آنها مورد هتک واقع شوند؟ آیا نه این است که در محاکمات و پیش از اجراء حکم باید هر دو طرف دعوی حضور داشته باشند و اتّهام معلوم باشد؟ که از جمله آبروی آقایان هاشمی و کروبی و خاتمی و موسوی برده می‌شود با اتّهام‌های واهی و بدون محاکمه، این است اجرای احکام اسلام؟ و این است رضایت امام زمان (علیه‌السلام)؟…

آیت‌الله‌العظمی سید علی‌محمد دستغیب در نامه‌هایی به آیت‌الله مهدوی کنی، رئیس مجلس خبرگان، به شدت از قانون‌شکنی‌های حاکمیت در دو سال اخیر انتقاد کرد و خواستار تشکیل یک کمیته‌ی حقیقت‌یاب مورد رضایت طرفین برای بررسی تخلفات صورت گرفته از شرع و قانون و نیز بررسی علت دخالت سپاه و نیروهای امنیتی در نهادهای مختلف اجتماعی و زندگی مردم شد. ادامهٔ مطلب »

واژه ی” دروغ” به دلیل بی کفایتی، از کار برکنار شد! پیشنهاد برای بیان “این همه بی چشم و رویی”

سپتامبر 28, 2011

احمد پورنجاتی1. مژده، مژده:
به کسانی که واژه ای تر وتازه، پر وپیمان، همه فن حریف، برای بیان “این همه بی چشم و رویی” پیشنهاد کنند، جایزه ای ارزشمند تقدیم می کنم!
مهلت: تا فردا، ساعت ملاقات خانواده های زندانیان و گروگانهای سبز!
بشتابید…

گفتم: آیا سحری از پی شب می آید؟ گفت: اینک سحر و صبحدمش می پاید!
 2
گفتم: ای “میر” کجایی و چرایی در بند؟
گفت: این فصل به کام من آزاده چو قند!
گفتم: آیا سحری از پی شب می آید؟
گفت: اینک سحر و صبحدمش می پاید!
گفتم: ای مرد ، جوانان وطن دل خونند
گفت: بنگر که کلاغان سیه دل چونند!
گفتم: اندیشه ی باران رهایی جاریست،
گفت: تردید مکن، پاسخ تقدیر “آری”ست*!
* پیشکش میر حسین نجیب و بانوی سبز و فرهیخته اش

یازده سال حبس!! برای نرگس محمدی؛ به جرم!! عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر

سپتامبر 28, 2011
محکومیت نرگس محمدی به یازده سال حبس
مضحکه ترین قسمت حکم: دادگاه با توجه به … تبلیغات مسموم و شاعرانه، وی را به 11 سال زندان تعزیری محکوم می‌نماید.
جرس: نرگس محمدی، نائب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر و رئیس هیئت اجرائی شورای ملی صلح به یازده سال حبس تعزیری محکوم شد.

به گزارش رسیده به جرس، نرگس محمدی به دلیل فعالیت در کانون مدافعان حقوق بشر آبان ماه سال 1388 از محل کار خود (شرکت بازرسی مهندسی ایران) اخراج شد و در اردیبهشت سال 1389 به اتهام عضویت در کانون به شعبه 4 دادگاه انقلاب احضار و پس از چند جلسه دفاع برای وی قرار 50 میلیون تومان صادر شد.

اما تنها چند روز بعد، توسط مأموران امنیتی، شبانه و در منزل خود بازداشت شد و در تیرماه سال جاری در شعبه 26 دادگاه انقلاب محاکمه شد.محمدی به استناد ماده 610 قانون مجازات اسلامی (اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور) به تحمل 5سال حبس تعزیری، به استناد ماده 499 ق.م. (عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر) به تحمل 5 سال حبس تعزیری و به استناد ماده 500 ق.م. (در خصوص فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران) به تحمل 1 سال حبس تعزیری و در مجموع به تحمل 11 سال حبس تعزیری محکوم شده است. ادامهٔ مطلب »

خنده اش اینجاست اقا اونموقع با نخست وزیر مشکل داشت نخست وزیری رفت و حالا با ریاست جمهوری مشکل داره نخست وزیری میاد!

سپتامبر 28, 2011

جواد ترابی به سه سال زندان و خانم آجرلو به 4.5 سال محکوم شدند، جواد در زندان است و آجرلو در مجلس!!!!

* در بخش نظرات این نظر بسیار جالب بود: داره نخست وزیری دوباره علم میشه!  خندش اینجاست اقا اونموقع با نخست وزیر مشکل داشت نخست وزیری رفت و حالا با ریاست جمهوری مشکل داره نخست وزیری اومد! اقا جان این ره که تو میروی به ترکستان است و ربطی به نخست وزیر و غیره نداره چشمها را باید با وایتکس شست جور دیگر باید دید!

دکتر خزعلی می نویسد: تلفن را برداشتم، پشت خط صدایی آشنا بود، جواد ترابی ار اوین تماس گرفته بود، هنوز در قرنطینه بود و منتظر تا به بندش برند!  می گفت: ” پهلوان رخصت! می خواهم به حوزه امپراتوری تو وارد شوم! ”

می خواستم به او روحیه دهم که دیدم، سرشار از انرژی است، او محکم تر از همیشه ایستاده است، او به جرم دیدن نادیدنی ها در بند است، او به خلوت حضرات سرک کشیده است! باید خدا را شکر کند که چشمانش را از حدقه در نیاورده اند!

جواد جان؛  اندکی صبر، دیر نیست که بار دیگر همان 124 پرونده تحقیق و تفحص مجلس را بازخوانی کنیم و اموال بیت المال را از کابین زنانشان برگردانیم، آنروز مدال مبارزه با مفسدین اقتصادی را بر گردنت خواهیم آویخت. ادامهٔ مطلب »

سمیه توحیدلو: روزهای سختی بر من گذشت؛ پیروزی ما در گرو معاضدت و پیوند با یکدیگر است،

سپتامبر 28, 2011
اسلام رحمانی و نقد نگاه های تنگ‌نظرانه و تنوع گریز
سمیه توحیدلو* یادمان می ماند که باورهای ما، از ما شهروند درجه بالاتر نمی سازد که همگی در کرامت و حقوق برابریم.

