Posts Tagged ‘مهدی خزعلی’

مهدی خزعلی: هر دو جناح حاکمیت درسراشیبی سقوط؛ سئوال ما 600 میلیارد دلار درآمد نفت است که چه شد؟!

نوامبر 27, 2011

فرشته قاضی:  به گفته مهدی خزعلی، تهدیدات محمود احمدی نژاد و اطرافیانش و توافقات پشت پرده باعث شد تا مجلس شورای اسلامی در لحظات آخر وزیر اقتصاد و دارایی را ابقا کند. وی در مصاحبه با روز ابقای وزیر اقتصاد بر مسند وزارت را رای مجلس شورای اسلامی به اختلاس بزرگ ارزیابی می کند. همچنین براساس تحلیل خزعلی، هر دو جناح حکومت در آستانه سقوط اند. او، مدیر انتشارات حیّان و بنیان‌گذار مؤسّسه فرهنگی انتشاراتی اباصالح است؛ فرزند آیت الله خزعلی، عضو مجلس خبرگان رهبری، اما دیدگاههای سیاسی متفاوتی با پدرش دارد و بعد از انتخابات خرداد 88، دو بار بازداشت و با قرار وثیقه آزاد شده است. مهدی خزعلی در این مصاحبه می گوید دو جناح حاکم در ایران مدارکی علیه هم دارند و یکدیگر را تهدید به افشاگری میکنند و از ترس افشاگری ها، منافع ملت را وجه المصالحه میکنند. او هشدار داد: در سراشیبی سقوط هستیم؛ این سراشیبی به سرعت پیش می رود و هر دو جناح حاکم با هم خواهند رفت.اینطور نیست که رفتن احمدی نژاد، جشن جناح مقابل در حاکمیت باشد بلکه آنها نیز رفتنی هستند و خواهند رفت. دکتر خزعلی که پی گیر پرونده عباس پالیزدار هم هست با تکذیب خبر آزادی پالیزدار گفت او را با دست بند و پابند به تخت بیمارستان بسته اند و شرایط برای کشتن او بسیار مناسب است نه برای درمان او. مصاحبه «روز» با مهدی خزعلی را در ذیل بخوانید

  . آقای خزعلی شما بلافاصله بعد از ابقای وزیر اقتصاد در وبلاگتان نوشتید که اختلاس رای آورد. چه عواملی باعث شد مجلس به وزیری رای اعتماد مجدد بدهد که از پیش شواهد نشان از رفتن او داشت و عدم رای اعتماد مجلس؟ فکر میکنم در شرایط طبیعی، در هر کشوری چنین اختلاس بزرگی که رکورد تاریخ بشری را شکسته، رخ دهد، کمترین چیزی که اتفاق می افتد استعفای وزیر اقتصاد یا استیضاح و برکناری او ومدیران بانک هایی است که مسئول این اختلاس بوده اند. استیضاح دیروز هم در اصل به چالش کشیدن سیاست های دولتی بود که منجر به این بی انضباطی مالی شده و انتظار این بود که وزیر ساقط شود، اما در لحظات آخر و با تهدیدات احمدی نژاد و اطرافیانش، وزیر رای اعتماد گرفت ادامهٔ مطلب »

مهدی خزعلی پس از ۲۵ روز اعتصاب غذا و حدود پانزده کیلو کاهش وزن سرافرازانه آزاد شد

اوت 14, 2011

پس از آنکه دکتر مهدی خزعلی علی رغم پیام ها و درخواست های برخی مراجع تقلید و خانواده های شهیدان همت و باکری و دیگر فعالان سیاسی حاضر به شکستن اعتصاب غذای خود نشده بود، مراجع قضایی ایران طی اقدام ناگهانی شامگاه روز گذشته به آزادی ایشان رضایت داده و با قرار وثیقه وی را از زندان اوین آزاد نمودند

مهدی خزعلی

تحول سبز: مهدی خزعلی وبلاگ نویس منتقد دولت پس از ۲۵ روز اعتصاب غذا از زندان اوین آزاد شد.