عسی ان تکرهوا شیئا وهو خیر لکم وعسی ان تحبوا شیئا وهو شر لکم والله یعلم وانتم لا تعلمون (بقره :۲۰۶)

روزهای سختی بر من گذشت. اتفاقی خارج از انتظار و واکنش هایی در برابر آنچه که حتی قابل بازگفتن برایم نبود. هرچه نوشته شد و خواندم بیشتر بر این نظر استوارم کرد که، کثرت و تنوع در میان باورهای ما و اعتقادات ما و حتی روش های بروز و ظهور آنها بسیار زیاد است. هریک از ما بنا بر شخصیت و جایگاه خود نقشی را می پذیریم و پذیرش این نقش دلیل بر رد و انکار دیگر نقش ها و نپذیرفتن دیگر باورها و اعتقادات نیست. چرا که تکثر و چند رنگی از کنارهم قرار گرفتن این رنگ هاست که معنا می یابد و دنیای رنگارنگ، همیشه از نوع سیاه و سپیدش چشم نواز تر بوده است. اما امروز بیش از گذشته به خودم یادآوری می کنم، همانقدر که باید در برابر تیغ و شلاق ایستاد، به همان میزان برندگی کینه و نفرت را باید از صحن و سرای جامعه زدود. تمرین بخشندگی کمترین و مهم ترین کاری است که می تواند چشم انداز ما را از آینده، همگون تر و امیدوارانه تر نماید، چنانچه پیشتر هم گفته شده و خوانده ایم که : ادامهٔ مطلب »

دکتر خزعلی: آقای رضایی، شما که مدعی تقلب شدید و گفتید: “چون ناموسم از رای مردم دفاع خواهم کرد! ” مسئول خون شهیدانی هستید که به خیابان آمدند، ناموستان را نمی دانم،

سپتامبر 28, 2011

* یادت هست، بعد از انتخابات، تو گفتی تقلب شده است! من که حرفی از تقلب نزدم! من از اول انتخابات را باطل می دانستم و همیشه هم گفته ام فقط پنج دقیقه (300ثانیه) وقت صدا و سیما را به من بدهید تا انتخابات را مستدل باطل اعلام کنم! در بازجویی ها هم گفته ام که حرف از تقلب در انتخاباتی که مجری و ناظر و داورش خودتان هستید و دادگاهش هم دست شماست، مثل این است که بگویم در انفرادی به کسی تجاوز شده است، بلافاصله می گویید باید چهار شاهد اقامه کنم که لابد نخ هم رد کرده باشند! پس همان بهتر که از این مقوله سخن نگویم!  اما شما که مدعی تقلب شدید و گفتید: “چون ناموسم از رای مردم دفاع خواهم کرد! ” مسئول خون شهیدانی هستید که به خیابان آمدند، ناموستان را نمی دانم، اما خون ندا و هدی و هاله و سهراب و ترانه و صانع به گردن شماست. شما مدعی تقلب بودید! و آنها آمدند به گمان این که شما چون ناموستان از آنها دفاع خواهید کرد، آنها در جنگ نبودند تا بدانند، که گوشت دم توپند! ادامهٔ مطلب »

آیت الله دستغیب: هیات حاکمه از اعتصاب غذای زندانیان متنبه شود و به حرف مردم برگردد

ژوئن 24, 2011
آیت الله دستغیب: هیات حاکمه از اعتصاب غذای زندانیان متنبه شود و به حرف مردم برگردد
جرس: آیت الله دستغیب با انتقاد از حبس زندانیان سیاسی، موسوی و کروبی، از زندانیان سیاسی و کسانی که که به خاطر تخلفات هیئت حاکمه از قرآن و سنت و قانون اساسی دست به اعتصاب غذا و یا روزه سیاسی زده اند و احتمال آن است که خدای ناکرده جانشان در خطر باشد، درخواست کرد که به اعتصاب غذای خود پایان دهند و ابراز امیدواری کرد که هیئت حاکمه نیز متنبّه شوند و به تدریج به رحمت و رافت اسلامی و گوش دادن به حرف حقّ مردم برگردند.

به گزارش حدیث سرو، این مرجع تقلید در دیدار با جمعی از سیاسیون شیراز افزود:  باید این حبس ها و زندان های بی جهت و بدون محاکمه برداشته شود و با این عمل مردم را خوشحال کنند؛ شاید انقلاب اسلامی به تدریج به وضع سابق برگردد و مردم به آینده خودشان و دینشان امیدوار گردند؛ و از این جهت عرض می کنم که این بندگان خدا که در زندانها هستند،سرمایه های مملکتند ادامهٔ مطلب »

پیام بی‌سابقه محمود امجد به مردم ایران: ظلم آن قدر در کشور رواج یافته است، که دیگر تعجب و تأسف مسئولان را بر نمی انگیزد

ژوئن 17, 2011

مظلومان کشته می‌شوند، به حریم خصوصی و جمعی مردم تجاوز می‌شود، آزادی‌های قانونی و ابتدایی که حق اولیه هر انسان است سلب می‌شود که ملال و افسردگی بر چهره پیر و جوان نشسته و مشکلات بسیار، قربانی می‌گیرد. دروغ و عوام فریبی، ریاست می‌کند، اما دریغ از یک فریاد یک همدردی، و همدلی، عذرخواهی

* پایگاه اطلاع‌رسانی محمود امجد یک روز پس از انتشار این نامه سرگشاده استاد حوزه‌های علمیه خطاب به مردم ایران٬ از دسترس خارج شد.

دیگربان: محمود امجد از اساتید سر‌شناس حوزه‌های علمیه در پیامی خطاب به مردم ایران از «تجاوز‌ها»٬ «کشتن‌ها»٬ «بی‌قانونی‌ها»٬ «هتک حیثیت‌ها» و «ظلم‌ها و ستم‌ها» در جمهوری اسلامی انتقاد کرد.

این استاده سر‌شناس اخلاق در پیام خود که روز پنجشنبه (۲۶ خرداد) منتشر شده٬ نوشته است: «امروز بی‌قانونی و اعمال خودسرانه و هتک حیثیت مردم بیداد می‌کند و آن‌قدر رواج یافته که دیگر تعجب و تأسف مسئولان را برنمی‌انگیزد.»

وی نوشته که «ظلم تا كجا بنابراین محكوم به عذابيم. در اين عصر پر آشوب بسيار تلاش كرده‌ام كه اختلافات را به همدلی بدل كنم اما با كمال تأسف روز به روز ظلم و ستم بيشتری را مشاهده می‌نمايم و نمی‌دانم به اين مردم بی‌پناه چه پاسخی بدهم كه آبی بر آتش تألمشان باشد.»

این روحانی افزوده است: «مظلومان کشته می‌شوند، به حریم خصوصی و جمعی مردم تجاوز می‌شود، آزادی‌های قانونی و ابتدایی که حق اولیه هر انسان است سلب می‌شود که ملال و افسردگی بر چهره پیر و جوان نشسته و مشکلات بسیار، قربانی می‌گیرد. دروغ و عوام فریبی، ریاست می‌کند، اما دریغ از یک فریاد یک همدردی، و همدلی، عذرخواهی و تلاش برای تصحیح.»

در بخش دیگری از این پیام آمده است: «هیچ نشانه‌ای حتی از درک این همه خیانت و قانون ‌در کلام و رفتار مسئولان دیده نمی‌شود. وقتی هم از مسئولان ذیربط سوال می‌کنی هیچکس مسئولیت قانون‌شکنی ظالمانه؛ هرج و مرج افسار گسیخته و آشفتگی در سلسله مراتب را به عهده نمی‌گیرد.»

امجد در ادامه پیام خود آورده که «نمی‌دانم چه دست‌های کثیف و جنایت پیشه و خیانتکاری می‌خواهند این مردم نجیب و فداکار خصوصا جوانان خوب و عزیز و متعهد و جستجوگر را از نظام متنفر کنند تا انجا که بنده در منزل خودم نیز نتوانم از نظام و حقیقت اسلام دفاع کنم.»

وی در پایان پیام خود اضافه کرده است: «به خاطر مردم نجیب و بسیاری از جوانان ارزشمند و متدین و فهمنده که خواستن آزادی و عدالت و امنیت حق طبیعی ایشان است ناچارم در مملکت بمانم، و الا ترک وطن کرده و عزلت می‌گزیدم.»

پیام محمود امجد به مردم ایران پس از انتشار گزارش‌هایی مبنی بر ممنو‌ع‌الخروج شدن عروس و نوه وی از سوی مقام‌های امنیتی٬ صادر شده است.

آقای امجد در پیام خود به این موضوع نیز اشاره کرده و نوشته که کسی مسئولیت این اقدام را برعهده نگرفته است.

محمود امجد که در دو سال گذشته به طور تلویحی و غیرمستقیم انتقاد‌هایی متوجه مقام‌های جمهوری اسلامی می‌کرد٬ برای نخستین‌بار این انتقاد‌ها و اعتراض‌ها را به تندی و صراحت بیان کرده است.

متن کامل این پیام به همراه دستخط ایشان به شرح زیر است: ادامهٔ مطلب »

جنتی هم به ملاقات جن گیرها می رود؛ ملاقات با جن گیر علماء ! دکتر خزعلی

ژوئن 17, 2011

خیلی تردید داشتم این پست را بنویسم یا نه، با جن گیر جماعت نمی توان طرف شد، فردا شب توی حمام می بینی اجنه سم دار دارند می زنند و می رقصند، یا به قول قدیمی ها شب توی خواب اجنه کافر کانِ نامبارکشان را روی دهانت گذاشته و آن می کنند که نباید یا یکی از اجنه را می فرستند روی دخل مغازه ات بنشیند و یکی هم روی بخت دخترت می نشیند و حتی ممکن است قوزی روی قوزت بگذارند و هزار شامورتی بازی دیگر که در این مختصر نگنجد!

راستش پدرهر بار که مشهد مشرف می شدند، به دیدار کسی می رفتند که از غیب خبر می داد، همین اواخر گفته بود که هاشمی رئیس خبرگان نمی شود و مهدوی کنی جایش را می گیرد، می گفتند از دو تا سنگ در کلیه راست محافظ آیت الله هم خبر داده و درست از آب درآمده بود. پدر از او خواسته بودند که برای من هم دعایی و کاری بکند! من خیلی دوست دارم این افراد را ببینم، هر کجا باشند، دنبالشان می روم، می خواهم سر از کارشان در  آورم!

وقت گرفته و به منزلش رفتیم، موبایل ها را درراه پله دم در گذاشتیم، اجازه نداد با او عکسی بگیریم، خیلی گرم و صمیمی و شوخ طبع بود، تپل و مپل، با سری کم مو مثلِ خودم، و حدوداً پنجاه و چند ساله، البته ریش و مو را رنگ می کرد و تازه و بشاش و جوان نما بود، کاسب عمده فروش بود، با لهجه غلیظ مشهدی شوخی می کرد، یکی از علمای همراه ما بد جوری به او نگاه می کرد، تا جایی که بارها گفت: ” شما بد جوری به من نگاه می  کنی! “  و شیخ پاسخش داد: ” دکتر که بیشتر به تو نگاه می کند! ” و او گفت: ” آقای دکتر عادی و معمولی نگاه می کند و شما یک جوری نگاه می کنی! “ ادامهٔ مطلب »

آیت الله دستغیب: کسی که پول می گیرد تا دیگران را کتک بزند مال حرام به دست آورده است

ژوئن 17, 2011

ندای سبز آزادی: آیت الله العظمی دستغیب، در جلسه هفتگی تفسیر قرآن که در مسجد قبا، برگزار شد با اشاره به آیات شصت و چهارم و شصت و پنجم سوره غافر فرمودند : همچنانکه زمین مهد زندگى بشر است و باید آرام باشد، جامعه نیز مهد زندگى و پرورش انسانهاست و باید برخوردار از آرامش و امنیت باشد. آرامش اجتماع در گرو آن است که همه مردم خداپرست باشند و صدر و ذیل، فقیر و غنى، همه بر فطرت اولیه که همان توحید و مؤثریت خداى تعالى است حرکت کنند: «أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ: آگاه باشید که یاد خدا آرام‏بخش دلها است». ادامهٔ مطلب »

نوریزاد به خامنه ای(نهمین نامه): تا دیرنشده، صدای اعتراض مردم را بشنو

ژوئن 17, 2011
تا دیرنشده، صدای اعتراض مردم را بشنو
* علی جان، چه خوب که به این دنیا آمدی تا به رهبرما بگویی :  پوزش خواهی شما از مردم،  به تناسب هرخطایی که مرتکب شده اید، کمترین حق بدیهی مردم شماست
* این مردم می خواهند بدانند چه مقدار از پولشان را به افغانستان و چه مقدار از پولشان را به لبنان و سوریه و به هرکجای این دنیای بزرگ بخشوده ای! این مردم می خواهند بدانند چه پولهایی با اشاره ی تو، به کجاها سرازیر شده است.علی جان مردم ما آیا حق ندارند بدانند تو با پولشان چه کرده ای؟
جرس: محمد نوری زاد در یادداشتی بمناسبت روز پدر به رهبری می نویسد: سیدعلی عزیز، تا دیرنشده، صدای اعتراض مردمت را بشنو! وشانه های خودت را از زیر بار این همه مسئولیت بدر ببر. خودت را سبک کن. به مردمت بها بده. و مسئولیت های بی شمار خود را به شانه های خود مردم بسپار. مگرنه این که این مردم، هماره در سخنان تو، فهیم و همراه و با خردند؟ جای تو آن بالاهاست. قله، بله، آنجا جای توست. بپای خیز. دستت را به من بده . یاعلی !