به گزارش تحول سبز، دکتر مهدی خزعلی مدیر انتشارات حیان و موسس موسسه فرهنگی انتشاراتی اباصالح که ۲۵ روز پیش برای چندمین بار توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت شده بود، شامگاه روز گذشته پس از ۲۵ روز اعتصاب غذا، با قرار وثیقه از زندان اوین آزاد شد.

وی که از لحظه دستگیری خود در اعتراض به رفتار های غیر انسانی درهنگام بازداشت خود و همچنین غیر قانونی بودن بازداشتش دست به اعتصاب غذا زده بود تا آخرین لحظه حاضر به شکستن اعتصاب غذای خود نشده و دست از اعتراض برنداشته بود.همچنین وی در دیدار با خانواده خود اظهار داشته بود که؛ اولین غذای خود را یا از دست همسر خود خواهد خورد و یا از دست ساقی کوثر. وی با بیان این جمله نیز عنوان داشته بود؛ مگر خون ما از خون سید الشهدا رنگین تر است، پس تا آخرین لحظه در مقابل ظلم سکوت نخواهم کرد و به اعتصاب غذایم ادامه خواهم داد. ادامهٔ مطلب »

این حکایت بدیع در این 72 سال کجا بود/ راستی آن قابله کجاست ؟! با یک یا علی باورهای مردم را به باد ندهید!

آوریل 20, 2011

مهدی خزعلی: می گویند دزد نگون بختی به خانه روضه خوانی رفت، شیخ حاصل عمری روضه خوانی را برای دوران پیری در صندوقی نهاده بود، دزد هرچه ارزشی بود و صندوق را در انبان خویش نهاد و خواست بر دوش کشد، به رسم عادت، هنگام بر دوش کشیدن بار گران انبان، گفت :” یا علی “  شیخ از خواب بیدار شد و گفت: ” مردک این حاصل عمری ” یا حسین” گفتن من است، تو با یک ” یاعلی ” می خواهی همه را ببری!

حال حکایت ماست و امام جمعه قم، ائمه هدی و نواب اربعه، علماء اعلام، حضرات آیات، حجج اسلام و مراجع عظام با مدد همۀ حواریون و انصار، شاعران و واعظان و مداحان با ذکر مصیبت و ذبح سر اولیاء و اوصیاء، دین مردم را به این جا رسانده اند و اینک جناب تولیت آستانه مقدسه حضرت معصومه سلام الله علیها و امام جمعه قم حاصل 14 قرن ” یاحسین”  گفتن را با یک ” یاعلی ” به باد داده است!

نمی خواهم بگویم این حکایت را رندان از حکایات  عبید اقتباس کرده اند و شرم دارم از باز گویی آن حکایت، که هجو است و هتک مقدسات و شایسته نیست ذکرآن، در آن حکایت هم بخت برگشته ای به توسل می گوید: ” یاعلی” و دیگری در جوابش می گوید: ” علی یارت” و کار خویش می کند!، این حکایت مجعول را رنود ساخته و پرداخته اند تا خاطره آن طنز را تداعی کنند و شیخ ساده دل ما در دام افتاده است!

ادامهٔ مطلب »

به دنبال شکایت احمدی نژاد از مهدی خزعلی عنوان شد: آقای احمدی نژاد حق دارد، می دانم کجایش می سوزد، فقط باید به ایشان یادآوری کرد که : ” آب را بریز همان جا که می سوزد! “

آوریل 13, 2011

×امروز جای متهم و شاکی عوض شده است، متهم آنقدر جسور و بی پروا شده که طرح شکایت می کند

تازه از شعبه 28 دادگاه انقلاب بازگشته بودم و هنوز گلویی تازه نکرده و داشتم برای خودم چای می ریختم که منشی وارد اتاق شد، از دور ترازوی قوه قضاییه را در سربرگی که همراه داشت دیدم، نمی دانم چرا من وقتی به این ترازو نگاه می کنم، احساس می کنم در وسط آن آدمی را به صلیب کشیده اند و تازه بار سنگین کفه های ترازو را هم بر دستان آن نگون بخت قرار داده اند! گاهی تیغه شاقول ترازو را چون دشنه ای می بینم که می خواهد در قلبم فرو رود، نوک این دشنه را خون آلود می بینم، برگه را بر روی میز من قرار می دهد، احضاریه جدید است، مرا به شعبه دوازدهم بازپرسی کارکنان دولت احضار کرده اند!

علت حضور: ” در خصوص شکایت معاونت حقوقی رئیس جمهور علیه شما دایر به توهین و اهانت !، … و نتیجه عدم حضور جلب می باشد!

ادامهٔ مطلب »

تفنگ گراز کُش در خیابان آزادی ! راهش این نیست، بیراهه می روید،لجبازی با مردم آخر و عاقبت ندارد

فوریه 25, 2011

امروز هم خیابان های تهران پر از نیروهای ضد شورش بود، یگان موتوری و لباس شخصی ها و گاردی های سراپا زره پوش،  مثل همیشه بودند! اما یگان موتوری جدیدی با بادگیرهای آمریکایی اضافه شده بودند، یک تفنگ جدید هم آورده بودند که روز اول اسفند هم در دستشان بود، از گاردی مسلح  پرسیدم: » این تفنگ چیست؟ دوران ما نبود!» گفت : » شما کدام دوران بودید؟» عرض کردم: » دوران جنگ! »  گفت : » این تفنگ گراز کش است! » هر چه بود تیرهای بزرگی داشت که ساچمه پخش می گرد و در آن واحد می توانست دهها پرنده را هدف قرار دهد!

چیز عجیب دیگری که امروز دیدم، تفنگ ژ 3 دوربین دار بود، نمی دانم چرا تفنگ جنگی – آنهم دوربین دار – آورده بودند، راستش اول که تفنگ جنگی در دستان آنها دیدم، شک کردم، گفتم نکند از منافقین باشند و آمده اند تا باز صانع ژاله و محمد مختاری دیگری را ترور کنند! اما دیدم خیر، لباس فرم دارند و از نیروهای ضد شورش اند!  می گفتند که نیروهای ضد شورش با سلاح گرم نمی آیند، اما ظاهراً آمده بودند، خدا به خیر بگذراند!

مطلب جالب توجه دیگر این که با وجود آماده باش صد درصد و حضور پر تعداد  نیروهی ضد شورش، مردم به خیابان نیامده بودند، ظاهراً غافلگیری 25 بهمن موجب شده است تا هر شایعه حضور را جدی بگیرند، مردم هم دست آنها را خوانده اند، نمی آیند و نمی آیند تا وقتی که خیال آقایان راحت می شود و همه اعلام می کنند » فتنه تمام شد» به یکباره 25 بهمن را می آفرینند و کاسه کوزه های آنها را در هم می ریزند!  به هر حال این قصه سر دراز دارد و هر روز بیشتر و بیشتر می شود، باز هم می گویم، راهش این نیست، بیراهه می روید، لجبازی با مردم آخر و عاقبت ندارد، بیایید پای حرف مردم و آنها را بشنوید، هنوز هم کورسوی امیدی برای اصلاح مانده است، هر چند بسیاری می گویند که دیگر دیر شده است و آب رفته را نتوان به جوی بازگرداند!

5 اسفند 1389 / مهدی خزعلی

ایکاش آنروز در مجلس بودم!‌ بخدا قسم مردانگی را برایشان تفسیر می کردم! مهدی خزعلی (درووووود)

فوریه 21, 2011

آنروز که به جای شعور، شعار دادند!  بجای اندیشه، مشت نشانمان دادند! بجای سخن، فریاد کشیدند! بجای فکر، مکر کردند! و دریغ از یک مرد که برخیزد و در گوششان نجوا کند که ای بیخبران؛ آنچه خورده اید، نیم بیشترش آب بوده است! این عربده مستانه و هل من مبارز برای چیست؟ این جا مجلس است، کافه را اشتباه آمده اید! کمی هم دیر آمده اید، قدری آنسوتر، سر لاله زار، 32 سال قبل، می رفتید و هر چه می خواستید فریاد می زدید، می توانستید بطری و صندلی بر سر یکدیگر بکوبید و بگویید بر ما حرجی نیست!