در این نامه که خطاب به حضرت علی (ع) نوشته شده آمده است: این روزها،  ما، با تمام قامت، سرنوشت خود را به سرنوشت بشاراسد قاتل و سرکوبگر گره زده ایم. مردم معترض او را فتنه گر می خوانیم. و در سرکوب آنان، با بشاراسد همراهی می کنیم. اخبار کشتار مردم مسلمان سوریه را جلوی چشم مردم دنیا، سانسور می کنیم. چرا؟ چون اطمینان داریم:مشابهت سقوط بشار اسد، گریبان خود ما را می فشارد.

به گزارش وبسایت محمد نوری زاد متن کامل این نامه بشرح زیر است:

سلام ای علی عزیز.

چه خوب که در این روزها، پای به عرصه ی این دنیا گذاردی تا بشر، برای تماشای همه ی عدالت، بی تاب تو باشد و به تو بنگرد. وبرای تماشای همه ی شایستگی های بشری، رو به سوی تو آورد.

تو به معنی واقعی ” مرد” بودی. جوری که همه ی مردان و زنان عالم، با تماشای تو، وادی مردانگی را از وادی نامردی و نامردمی بازمی شناسند.

چه خوب که رهبرما طرفدار و مشتاق و مطیع و دلمشغول توست. وحتی نسبت جایگاه خود را با تو، در غبار کفش قنبر، غلام تو، می سنجد. ادامهٔ مطلب »

عزت از سر ما رفت نکبت بر ما حکم می کند؛ فیلم سخنرانی محسن کدیور در بزرگداشت عزت الله و شهید هاله سحابی (+دانلود)

ژوئن 17, 2011

از اعضای شورای انقلاب بجز خامنه ای چه کسی در حاکمیت مانده است؟ سلطان امروز هاله را فقط بخاطر بالابردن نوشته «شاه صدای مردم را دیر شنید» که به خود گرفته بود دو سال به زندان افکند

دانشگاه ایالتی کارولینای شمالی ۲۰ خرداد ۱۳۹۰
دانلود – مدت ۴۶ دقیقه
۱۱۷ مگابایت mp4
۲۹ مگابایت  3gp

ادامهٔ مطلب »

باید منطبق بر شرایط داخلی کشور حرکت کرد؛ مشاورارشد میرحسین موسوی

ژوئن 17, 2011
باید منطبق بر شرایط داخلی کشور حرکت کرد
جرس: مشاور ارشد میرحسین موسوی با تاکید بر اینکه هر حرکتی باید مبتنی بر شرایط داخلی کشور باشد اظهار داشت: هر حرکتی که مبتنی بر شرایط داخل کشور نباشد باعث شکست جنبش خواهد شد لذا ما باید به افرادی که الان در ایران در جنبش فعال هستند اعتماد داشته باشیم و بدانیم که آنها رابطه مستقیم تری با توده مردم و نیروهای فعال دارند.

میزگرد دکتر امیر ارجمند و مجتبی واحدی در دانشگاه جرج واشنگتن با عنوان نگاهی به تحولات پیش روی جنبش سبز روز شنبه برگزار شد.
به گزارش جرس، در این برنامه مجتبی واحدی با یادآوری فضای انتخابات سال ۱۳۸۸ اشاره کرد که انتخابات دو سال پیش فرصتی بود که مردم به حاکمیت دادند ولی حاکمیت نشان داد که لیاقت این فرصت را ندارد و پس از برگزاری انتخابات نحوه اعتراضات مردم و برخورد آنها با حاکمیت نیز تغییر کرد.
واحدی افزود: موسوی و کروبی خود را رهبران جنبش نمی دانند بلکه خود را دنباله رویان مردم و همراهان جنبش سبز می دانند. آقای کروبی در مصاحبه ها و بیانیه هایی پس از انتخابات بر ضرورت تغییر قانون اساسی تاکید کرده اند. ما هم اصلاح قانون اساسی را لازم می دانیم ولی برای ما قانون اساسی فعلی مقدمه ای است برای رسیدن به انتخابات آزاد. ادامهٔ مطلب »

حسین زمان: روى صحبتم با جمع كثيرى از شماست كه خود را از علماى دين ميدانيد؛ امروز مى فهمم كه چه دكانى باز كرده بوديد

ژوئن 11, 2011
واى بر من كه چقدر ساده بودم و خوش باور. امروز كه از بالاى منبر ها به پشت ميز رياست و حكمرانى آمده ايد، امروز كه جنس عبا و عمامه تان نيز از بهترين پارچه ها و مركبتان از ماشين هاى آخرين مدل اروپايى است، امروز كه خود را و مردم را فراموش كرده ايد و بنده قدرت شده ايد چهره واقعى تان را ديگر من خوش باور ساده لوح نيزبخوبى ميبينم.

خبرنگاران سبز : سه روز پیش خبری مبنی بر ضرب و شتم یک روحانی جوان که بنابر گفته‏ ها قصد برخورد با مزاحمان به یک خانم را داشته است در رسانه ‏ها منتشر شد. بدنبال این خبر, آیات صافی گلپایگانی, نوری همدانی و مکارم شیرازی که معمولا با مواضع ج.ا. هماهنگی دارند و بخصوص آقاین نوری همدانی و مکارم شیرازی از مدافعان سرسخت نظام هستند با انتشار بیانیه‏های تندی با ابراز تاسف از مجروح شدن یک هم‏لباسی جوان, خواستار برخورد شدید با عوامل ضرب و شتم او شدند و حتی آقای مکارم شیرازی آن‏ها را مفسد فی‏الارض خواند.
 این واکنش تند علما در صورتی منتشر شد که آن‏ها در برابر شکنجه‏ها و کشتارهای فراوان نظام ج.ا. در دو سال گذشته هیچ واکنشی نشان نداده‏اند. حسین زمان, خواننده شناخته شده ایرانی, در نامه‏ای سرگشاده که در تحول سبز منتشر شده است ناباوری خود از این برخوردها بیان کرده است. متن کامل این نامه را در زیر بخوانید.

——————————————
روى صحبتم با جمع كثيرى از شماست كه خود را از علماى دين ميدانيد و به تعبير خودتان لباس پيامبر به تن داريد .ديگر باورتان ندارم. شك دارم . به صحت حرف هايتان و به كردارتان شك دارم . امروز مى فهمم كه چه دكانى باز كرده بوديد و در تمامى اين سالها چگونه با صداقت و سادگى من و امثال من بازى كرده ايد . از خود شرم دارم كه سالها در دوران نوجوانى و جوانى از روى احساس و بدون دقت نظر شما را بعنوان راهبران و دلسوزان اين نظام و مردم ميشناختم.

هر روز كه گذشت بيشتر شناختمتان . هر روز كه گذشت بيشتر از شما فاصله گرفتم . يك عمر پاى منبرتان نشستم و برايم از جوانمردى و ايمان و صداقت و راستگويى گفتيد. يك عمر پاى حرف هايتان نشستم و شجاعت و مردانگى حسين ابن على (ع) را برايم مثال زديد. و من چه ساده بودم كه باورتان ميكردم. و چه مظلوم بود حسين كه ابزار كسب و كارتان شده بود. اگر نبودند امثال معلم شهيد دكتر شريعتى چه بسا به تعبير آن شهيد بزرگوار زينب را در همان گودال قتلگاه و فاطمه را مابين در و ديوار رها كرده بودم و به فراموشى سپرده بودم.

واى بر من كه چقدر ساده بودم و خوش باور.

ادامهٔ مطلب »

سید محمد خاتمی در ديدارباجمعی ازخانواد شهدا: دعوت به صلح به معنای دست کشیدن از خواسته ها نیست، مگر می شود از حقوق مردم کوتاه آمد

ژوئن 11, 2011

سيد محمد خاتمي6

تحول سبز: سید محمد خاتمی با جمعی از خانواده های شهدای خرمشهر و فعالان سیاسی این شهر دیدار و گفت و گو کرد.

به گزارش وب سایت شخصی ایشان، در ابتدای این دیدار حاضران به بیان دیدگاههای خود پیرامون مسائل گوناگون پرداختند.

استقبال از مواضع و سخنان اخیر رئیس جمهوری سابق ایران با تأکید بر حفظ آرمانها و مطالبات به حق مردم، شرح مشکلات و عقب ماندگی های خرمشهر و نیاز مردم مقاوم و شریف این شهر به عنایت بیشتر برای حل مشکلات، بررسی آخرین وضعیت جامعه و مواضعی که در خصوص انتخابات باید اتخاذ شود و نیز انتقاد از وضع موجود و شیوه های جاری، بخصوص درخواست آزادی زندانیان سیاسی و نیز رفع حصر آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی و همسران این دو عزیز اهم مسائلی بود که مورد توجه و خواست حاضران در این نشست قرار داشت. ادامهٔ مطلب »

اتفاقات خرداد ۸۸ تفاوتی با کودتای ۲۸ مرداد نداشت؛ سومین نامه سرگشاده تاجزاده به شریعتمداری بمناسبت سالگرد انتخابات

ژوئن 11, 2011

ندای سبز آزادی: مصطفی تاجزاده در سومین نامه سرگشاده خود به حسین شریعتمداری به بررسی ابعاد مختلف کودتای انتخاباتی سال ۸۸ پرداخته است. وی ضمن طرح سوالاتی در خصوص عملکرد رسوای حاکمیت در این انتخابات ضمن اعتراض به برخوردهای صورت گرفته و مقایسه این رویداد با کودتای ۲۸ مرداد می گوید: “ آنچه جنابعالی و همفکرانتان پس از انتخابات مهندسی شده ۸۸ انجام دادید، واقعاً با رفتار رژیم سابق پس از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ چه تفاوتی دارد؟ مگر رژیم کودتا روزنامه‌های مخالف را بعد از ۲۸ مرداد به تدریج توقیف نکرد؟ آیا شما غیر از این عمل کردید؟ آیا دست به انحلال احزاب منتقد نزدید؟ آیا معترضان را سرکوب نکردید و تعداد زیادی را به زندان نینداختید؟ آیا کوی دانشگاه تهران را به خاک و خون نکشیدید؟ آیا لباس شخصی‌ها را به جان مردم بی‌دفاع، از جمله در مجتمع مسکونی سبحان نینداختید؟ و سرانجام آیا به بهانه مقابله با دشمن، انتخابات آزاد را منتفی نکرده‌اید؟ به نظر جنابعالی کودتا و حکومت نظامی شاخ و دم دارد؟”

در بخش دیگری از این نامه تاج زاده ضمن اعتراض به عملکرد رهبری در مواجهه با اعتراضات رخ داده به خطبه های نماز جمعه رهبری اشاره می کند و می نویسد: “با کمال تأسف باید اعلام کنم برداشت عموم ایرانیان مخالف یا موافق نتیجه انتخابات، از خطبه‌های مذکور حمایت قاطع سخنران از آقای احمدی‌نژاد بود و این که نتیجه انتخابات قطعی و غیر قابل تغییر است. ادامه تظاهرات نیز تحمل نمی‌شود و مسئولیت عواقب آن به عهده شرکت کنندگان در اجتماعات خواهد بود. “ ادامهٔ مطلب »

متن کامل سخنان محسن مخملباف در نشست پاریس (+دانلود)

ژوئن 11, 2011
متن کامل سخنرانی محسن مخملباف در اولین سالگرد جنبش سبز در پاریس، که اکنون پس از یک سال تاخیر و با تحریف در تلویزیون جمهوری اسلامی به نمایش در آمده است.   دانلود
خانه فيلم مخملباف

هشتمین نامه پر مغز و معنای نوری زاد به خامنه ای: ای رهبر محترم بیاییم اعلام کنیم: «ما، انقلاب اسلامی ­کرده­ ها، بیش و افزون­تر از رژیم پهلوی، به اسلام راستین ضربه زده ­ایم»

ژوئن 8, 2011

* اگر تا دیروز، مثلاً هزینه­ ی سفر شاه به یک کشور یا یک شهر و استان خودمان، از طرف ما انقلابیون، بر سر رژیم پهلوی چماق می­ شد، حالا هزینه ­های نجومی سفرهای خودمان را، تحت عنوان «شأن و ضرورت نظام» شرعی کرده­ ایم و دهان همه را بسته­ ایم. که یعنی: «خاموش! این شأن ما و ضرورت این زمانی نظام است که یک چنین دم و دستگاه و ریخت و پاش­ هایی را می­ طلبد»