اما اینجا مجلس است و محل قانونگذاری، محل فریاد و شعار و احسنت و مرحبا و درست است و صحیح است، نیست!  حال می فهمم چرا مرا رد صلاحیت کردند! بخدای شهیدان سوگند،  اگر من در مجلس بودم در برابر همه شعارها، فریاد شعوری سر می دادم بلند تر و رساتر از همه فریادها، بخدا قسم مردانگی را برایشان تفسیر می کردم! هر چند در کنار چنین نمایندگانی نشستن شرم آور است!

29 بهمن 1389 / مهدی خزعلی

آش پشت پا !

از وقتی که گفته اند: » قلم سیاسی نزن! »  این حقیر سرا پا تقصیر، کتاب مستطاب آشپزی در دست گرفته و حاشیه می‌زنم، حلیم بادمجان مجوز انتشار نگرفت، نمی دانم چرا؟  آش شله قلمکار را هم بدون مجوز سرو کردیم، بعضی می گفتند : روغن و پیازداغش کم است و بعضی ها هم از دستپخت ما خوششان آمده است و می گویند همین آشپزی بیشتر به مذاقمان سازگار است، اما ما خودمان دوست داریم قلم بزنیم، زیاد از آشپزی هم سر رشته نداریم، بنا داریم، آخرین آشپزی مان » آش پشت پا » باشد و بعد از آن باز برویم سر کار و زندگی خودمان، همان نویسندگی و قلم زدن برازنده ماست، درست است که نان ندارد و حتی نان آدم را آجر می کند، اما سراسر عشقبازی است، عشق است، صفاست!

» در خانه ما رونق ار نیست صفا هست      آنجا که صفا هست در آن نور خدا هست »

دعا کنید زودتر این »  آش پشت پا » را بپزیم و به کار خود برگردیم، همه شما » آش پشت پا » مهمان من !

28 بهمن 1389 / مهدی خزعلی

خاطرات ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ / مهدی خزعلی

فوریه 18, 2011

شهر خلوت تر از همیشه بود، صبح به منزل پدر رفتم، درخیابان ولیعصر و میدان تجریش و شریعتی و پاسداران حتی یک پلیس هم دیده نمی شد، خیلی عجیب بود، با خود گفتم لابد همه را برده اند خیابان انقلاب و آزادی!  ساعت ۲ برگشتم، در مسیر از مقابل دانشگاه تهران و میدان انقلاب گذشتم، خبری نبود، سر گذر ها تعدادی نیروی انتظامی ایستاده بودند، از گارد و موتور سواران هم خبری نبود!  ساعت ۳ گروههاو دستجات چند نفری از همه خیابان‌های منتهی به انقلاب و آزادی سرازیر بودند، از گام‌های محکم و استوارشان می شد فهمید که به کجا می روند. دوستی آمد و با موتور او تا فردوسی رفتیم، پیاده روی شمالی خیابان انقلاب مملو از جمعیت شده بود که با سرعت به سمت آزادی در حرکت بودند، با سکوت مطلق، گویی که پی کار خویش می روند، تمام میدان انقلاب و خیابان های انقلاب و آزادی و … مملو از نیروهای ضد شورش و موتوری های بسیجی شده بود، صدای چق چق شوکر ها برای ایجاد رعب بلند بود، اما مردم آرام و بی صدا در پیاده روها در حرکت بودند!

ادامهٔ مطلب »

مراجع تقلید؛ جا دارد در این غصه بمیرید ! مهدی خزعلی

فوریه 13, 2011
حضرات آیات، مراجع عظام، علمای اعلام، ای کسانی که در گوش ما خواندید که امیر مومنان علی علیه السلام وقتی شنید خلخال از پای زن یهودی درآورده اند گریست و فرمود: » هر مومنی که این خبر را بشنود جا دارد از غصه بمیرد! »
شما هنوز زنده اید؟  هنوز نفس می کشید؟ هنوز از غصه زنان مسلمان این مرز و بوم نمرده اید؟
مگرمرجعیت مرده است؟  مگرروحانیت مرده است؟  نه، شیعه زنده و پوینده است، خون حسین علیه السلام در رگهای شیعه جریان دارد، ای کسانی که هنوزخود را زنده می پندارید، خبر را بخوانید و اگر زنده اید در این غصه دق کنید و بمیرید!
23 بهمن 1389 / مهدی خزعلی

ادامهٔ مطلب »