* ازوضعیت زندان های جمهوری اسلامی می نوسید «ابتدا او را زیر آبشاری از لجنِ ناسزا تن می­شویند. که به قول خودش، کمترین فحش آقایان محترم امام زمانی از «حرام­زاده» شروع و تا جزیی­ترین نسبت­های پلشت به او و بستگانش و آقایان هاشمی رفسنجانی, میرحسین موسوی و مهدی کروبی ادامه پیدا می­کند. غسل مخصوص وی با آبشار ناسزا همراه با تحقیر, تهدید و کتک, با چشم و دست بسته، از بدو ورود به زندان تا نزدیکی صبح ادامه پیدا می کند»

* برای نازشست سرداران سپاه، سهام مخابرات را، و صدها و صدها امتیاز و فرصت و اموال عمومی را به مفت، به قباله­ ی شخصی این آشنای خویش و آن رفیق خود ضمیمه کرده­ ایم و دهان معترضان فلک­ زده را نیز پرخاشگرانه با انگ ضدانقلاب دوخته­ ایم. ای خدای علی و ابوذر و سلمان، ما به اسم تو، چه بلاهایی که بر سر دین تو نیاورده ­ایم!

* باید با گردنی کج و صدایی برآمده از اعماق ورشکستگی، اعلام کنیم: «ما، انقلاب اسلامی ­کرده­ ها، بیش و افزون­تر از رژیم پهلوی، به اسلام راستین ضربه زده ­ایم. و چهره ­ی مخوفی از عقاید و سلایق و منافع خود را به اسم اسلام محمد و علی جا زده ­ایم.

من خود شاهد پرپر زدن یک جوان نازنین اردبیلی بودم که می­ سوخت و می­ گداخت و می­ گفت: «این آقای صادق محصولی، یک پاسدار یک­ لاقبا بیش نبود. چطور با دستی که به دست آقای احمدی­ نژاد، استاندار آن زمان اردبیل داد، ناگهان به صدها میلیارد ثروت مفت دست یافت»؟

* فجایع خودمان را ناچیز می­ شمریم (قتل­های زنجیره ­ای) و فعالیت مدنی رقیب خود را به جاسوسی و براندازی و فتنه تحکم می­ فرماییم (وقایع پیش و پس از انتخابات ۸۸). خلاصه رهبر گرامی، اختراعات اسلامی ما، سفره ­ای شده است که بنا به ضرورت، درهرکجا که به صلاح خود ما باشد، پهنش می­ کنیم و بر آن بساط کاسبی خویش می­ آراییم.

*ما نان به اسم دین خوردیم تا نشان جهانیان، و نشان تاریخ بدهیم که می­ شود خورد. بسیار نیز می توان خورد. تنها حکومت­ های فاسد، از اعتقادات مذهبی مردم سود می­ برند، ما اما نشان دادیم که فراتر از همه ­ی سوداگران دینی، می­ توان اسلام را خرج خود کرد، و همزمان به چهره­ ی غم­ زده ­ی خیل اوصیا و اولیاء، و هزارهزار پیامبر صف به صف نگریست و به شاکله ی نهضت شان غش ­غش خندید!

* پهلوی­ ها – در شکل عمده­ اش- دزدیدند. هم­زمان اما هرگز حسین حسین نکردند. ما چه؟ پول نفت و امتیاز شکر و معدن و کارخانه و سهام مخابرات را بالا می­ کشیم و هم­زمان حسین حسین نیز می­ گوییم و بر سر و سینه می­ کوبیم.

* پیشنهاد می­ کنم متعمدانه، فیلم بازجویی از همسر سعید امامی را هر روز صبح، بعد از نماز، مشاهده بفرمایید. تماشای هر روزه ­ی این خفت دهشتناک، ابتدایی­ ترین خاصیتش در این است که ما به تعریف تازه ­ای از زن دست می یابیم. خاصیت دومش در این خواهد بود که هر کجا خواستیم از علی و فاطمه سند بیاوریم  یادمان بیاید که خودمان چگونه و با چه تمهیدی از پس این ادعا برآمده ­ایم.

* نوری زاد در ادامه خطاب به آیت الله خامنه ای می نویسد «شما اگر سرزده به دیدن آقای میرحسین موسوی، و به دیدن حجج اسلام سید محمد خاتمی و کروبی بروید، آیا دنیای فهم، دنیای عقل، دنیای اسلام و خدا و پیغمبر به شما ایراد می­ گیرند که چرا از دژ بصیرت به زیر رفتید و دست فتنه را در دست گرفتید؟ یا نه، همه­ ی کائنات و همه­ ی پدیده­ ها و همه­ ی مردمان دنیا به فهم و درایت و هوشمندی و نیک­ بینی شما آفرین خواهند گفت؟!»

* من با اطمینان عرض می­ کنم که خواست شهدا و امام و خدای بزرگ و همه­ ی انبیاء و اوصیا و همه­ ی مردم فهیم ایران و جهان همین است که: «به روی همه آغوش بگشایید. مردم رمیده و قهر کرده را بازآورید. شما را به­ خدا برخیزید و درهای بسته­ ی بیت خود را به روی همه­ ی مردمان خویش واکنید.»

* به همه نشان بدهید که شما رهبر همه هستید. از چادری و بدحجاب و بی­حجاب تا حزب­ اللهی و بی­ریش و کراواتی و کافر. نشان بدهید که بیش از همه، غم حتی یک بانوی رها مانده و منحرف را می­ خورید. و حتی به روی جوانانی معتاد و تن­ فروش، چهره می­ گشاییـد و برای برون­ رفت آنان چاره می ­اندیشید.

* او در حالی که 5 ماه پیش این نامه را نوشته می گوید: «آقای احمدی نژاد به وقت ضرورت، از شما “عبور” خواهد کرد و همه ی خاکساری های دروغین خود را کنار خواهد زد و ذات نا متعادل خود را عریان خواهد نمود. سلامت یک فرد را می توان از میزان سلامت اطرافیان او رصد کرد. حضور دزدانی چون محمدرضا رحیمی در اطراف احمدی نژاد، نشان از دزد بودن خود وی دارد. او – احمدی نژاد- نابکاری است که با روی بردن به پرونده سازی، سعی در مخفی نگاه داشتن اسرار دزدی خود دارد. او، یک روز، رو در روی خود شما خواهد ایستاد و به شما خواهد گفت: پرونده ی همه ی شما پیش من است. به دزدی های من و اطرافیان من کاری نداشته باشید تا به دزدی های شما کاری نداشته باشم.»

* شما را به­ خدا دست از سر دو واژه­ ی خواص و عوام بردارید

ندای سبز آزادی: محمد نوری زاد، کارگردان و نویسنده دربندی که به تازگی از زندان آزاد شد و پس از مدتی آزادی اش از زندان را دادستان تهارن مرخصی موقت خواند، هشتمین نامه خود خطاب به آیت الله خامنه ای را منتشر کرد.

ادامهٔ مطلب »

خطاب صریح آیت الله صانعی به رهبر : اگر نمی توانیم مثل امام شویم، لااقل به ضد امام تبدیل نشویم

ژوئن 8, 2011

ندای سبز آزادی: آیت‌الله‌العظمی صانعی از کسانی که به نام اسلام و خون شهدا به قدرت رسیده‌اند، خواست که در اداره امور به روش انبیا و اولیا و سیره امام (س) بیشتر دقت و توجه کنند و اگر نمی‌توانند مثل امام شوند، لااقل به ضد امام تبدیل نشوند.

بر اساس گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیت‌الله‌العظمی صانعی، این مرجع تقلید همزمان با سالروز رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی، در پایان درس خارج فقه خود به تشریح برخی از خصوصیات اخلاقی، سیاسی و اجتماعی حضرت امام پرداخت و خطاب به شاگردان خود گفت: همه باید تلاش کنیم این خصوصیات را در میان خود و جامعه ترویج نماییم و اگر نمی توانیم مثل امام سلام الله علیه شویم لااقل به ضد امام تبدیل نشویم.

ادامهٔ مطلب »

محمد نوری زاد : من به تبعات خروج از دخمه ای که برای خود پرداخته بودم واقف بودم. و نیک می دانستم که چه عاقبتی مرا تعقیب می کند.

ژوئن 8, 2011
* بعد از انتخابات بود که ناگهان من دیدم تتمه ی سرمایه های انقلاب  در حال از دست رفتن است. آن “بسیج” ی که در ذهن و باور من، جز در خدمت و خاکساری به مردم و برای مردم معنا نداشت و ندارد، در برابر مردم ایستاد و به روی مردم تیغ کشید و قمه به دست گرفت و در قامت شعبان بی مخ های دینی پای به صحنه گذارد. دیدم سپاه پاسداران برای همین مردم خط و نشان می کشدو دست به اموال عمومی مردم می برد. سپاهی که طبق قرار ذاتی اش نباید به کارهای سیاسی و اقتصادی و اطلاعاتی داخل شود، به همه ی معاهدات بایسته اش پشت کردو سینه چاک داخل میدان شد و از یک طرف دعوا جانبداری کرد. عقلانیتی [اشاره به رهبر] هم که باید مردمان کشور را به یک چشم بنگرد، خود به حمایت از یک جناج وارد گود شد. اینها بساط فکری مرا به هم ریخت. ما قرار بود جان فدای مردم مان باشیم نه آواری برسرشان. بخشی از این آوار بر سر باورهای من نیز فرود آمد. من دیگر آن فرد سابق نبودم. من باید میان درستی و رعایت نادرستی یکی را برمی گزیدم. و البته هزینه اش را نیز می پرداختم. من به تبعات خروج از دخمه ای که برای خود پرداخته بودم واقف بودم. و نیک می دانستم که چه عاقبتی مرا تعقیب می کند. من می دانستم که طرف مقابل من به حرمت های انسانی پای بند نیست و به محض خروج من از آن دایره متداول، بنا بر واژگونی من خواهد گذارد. من باید کفاره گناهان سابق خود را می پرداختم و  از آن نگرشی که مرا در پیله ی خود می پسندید خروج کردم.

* اینکه هنوز جماعتی از عالمان دینی ما دل در گروی مناسبات تاریخی اسلام دارند و هرگونه تغییر واصلاحی را بر نمی تابند و در عوض بر رعایت اموری اصرار می ورزند که دوره ی آنها سرآمده یا آن اموردر حوزه ی اختیار مردم اند و عالمان دینی ما نباید بدان حریم ورود کنند، همان چیزی است که من نامش را افزودن فضولات به ساحت دین گذارده ام. در باور من، اجبار به حجاب،  توهین به شعور مردمی است که خدا آنان را از پذیرش اجبار برحذر داشته است. حجاب  و پذیرش حجاب حتما و حتما به محدوده ی اختیار بانوان ما راه می برد. اختیاری که فهم و رشد باید در پذیرش آن مشارکت کند وگرنه این اجبار حتما و حتما به نفرت افکنی منجر خواهد شدو راه به جایی نیز نخواهد برد.

ادامهٔ مطلب »

بیانیه جوانان احزاب اصلاح طلب به مناسبت دوم خرداد: دوم خرداد را به عنوان یکی از نقطه های پرفروغ تاریخ ایستادگی مردم ایران پاس می داریم

مه 24, 2011

ندای سبز آزادی: جوانان احزاب اصلاح طلب بیانیه ای به مناسبت فرا رسیدن دوم خرداد منتشر کرده اند.

در گوشه ای از این بیانیه آمده است «ما جوانان احزاب اصلاح طلب دوم خرداد را به عنوان یکی از نقطه های پرفروغ تاریخ ایستادگی مردم ایران پاس می داریم و همچنین سوم خرداد حماسه حضور و ایثار مردم در دفاع از خاک پاک کشور و در دفاع از استقلال و امنیت کشور را پاس می داریم و این دو حماسه حضور را تبریک می گوییم.»

ادامهٔ مطلب »

احمد قابل : با خرافات می خواهند توده ها را راضی نگهدارند؛ این پایان اخلاق و دیانت است در جمهوری اسلامی

مه 22, 2011

فرشته قاضی: احمد قابل آن چه را این روزها رسانه های جناح راست و منتقد دولت درباره  جن گیری  و استفاده از رمالی در اداره کشور می گویند دروغ خوانده و به «روز» می گوید حاکمیت برای تثبیت خود از دروغ ها و شایعات هم نمی گذرد، اگر چنین چیزی وجود داشته و ادعاهایشان درست بوده باشد قطعا یکی دو مورد سند و مدرک ارائه می دادند و به تصویر می کشیدند.

این پژوهشگر دینی معتقد است که باید برای پایان دیانت، اخلاق و انسانیت در این حاکمیت مجلسی گرفت و قبول کرد که تمام اینها در این حاکمیت پایان یافته است.

مصاحبه «روز» را با احمد قابل، پژوهشگر دینی بخوانید.

ادامهٔ مطلب »

ترانه تلخ شعر جدید آریا آرام نژاد؛ بغضهای فروخورده (+دانلود)

مه 22, 2011

 جرس: شعر جدید آریا آرام نژاد، خواننده جوان حامی جنبش سبز با نام “ترانه تلخ” منتشر شد.

  به گزارش جرس، وی دراین شعر جدید سیاستهای اقتصادی و آسیب های اجتماعی را در قالب ترانه بیان کرده و از فشاری که به مردم وارد می شود انتقاد کرده است. آرام نژاد می گوید: ترانه تلخ ، روایتی است از خودفریبی انسانهایی که از روی سادگی و روشن نگری ، بیشتر از کردار ، به شعارها دل می بندند این ترانه داستان زندگی من نیست. این ترانه برگرفته از بغضهای فروخورده پیرمردی است که تشنه عدالت بود..

  آریا آرام‌نژاد که از خوانندگان جوان موسیقی ایران است، پس از انتخابات آهنگ “علی برخیز” وی با استقبال بسیاری مواجه شد.

در پی انتشار این آهنگ آرام‌نژاد ۲۶ بهمن ماه سال ۸۸، توسط اداره اطلاعات بابل به اتهام اقدام علیه امنیت ملی دستگیر شد. و بازداشت وی ۴۴ روز به طول انجامید که تمام این مدت را در بند انفرادی زندان متی‌کلا شهرستان بابل سپری کرد.

 وی در جلسه رسیدگی به اتهامات با قرائت متن دفاعیات خود به شرح شکنجه‌های روحی و جسمی که از سوی بازجویان و ماموران زندان بر او وارد شد پرداخت.

ادامهٔ مطلب »

مهدی خزعلی : کلاهتان را قاضی کنید، کدام بی بصیرتیم، ما یا شما؟

مه 22, 2011

* سال ۸۹ برای بازجو درشت در یک صفحه A4 نوشتم: ” سال نود سال رویارویی احمدی نژاد و حامیان ولایت است! ” به بازجو گفتم این را در جیبت نگه دار، همدیگر را می بینیم!

مهدی خزعلی در سایت خود روزشماری از نوشته های گذشته خود را درباره احمدی نژاد آورده است و در نهایت با توجه به این نوشته ها از زئیس دولت این سوال را پرسیده که کلاهتان را قاضی کنید، کدام بی بصیرتیم؟ متن این یادداشت به شرح زیر است:

سال ۸۳ نوشتم: امروز شهرداری را ستاد انتخاباتی خود کرده است و به معلمان و ائمه جماعات و هیات های مذهبی، از بودجه شهرداری خرج می دهد، فردا یک دولت می شود ستاد انتخاباتی و از بودجه بیت المال خرج می دهد! *جدی نگرفتید!

خرداد ۸۴ در نامه ای به شهردار تهران نوشتم: ” نفی دموکراسی از سوی شما شائبه بازگشت استبداد و دیکتاتوری را در اذهان ایجاد می کند” * توجهی نکردید تا آن شهردار رئیس دولت شد!

خرداد ۸۴ در مقاله ” اندیشه ای خطرناک و ابتر” نوشتم: عده ای می خواهند با آوردن احمدی نژاد روی کار، نظام را ساقط کنند! * باور نکردید!

سال ۸۴ نوشتم: سقاخانه ایشان اگر برای مردم آب ندارد! برای خیلی ها نان داشته است و سازه ای مناسب برای عوام فریبی و جلب رای است، به عبارت دیگر نان آور و رای آور است! * باز هم گوش کسی بدهکار نبود!

سال ۸۴ هنگام تنفیذ حکم ریاست جمهوری، دست رهبری را بوسید، نوشتم: ” امروز دست و پا می بوسد و روزی را می بینم که در برابر رهبری می ایستد! ” و باز نوشتم که او از پشت بر رهبری خنجر خواهد زد! * باور نکردید تا به چشم خویش دیدید!

ادامهٔ مطلب »

احمد منتظری در پاسخ به هاشمی رفسنجانی: اگر با فریاد آیت‌الله منتظری همراهی می شد، امروز شاهد این همه ظلم و شکنجه نبودیم

مه 22, 2011

اگر با فریاد آیت‌الله منتظری همراهی می شد، امروز شاهد این همه ظلم و شکنجه نبودیم

جــرس: در پی اظهارات هاشمی رفسنجانی در جریان مصاحبه با سایت آینده، و بیان مواردی از ده سال اول انقلاب، احمد منتظری با ارسال جوابیه ای به این اظهارات، خطاب به رئیس مجلس وقت ایران خاطرنشان کرد “اگر هنگامی که آیت‌الله منتظری مسأله شکنجه در زندان‌ها را مطرح می‌کرد، به جای بایکوت کردن و حبس اطرافیان و وابستگان و در نهایت حصر خود ایشان، با متجاوزین به حقوق مردم برخورد می‌شد، آیا امروز شاهد شکنجه‌های قرون وسطایی در زندان‌ها بودیم؟! “

به گزارش سایت دفتر مرحوم آیت الله منتظری، پسر این مرجع تقلید در پاسخ به برخی اظهارات رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام خطاب به او یادآور شده است “اگر آن روز که آیت‌الله منتظری پس از فتح خرمشهر و در زمان اقتدار رزمندگان عزیز پیشنهاد اتمام جنگ را مطرح نمود، پذیرفته می‌شد، آیا شاهد این همه خسارات جانی و مالی بودیم و آیا لازم می‌شد جام زهری نوشیده شود؟!

ادامهٔ مطلب »

خاتمی چه گفت؟

مه 22, 2011
رضا رییسیخاتمی با نگاهی معقولانه به واقعیت‌های ایران می کوشد تا گام اول را برای تغییر فضای انسدادی موجود بردارد.

 رضا رییسی: سخنان اخیر سیدمحمد خاتمی با واکنشهای مختلف و متفاوتی روبرو شده است، از تایید و تعریف این سخنان تا نفی و ایراد بر آن. در این میانه کسی بر ضرورت نقد و نقادی بعنوان یکی از اصول بدیهی جامعه مدنی ایرادی ندارد و طرفداران آقای خاتمی هم همچون خود او به گفتمان سازنده و تعاملی با مخالفین و منتقدین التزام دارند و نقد را نفی نمی کنند. اساسا یکی از پایه های فکری خاتمی اهتمام به گفتمان میان اندیشه ها و راهبردها است و هر کسی که او را بری از نقد بداند نمی تواند مدعای همراهی و همدلی با او را داشته باشد؛ اما کیست که نداند فاصله میان نقد منصفانه و مستدل با نقد تخریبی و تخطئه مدارانه بسیار است.